سلام , به سایت پایان نامه دات کام خوش آمدید
  • در انجام پایان نامه خود مشکل دارید؟نمیتوانید موضوع جدید انتخاب کنید؟برای نوشتن پروپوزال وقت کافی ندارید؟با ما تماس بگیرید بهترین متخصصان را برای انجام کار شما در اختیار داریم...

  • در انجام پایان نامه خود مشکل دارید؟نمیتوانید موضوع جدید انتخاب کنید؟برای نوشتن پروپوزال وقت کافی ندارید؟با ما تماس بگیرید بهترین متخصصان را برای انجام کار شما در اختیار داریم...

  • در انجام پایان نامه خود مشکل دارید؟نمیتوانید موضوع جدید انتخاب کنید؟برای نوشتن پروپوزال وقت کافی ندارید؟با ما تماس بگیرید بهترین متخصصان را برای انجام کار شما در اختیار داریم...

  • در انجام پایان نامه خود مشکل دارید؟نمیتوانید موضوع جدید انتخاب کنید؟برای نوشتن پروپوزال وقت کافی ندارید؟با ما تماس بگیرید بهترین متخصصان را برای انجام کار شما در اختیار داریم...

  • در انجام پایان نامه خود مشکل دارید؟نمیتوانید موضوع جدید انتخاب کنید؟برای نوشتن پروپوزال وقت کافی ندارید؟با ما تماس بگیرید بهترین متخصصان را برای انجام کار شما در اختیار داریم...

اعتماد کنید :

» بررسی امكان شناخت خدا از ديدگاه فلوطين و ملاصدرا

توسط: pardazesh در 20-10-1394, 10:14 | دسته: اخلاق و معارف, فلسفه | تعداد بازدید : 660

چکيده :
بررسی امکان شناخت خدا و راه ها و شيوه هاي سلبي يا ايجابي آن همواره از مسائل اصلي تفکر بشري در اديان و مکاتب گوناگون بوده است . در اين پژوهش ديدگاه دوتن از فيلسوفان بزرگ غرب و اسلام ،يعني فلوطين و ملاصدرا درباره نحوه شناخت خدا و راه هاي سلبي و ايجابی آن بررسي شده است .
فلوطين آخرين فيلسوف بزرگ از فيلسوفان عهد باستان و نامي ترين نماينده مکتب نو افلاطوني است و نظام او به عالي ترين وجه درباره خدا به تفصيل سخن گفته و در اين باره نظريه پردازي کرده است . طبق نظر فلوطين ، عالم از ساحت الوهي صادر مي شود که عبارت است از سه ا قنوم : احد ، عقل ، نفس . بر خلاف اقنوم های تثليث دين مسيح ،اين ها از نظر مرتبه نابرابر هستند . احد عقل را و عقل نفس را ايجاد مي کند . فلوطين احد را با واژه هاي کاملاً سلبي توصيف مي کند . احد به کلي هم فراتر از هستي و هم فراتر از انديشه است . احد يک امر متعين با لذات ، کاملاً بسيط ، نامتناهي و بدون تغيير است که هيچ وصف ثبوتي را نمي توان به او نسبت داد . فلوطين نشأت گرفتن عقل از احد را از طريق استعاره هايي چون فیضان و صدور بيان مي کند .
ملاصدرا نيز از بزرگترين فلاسفه جهان اسلام و بنيان گذار يکي از سه سنت فلسفي بزرگ اسلامي يعني حکمت متعاليه است ، وي تلاش کرد بديع ترين آرا و ابتکارات فکري خود را با عقايد متقدم يونان و اسلام پيوند زند ،اما واضح است که فلسفه او براساس اصالت وجود و تشکيک در مراتب هستي پي ريزي شده است ، هرچند جزئيات آن در نظام هاي فکري پيشين ، سابقه داشته است ، اما در هندسه معرفتي او جايگاهي جديد و نقش تازه يافته و نتايج و پيامدهاي نوي را پديد آورده است .
ديدگاه فلوطين درباره معرفت خدا ، ديدگاهي سه و جهي است ، به اين معنا که وي سه نظر مختلف در اين باره مطرح کرده است که عبارتند از :1- معرفت خدا ممکن نيست 2- معرفت سلبي به خدا ممکن است 3- معرفت ايجابي به خدا ممکن است .
فلوطين بيشترين تأکيد را بر الهيات سلبي داشته و سعي کرده است که اوصاف ايجابي به او نسبت ندهد ، اما نهايتاً اوصافي ايجابي براي خدا ذکر کرده است صدرا به امکان شناخت خدا معتقد است و هم صفات ايجابي و سلبي رابه او نسبت مي دهد ، اما همه اوصاف سلبي رابه اوصاف ايجابي باز مي گرداند . هر دو فيلسوف به امکان شناخت خدا به نحو حضوري اعتقاد دارند . در این پژوهش فصل اول به کلیات ، فصل دوم درباره شناخت خدا از دیدگاه فلوطین و فصل سوم به شناخت خدا از دیدگاه ملاصدرا پرداخته شده و در فصل چهارم مقایسه ای میان نظرات ایندو صورت گرفته ، موارد مشترک و اختلافی مشخص گردیده است و فصل پنجم نیز نتیجه گیری مباحث فصل های چهارگانه است.

 

150صفحه فایل ورد (Word) فونت 14 منابع و پاورقی دارد قیمت 39000 تومان

 

پس از پرداخت آنلاین میتوانید فایل کامل این پروژه را دانلود کنید


ادامه مطلب :

فهرست مطالب
عنوان صفحه
چكيده

فصل اول : کليات پژوهش
1-1 بيان مسأله 2
1-2 اهداف و اهميت تحقيق 2
1-3 پيشينه تحقيق 3
1-4 سؤالات تحقيق 3
1-5 فرضيه تحقيق 3
1-6 محدوده و قلمرو تحقيق 4
1-7 روش تحقيق 4
1-8 طرح تحقيق 4

فصل دوم :شناخت خدا از ديدگاه فلوطين
مقدمه 6
2-1 بخش اول :زندگي ،آثار و انديشه هاي فلوطين 8
الف . زندگي 8
ب. آثار 10
ج . انديشه ها 11
2-1-2 اهميت فلوطين در تفکرات فلسفي 14
2-1 -3 اصول کلي فلسفه فلوطين 15
بخش دوم : مباني نظر خداشناسي فلوطين 17
2. – 2 – 1 ديدگاه ها در امکان شناخت خدا 17
الف . نظريه تعطيل 17
ب. نظريه تشبيه 17
ج. ديدگاه تنزيه 19
د. جمع بين تشبيه و تنزيه 19
2 – 2 – 2 مباني نظري خداشناسي فلوطين 21
1. الهيات سلبي 21
2. يگانه راه معرفت احد 23
3. تثليت اقانيم در فلسفه فلوطین 24
4. تأثير پذيري فلوطين از فلاسفه پيشين 25
5. مفهوم فوق وجود بودن احد 26
6. عينيت ذات با صفات 27
بخش سوم : شناخت خدا از ديدگاه فلوطين 28
2 – 3 – 1 مقدمه : 28
ديدگاه سه وجهي فلوطين در شناخت خدا 28
2 – 3- 2 شناخت خدا ممکن نيست 30
2 – 3 – 2 -1 دلايل عدم شناخت خدا 30
الف . احد شي ء نيست 30
ب. احد فاقد صورت است 31
ج. احد فوق وجود است 32
د. احد داراي اطلاق است 34
ه . احد بدون اسم است 34
و . مقام بدون حکم 36
ز. احد برتر از شناخت 36
2 – 3 – 3 معرفت سلبي به خدا 36
الف . سلب حيات از احد 37 ب . سلب ارتباط او با هستي 37
ج. نفي کثرت در ذات 38
د.سلب حرکت و زمان 38
ه. نفي قصد زائد بر ذات 38
و. سلب شيء بودن 38
ز. سلب تصاد در ذات 39
ح. سلب صنع بي واسطه 39
ط. نفي شريک 39
ي. نفي ترکيب 39
ک. نفي نياز به غير 40
ل. نفي جسمانيت 40
م. نفي اراده و اختيار و استقلال به مفهوم انساني 41
ن. تجرد از زمان و مکان 41
ص. نفي انديشه 42
2 – 3 – 4 معرفت ايجابي به خدا 43
مقدمه : اصالت وحدت در فلسفه فلوطين 43
2 – 3 – 4 – 1 اوصاف ايجابي احد 45
الف. وحدت 45
ب. بساطت 46
ج. اطلاق و عدم تناهي 48
د. فيض و فياضت 49
اهميت جايگاه نظريه فيض 51
ويژگي هاي فيض از نظر فلوطين 53
ويژگي هاي فيض از نظر ملاصدرا 55
ه. علم احد 56
و. اراده و اختيار 57
• مفهوم اراده احد 58
• اراده فعلي احد 59
ز. حضور همه جايي احد 59
ح. حب معروفيت 60
ط. ديگر اوصاف ايجابي احد 61
2 – 3 -5 علم حضوري به احد 61

فصل سوم : شناخت خدا از ديدگاه ملاصدرا
بخش اول : 3-1 زندگي ،آثار و انديشه ها ملاصدرا 64
الف . زندگي 64
ب. آثار 67
ج. انديشه هاي ملاصدرا 67
3-2 اهميت و جايگاه تفکر فلسفي ملاصدرا 70
3-3 ستايش هاي ملاصدرا از نويسنده اثولوجيا 72
3-4 تأثير اثولوجیا بر مباحث مختلف حکمت متعاليه 73
بخش دوم : مباني نظري شناخت از ديدگاه ملاصدرا 74
3- 2 -1 تعريف معرفت 74
امتناع تعريف منطقي علم 75
3– 2 -2 تفسير صدرا از معرفت 76
الف . علم صورت است 76
ب. علم ظهور است 76
ج. علم وجود است 77
د. علم حصول است 77
3 – 2 – 3 اقسام معرفت 77
3 – 2 – 3 – 1 نخستين تقسیم علم : حصولي و حضوري 78
علم حضوري و مصاديق آن 78
بازگشت علم حصولي به علم حضوري 78
3– 2 -3 – 2 تقسيم علم براساس مراتب هستي 79
3– 2 -3 – 3 امکان معرفت به طور مطلق 79
ديدگاه صدرا در امکان معرفت 79
فرايند ادراک 79
تعالي نفس و امکان معرفت 82
اثبات واقيعيات و امکان شناخت آنها 83
3– 2 -3 – 4 قلمرو معرفت 85
1. مراتب چهار گانه معرفت 85
2. قلمرو معرفت حصولي و حضوري 85
3. تفاوت علم حصولي و حضوري 86
4. تفاوت مفاهيم ماهوي و وجودي 87
5. دو دليل بر عدم امکان شناخت حقيقت وجود با علم حصولي 88
بخش سوم : 3 – 3 – 1 شناخت خداوند از ديدگاه ملاصدرا 90
الف . ادراک ذات خدا 90
ب. مراتب شناخت خدا 91
ج. ادراک ذات خدا 93
د.عدم امکان علم به واجب از طريق علم حصولي 93
ه. امتناع اکتناه ذات واجب با علم حضوري 94
3 – 3 – 2 يگانگي ماهیت و انيت واجب 95
1. وحدت واجب الوجود 96
2. اثبات واجب الوجود 96
3. اثبات توحيد واجب 97
3. 3 شناخت خدا از طريق صفات ايجابي و سلبي 98
3 – 3 – 1 مقدمه :مباني سه گانه صدرا در شناخت صفات خدا 98
3 – 3 – 2 اقسام صفات الهي :ايجابي و سلبي 101
الف . صفات حقيقي 104
ب. صفات اضافي 104
ج.صفات معقول 105
3 – 3 – 3 واجب واجد تمامي کمالات 106
حمل اشياء بر واجب به نحو حقيقه و رقيقه 108
3– 3 – 4 دو دليل عينيت ذات با صفات 108
3 – 3 – 5 معناي نفي صفات از خدا 109
رد دو ديدگاه در عينيت صفات 109
3– 3 – 6 حمل مفاهيم شي وموجود بر خدا 110
رد نظريه تعطيل 111
خلاصه ديدگاه ملاصدرا 113
3– 3 – 7 علم واجب تعالي 114
3 – 3 – 8 صفات سلبي واجب 115

فصل چهارم :بررسي تطبيقي معرفت خدا از نظر فلوطين و ملاصدرا
4– 1 اصول و قواعد مشترک خدا شناسي فلوطين و صدرا 118
4 – 2 مسائل مشترک فلسفي خداشناسي در دو نظام 121
4 – 3 موارد مشترک در صفات الهي 124
4 – 4 موارد اختلاف دو نظام فلسفي 127

فصل پنجم :نتيجه گيري
الف . ديدگاه هاي فلوطين 135
ب. ديدگاه هاي ملاصدرا 139

فهرست منابع و مآخذ
فهرست منابع فارسي 146
فهرست منابع انگليسي 150

 

1-1 بيان مسأله
از دغدغه هاي اساسي انسان در طول تاريخ ،امکان معرفت و شناخت خداوند متعال است . نيم نگاهي به تاريخ بشريت و ظهور اديان آسماني ثابت مي کند ، انسان همواره با پرسش ها ، چالش ها وشبهاتي در اين زمينه روبه رو بوده است . آيا معرفت انسان به خالق امکان پذير است؟ اگر چنين است راه هاي آن کدام است ؟معرفت حصولي يا حضوري و شهودي ، معرفت ايجابي يا سلبي ؟
با توجه به اهميت مسئله امکان شناخت خدا ، که ذهن فيلسوفان ، متکلمان و انديشمندان بسياري را به خود معطوف ساخته است ، در اين پژوهش ،نظر دو تن از فلاسفه بزرگ غرب و اسلام يعني فلوطين و ملاصدرا که هر کدام در مقطع تاريخي خود از چهره هاي تأثير گذار در انديشه و تفکر انساني بوده اند ، بررسي مي شود .

1 – 2 اهداف و اهميت تحقيق
در تمام اعصار تاريخ ،هميشه چند معما براي بشر مطرح بوده است ، از جمله اينکه آيا خدا وجود دارد و اگر وجود دارد ، اساسا امکان شناخت آن فراهم است . اين خدا داراي چه صفاتي است ؟ ايجابي يا سلبي ، آيا صفاتي را بايد بر او حمل کرد يا از او سلب کرد . اين تحقيق بر آن است که سيري در انديشه فلوطين و ملاصدرا در خصوص امکان شناخت خدا انجام دهد تا دريابد ديدگاه هاي اين دو فيلسوف بزرگ درباره امکان ونحوه شناخت خداوند چيست ؟راه هاي معرفت آن کدام است ،موارد مشترک و اختلاف در ديدگاه هاي آنها چه مواردي است ؟ لذا با بررسي مقايسه اي تحليلي ، بين آرا و نظریات اين دو فيلسوف ، درصدد رسيدن به اين اهداف است .
1 – 3 پيشينه تحقيق
چنانکه گفته شد ،مسئله شناخت انسان از خدا ، تاريخي طولاني دارد و فيلسوفان ، متکلمان و انديشمندان مختلفي در اين زمينه تحقيقات و بررسي هاي مختلفي انجام داده و آثار و کتاب هاي متعددي در اين خصوص وجود دارد . ديدگاه فلوطين و ملاصدرا ،درباره امکان شناخت خدا ، به صورت پراکنده در کتاب هاي تاريخ فلسفه و کتاب هايي که درباره خداشناسي نوشته شده و کتاب هايي که درباره اين دو فيلسوف است ، اشاره شده است ، اما به صورت مستقل تحقيقي در اين خصوص وجود ندارد .

1 – 4 سؤالات تحقيق
1. آيا به نظر فلوطين ،شناخت خدا ،ممکن و ميسر است ؟
2. نظر فلوطين درباره راه هاي شناخت خدا چيست ؟
3. شناخت خدا از چه شيوه اي ميسر است ؟سلبي يا ايجابي ؟حصولي يا حضوري ؟
4. نظر ملاصدرا درباره شناخت خدا چيست ؟
5. آيا شباهت ها و يا تفاوت هايي ميان نظر فلوطين و ملاصدرا وجود دارد ؟
1 - 5 فرضيه تحقيق
طرح ديدگاه فلوطين و ملاصدرا حول محور امکان شناخت خدا و بيان شباهت ها و تفاوت هاي نظر آنها. از نظر فلوطین شناخت خدا چند وجهی است و همین وجوه سبب ابهام در تفکر فلوطین شده است و عده ای آنرا تناقضی آشکار در اندیشه های او می دانند . به نظر فلوطین بهترین راه شناخت خدا ، راه سلبی است اما راه های دیگر نیز مطرح است مانند معرفت ایجابی .
دیدگاه ملاصدرا در شناخت خدا ، مبتنی بر اصول حکمت متعالیه مانند اصالت وجود و تشکیک در وجود است . تفاوت هایی اساسی در امکان شناخت خدا و راه های آن میان نظر فلوطین و صدرا مشاهده می شود ، البته مشابهت هایی نیز وجود دارد .

1 – 6 محدوده و قلمرو تحقيق
در اين تحقيق مباني فکري دو فيلسوف (فلوطين و ملاصدرا) درباره امکان شناخت باري تعالي مطرح شده و سعي شده است مسائل مرتبط با شناخت خداوند و شيوه هاي آن مانند امکان شناخت ، شناخت حصولي و حضوري ، سلبي و ايجابي و ... بررسي گردد .

1 – 7 روش تحقيق
روش مطالعه اين تحقيق به صورت کتابخانه اي بوده است که با استفاده از کتابخانه عظيم پدرم و تهيه فيش هاي مناسب ، بررسي و تحليل ميان نظر اين دو فيلسوف انجام گرفته است .

1 – 8 طرح تحقيق
تحقيق در پنج فصل که فصل اول آن مربوط به کليات پژوهش مي باشد که شامل بيان مسئله ،هدف تحقيق ، پيشينه ، فرضيه ، قلمرو و روش تحقيق است . در فصل دوم ديدگاه فلوطين درباره شناخت خدا مطرح شده است . در فصل سوم ديدگاه ملاصدرا درباره خدا بررسي شده است . فصل چهارم به بررسي تطبيقي ديدگاه هاي فلوطين و ملاصدرا درباره خدا مي پردازد و در فصل پنجم جمع بندي و خلاصه اي از مباحث مطرح شده در پژوهش است .

 


مقدمه
بي ترديد يکي از دغدغه هاي اصلي انسان در طول تاريخ ، شناخت خداوند و خالق هستي است . مفهومي که عموم مردم از خداي متعال درک مي کنند و معنايي که هنگام شنيدن واژه«خدا» يا معادل آن در زبان هاي گوناگون مي فهمند ،عبارت است از :«موجودي که جهان را آفريده است » به ديگر سخن ، خدا رابه عنوان «آفريدگار » مي شناسند و احياناً معاني ديگري از قبيل پروردگار و معبود را مورد توجه قرار مي دهند . آنها در واقع ، خدا را به عنوان انجام دهنده «کار» آفرينش و توابع آن مي شناسند .
با توجه به اينکه ،اينگونه مفاهيم از مقام فعل الهي و بعضاً از افعال آفريدگان – مانند پرستيدن - انتزاع شود ، فلاسفه کوشيده اند مفهومي را به کار گيرند که از ذات مقدس الهي حکايت کند ، بدون اينکه نيازي به در نظر گرفتن افعال و آفريدگان او داشته باشد . لذا مفهوم «واجب الوجود» را بر گزيده اند ؛ يعني کسي که هستي او ضروري و زوال ناپذير ، قائم به ذات خود است . اما براي شناخت او بايد به يک نکته اساسي توجه داشت و آن اينکه شناخت در محسوسات بوسيله ادراک حسي و در غير آن ، تنها از راه علم حضوري حاصل مي شود و هنگامي که موجودي قابل درک حسي نباشد ،راه شناختن آن منحصر به علم حضوري خواهد بود و آنچه از کاوش هاي عقلي و براهين فلسفي حاصل مي شود ،طبعاً مفاهيم کلي عقلي است ، شناخت خدا و حقيقت هستي مهمترين اين موارد است و علم «خداشناسي» شريف ترين و ارزشمندترين علم فلسفي در طول تاريخ تفکر انسان بوده و هست .
بي ترديد هريک از اديان و مکاتب فلسفي ،خداي خويش را با اوصاف خاصي مي شناسند و افعال ويژه اي به او نسبت مي دهند . تفاوت ديدگاه در باب اوصاف و افعال خدا ، خداشناسي هاي کاملاً متفاوتي پديد آورده و تصاوير گوناگوني از معبود آنان ارائه کرده است .
شايد تا کنون با افرادي مواجه شده ايد که درک صحيحي از برخي اوصاف الهي نداشته ، به شناحتي سطحي و نادرست بسنده کرده اند ،چه بسا افراد فراواني را ديده ايد که هرچند ناخودآگاه به نوعي «جسم انگاري» گراييده اند و مثلاً خدا را در چهره موجود بسيار بزرگی که در آسمان سکونت دارد ، تصور مي کنند . بسياري از افراد نيز به گونه اي « انسان وار انگاري » درباره خدا مبتلا هستند ؛ يعني خدا را – دست کم در برخي اوصاف – بسان آدميان مي پندارند، يا خاستگاه افعال او را نوعي عواطف و احساسات انسان وارانه مي دانند . اين افراد هنگامی که وارد محيط علمي مي شوند و به فرا گرفتن مسائل علمي مي پردازند ، در مي يابند که مفهوم انساني ضعيف خدا نمي تواند با دلائل منطقي علمي سازگار باشد .
لازم است به اين نکته توجه کرد که شناخت سطحي يا نادرست از اوصاف و افعال الهي ، يک معضل نظري و معرفتي صرف نيست که هيچ تأثيري در زندگي عادي و روزمره انسان نداشته باشد ؛ واقعيت دقيقاً بر خلاف اين است . کسي که برداشت نادرستي از قدرت الهي و گشادگي دست او در همه امور دارد ، ممکن است در برخورد با ناملایمات و مشکلات به ظاهر لاينحل زندگاني ، به آساني تسليم شود و به جاي استقامت و توکل بر خداوند راه عجز و درماندگي بپويد .
کوتاه سخن آنکه تلاش انسان براي تصحيح و تکميل خداشناسي ،صرفاً کوششي براي دستيابي به منظومه معرفتي متقن و منطقي و درست نيست . بلکه آثار عملي محسوس و سرنوشت سازي در حيات او دارد .
در اين پژوهش سعي گرديده تا آراء و نظريات دو تن از فيلسوفان بزرگ تاريخ بشر در غرب و جهان اسلام يعني فلوطين و ملاصدرا در باب خداشناسي ، نحوه نگرش آندو به امکان شناخت خدا ،راه هاي شناخت خدا ، موارد اشتراک و اختلاف نظر آندو طرح و بررسي گردد .
دليل انتخاب اين دو فيلسوف براي بررسي تطبيقي امکان شناخت خدا کاملاً روشن است . علاوه بر عمق و غناي فلسفي اين دو متفکر ،جايگاه تاريخي خاص آن دو نيز مهم است . هر دو فيلسوف چه از نظر تاريخي و چه فرهنگي در واقع بر شاهراهي قرار گرفته اند که محل تلاقي انديشه ها و مکاتب مختلف بوده است و نظام هاي فلسفي اين دو فيلسوف ،مرحله اي تکاملي ،بلکه نقطه عطف نظام هاي فکري و فلسفي پيش از خود بوده اند و با استفاده از وجوه مثبت آنها ، خود طرحي نو در افکنده اند ،آن هم با تکيه بر اين اصل معرفت شناختي که عقل ،يکي از راه هاي شناخت حقيقت است و در کنار آن ابزارهايي چون الهام و علم حضوري نيز واجد اهميت بوده ، به عنوان منبع شناخت ، معتبر است .

بخش اول : زندگي و آثار و انديشه هاي فلوطين
2 – 1 زندگي ، آثار و انديشه هاي فلوطين
الف . زندگي
فلوطين يا پلوتينوس ، در حدود سال 203 تا 204 ميلادي در مصر متولد شد . فرفوريوس درباره او مي نويسد :
«او هرگز به کسي چيزي درباره ماه يا روز تولد خود نگفت ، زيرا نمي خواست برايش قرباني کنند يا جشن بگيرند ، هرچند که خود ، در روزهاي تولد افلاطون و سقراط قرباني مي کرد و از دوستان پذيرائي مي نمود .»( فلوطين، 1366 ، 2 ، 1100 )
فلوطين در بيست و هشت سالگي ، به فلسفه علاقه مند شد و در سال 232 ميلادي ، براي يادگيري آن ، به اسکندريه رفت .وي در درس هاي استادان مختلف در اسکندريه حاضر شد ، ولي از آنها سودي نيافت و لذا اندوهناک شده ، درد دلش را با يکي از دوستان خود ، در ميان گذاشت ، اين دوست که به اشتياق او پي برده بود ، او را به نزد آمونيوس ساکاس فرستاد فلوطين پس از حضور در مجلس درس او به دوستش گفت :«دنبال همين مرد مي گشتم » (همان منبع ، 1101) و او از آن پس نزد آمونيوس ماند و در فلسفه چندان پيش رفت که مايل شد با فلسفه ايراني و هندي آشنا شود . فلوطين در مجالس درس اش نشان مي داد که هم تسلط کافي به زبان دارد و هم از قدرتي بزرگ براي روشن ساختن و تشريح نکاتي که با موضوع درس ارتباط دارد ، برخوردار است فلوطين در چهل سالگي عازم رم شد و در آنجا مدرسه اي باز کرد و از توجه مأموران و مقامات دولتي رم مثل امپراطور گالينوس و همسرش برخوردار شد . فلوطين در فکر بنا نهادن شهري به نام شهر افلاطون در کامپاینا افتاد تا جمهوري افلاطون را به تحقق عيني برساند و امپراطور رم هم با اين فکر او موافقت کرد ، ولي چيزي طول نکشيد که امپراطور نظر خود را تغيير داد و بالاخره ،آرزو و انديشه او به نتيجه نرسيد .
فلوطین در حدود شصت سالگي بود که فرفوريوس رابه شاگردي خود پذيرفت و بعدها وي، زندگي نامه استادش را که درباره او ، اعجاب و تحسين بسياري مي کرد ، به رشته تحرير در آورد . فلوطين در رم به خاطر کمک ها و نصايحي که مي کرد ، مورد توجه مردم قرار داشت و در واقع وظيفه مدير و رهبر روحاني را ايفا مي کرد .همچنين فلوطين کودکان يتيم را به منزل خود مي برد و مانند ولي از آنها مراقبت مي کرد . وي زندگي مرتاضانه و زاهدانه داشت و در سيرت و خصلت ، شريف و با محبت بود ، تا جائي که گفته اند دوستان بسياري داشت و دشمني نداشت .
فلوطين به دليل بيماري اي که داشت در سال 269 – 270 ميلادي در يک خانه روستايي در کامپاینا درگذشت . فرفوريوس ، به توصيه استادش به سيسيل رفته بود ولی استوخيوس طبيب از پوتئولي به موقع رسيده بود تا آخرين کلمات فيلسوف را يادداشت کند ؛ «من منتظر بودم که تو را ببينم ،پيش از آنکه چيزي که در من خدايي است ، عزم پيوستن به وجود الهي در جهان هستي کند .» (کاپلستون ، 1375 ، 1، 534)
ب. آثار
فلوطين نخستين بار در چهل و نه سالگي ، يعني در آستانه پيري ، به خواهش شاگردان خود، نوشتن را آغاز کرده است و اغلب نوشته های او به صورت بحث هايي است که با شاگردان در مجالس خود مطرح مي کرد . از فلوطين پنجاه و چهار رساله باقي مانده است . فرفوريوس نوشته هاي فلوطين را در شش دسته نه تايي مرتب کرده و هر دسته را يک انئاد که در زبان يوناني به معناي «نه گانه » است ، نامگذاري کرده است ، به همين دليل به نوشته هاي فلوطين «انئادهاي فلوطين » مي گويند . البته ترتيب نگارش اين رساله ها متفاوت است ، فرفوريوس رساله هاي مربوط به هم را در يک انئاد گنجانده و حتي رساله هايي را که موضوعات ساده تری دارند ، در انئاد اول قرار داده است .
انئاد اول حاوي رساله هايي است که موضوع اصلي آنها اخلاق است . انئاد دوم مجموعه اي است از رساله هايي مربوط به حکمت طبيعي و از جمله بررسي درباره کيهان محسوس . انئاد سوم در مورد جهان و عنايت الهي است . انئاد چهارم در مورد روح مي باشد . انئاد پنجم به رساله هائي اختصاص داده شده که موضوعشان عقل است . انئاد ششم درباره احد يا خير مطلق است . از ميان همين آثار مي توان به فلسفه اي پي برد که بعدها به نام فلسفه نو افلاطوني معروف گرديد .
ج. انديشه ها
در اينجا به اختصار به پاره اي از مهم ترين اندیشه های فلوطين ، اشاره مي شود :
نوشته هاي فلوطين کوتاه وآکنده از انديشه است ، مطالب را به اختصار بيان مي کند و در سخنش ، انديشه بيشتر از عبارت است . اصول و عقايد مشايي و رواقي در نوشته هايش فراوان است و خصوصاً چکيده مابعدالطبيعه ارسطو را در آنها مي توان يافت . درهندسه ، رياضيات ، مکانيک ، اپتيک (علم مناظر) و موسيقي تبحر داشت ، ولي حاضر نبود وقت خود را به پژوهش تفصيلي در آن رشته ها بگذارد .
فلوطين ، آخرين فيلسوف بزرگ يوناني است که در زماني که طرز فکر و فرهنگ هلني (يوناني گرايي) در مقابل طرز تفکر مسيحي عقب نشيني کرده بود و از طرفي انديشه هاي هرمسي قرن هاي نخستين ميلادي ، فلسفه را به حد يک سلسله تشريفات تنزل داده بود ، به دفاع از حق حاکميت خرد ، به عنوان ابزار فلسفه و راهنماي حقيقت به پا خاست و فلسفه جديدي را بنيان نهاد که از لحاظ تأثير گذاري بر دنياي معاصر خود ، همه فلسفه هاي پيشين ، به جز فلسفه ارسطو را تحت الشعاع قرار داد ، لذا مي توان گفت که نوشته هاي فلوطين يکي از منابع اصلي فلسفه اسلامي است .
در مورد اهميت فلوطين ، بايد توجه داشت که وي تنها ، به علت افکار فلسفي و عرفاني در ميان حکماي مسلمان ، حائز اهميت نیست ، بلکه به تعبير ياسپرس ، يکي از چهره هاي ابدي باختر زمين است . (ياسپرس ، 1363 ، 143) و نيز داراي يک نظام منسجم فلسفي است و در مورد تأثيراتش بر عرفان ، به گفته راسل ، وي «پدر همه انواع عرفان هاي انديشنده است .» (راسل ، 1373 ، 410)
به نظر فلوطين ، معني و فايده فلسفه صرفاً پاک ساختن روح ازعلايق دنيوي و عروج به عالم معقول و يگانه شدن با احد يا واحد است و به همين جهت فلوطين، هر عملي را در جهان محسوسات ،حقير و کوچک مي شمارد و به صراحت مي گويد :«کسي که هيچ کاري نمي کند نيکبختيش ، کمتر از نيکبختي ديگران نيست و حتي نيکبخت تر از کسي است که کاري مي کند ... ( 1 – 5 – 10)
فلسفه فلوطين ، متکي بر عقل انساني است و فلسفه تعقل و استدلال و معتقدات جزمي و استناد به مرجعيت مقامي مافوق عقل که فلسفه مسيحي ممکن نيست از آنها چشم بپوشد ،در فلسفه او نقشي ندارد و حق اين است که گفته شود ، فلوطين موفق شده است که حق حاکميت عقل را در تحقيق فلسفي دوباره به کرسي بنشاند.
در نظام فلسفي فلوطين ، سه اصل يا سه مبدأ قرار دارد ؛ اولاً واحد که برتر از وجود و برتر از عقل و برتر از جهان معقول است . ثانياً عقل و ثالثاً روح يا نفس و بعد از آن ها ، در مرتبه پايين تر از روح ،طبيعت يا جهان محسوس قرار دارد و در مرتبه واپسين ماده است که آن نيز از طريق عقل شناختي نيست. واحد «بسيط و نخستين است ،پس از واحد ، عقل يعني نخستين اصل تفکر است و پس از عقل ،روح .اين ترتيب واقعي است و در جهان معقول ، نه بيشتر از اين را بايد بپذيرفت و نه کمتر از اين را . اگر قائل به کمتر بشويم ، بايد روح و عقل را يکي بدانيم ، يا عقل و نخستين را ، ولي بارها گفته ايم که اين سه غير از يکديگرند .»(2 – 9 -1)
هريک از اين مبادي سه گانه در فلسفه فلوطين ، اقنوم خوانده شده است .اين اقانيم از نظر او باهم متحدند ، همانگونه که عقل کلي از واحد صادر مي شود ، خود ، مصدر يا منشأ جهاني است که نفس کلي نام دارد . اين فيضان يا صدور ،نزد فلوطين ،به هيچ وجه جنبه زماني ندارد ، بلکه حکايت از ترتيب منطقي موجودات مي کند . هرچه از واحد دورتر شويم ، ، از وحدت کاسته و به کثرت افزوده مي شود .
خدا در حقيقت ،مطلقاً متعالي است ، او يگانه (واحد يا احد) موجودي است توصيف ناپذير و غير قابل درک ، « که درباره اش سخني نيست (ناگفتني است) که درباره اش دانشي نيست (نادانستني است) ،آنکه گفته مي شود در فراسوي جواهر است »(5-4) به نظر فلوطين ،هيچ گاه نمي توان صفات وجود ، ماهيت و حيات رابر خدا حمل کرد ،البته نه به اين دليل که او کمتر از اين صفات است ، بلکه درست برعکس ،به دليل اينکه بيشتر است ، چنانکه صراحتاً مي گويد : «آنکه برتر از همه آن امور است»(3 – 8 – 9 )
نوس (= عقل) شهود بي واسطه است . در نوس ، صور کليه وجود دارند که نه تنها مثل طبقات ، بلکه همچنين مثل افراد است ،(5 – 7 – 1) اينکه نوس ، خود جهان عقلاني است (5 – 9- 9) نکته اي است که فلوطين بر آن اصرار مي ورزد . نوس يک حقيقت سرمدي است . هم عاقل و هم معقول است .
از نوس که «زيبايي» است ،نفس صادر مي شود . اين نفس عالم ، روحاني و تقسيم ناپذير است ، ولي حلقه ارتباط ميان عالم فوق محسوس است ، بنابراين به هر دو طرف مي نگرد .
فروتر از مرتبه نفس ، طبيعت و عالم محسوس است که از نفس ناشي شده است .عالم محسوس که عالم مادي است ، درست در نقطه مقابل واحد است . در حاليکه عالم عقل وجود محض است ، ماده امکان محض است و از اينرو فلوطين ، آن را عين شر مي داند . در چنين عالمي است که انسان گرفتار آمده است .
انسان از نظر فلوطين ، از دوگانگي جان وتن تشکيل شده است . جان يا نفس يا روح ،فردي جزئي است از نفس کلي که در قالب جسم و در غار عالم مادي گرفتار شده است . از آنجا که نفس ، حقيقتی است «آنجايي» و با ساير اقانيم متحد است ، شوق آن دارد که به اصل خود ، يعني عقل و به اصلِ اصلِ خود يعني احد بازگردد . از اينجاست که جنبه ي عملي تعاليم فلوطين آغاز مي شود .
فلوطين مبدا اول را به تبع فيثاغورس ، واحد يا احد خوانده است و در جاي ديگري به تبع افلاطون ،خير مطلق مي خواند . زيرا که او نقطه بازگشت و معاد نفس است و درست نقطه مقابل ماده است . انسان بايد روشي برگزيند که از شر ماده نجات يابد و به خیر مطلق برسد ، اين روش را فلوطين به تفصيل در آثار خود شرح داده است .
غايت فلسفه از نظر او رستگاري از طريق بازگشت جان آدمي به مبدأ نخستين است ، البته اين بازگشت ،خود نوعي سير و سلوک عرفاني است و به همين جهت نيز فلوطين را گاهي عارف و حتي پدر عرفان غربي خوانده اند . البته عرفان فلوطين ،عرفاني غير ديني است . منظور از دين ،در اينجا ،دين آسماني يعني ديني است که مبتني بر وحي باشد . پس آنچه موجب اختلاف عرفان فلوطين با عرفان اسلامي يا مسيحي مي شود ، اين است که يکي مستلزم به وحي نيست و ديگري کاملاً مبتني بر وحي است .
2 – 1 – 2 اهميت فلوطين در تفکرات فلسفي :
فلوطين بنيان گذار مکتب نو افلاطوني و آخرين فرد فلاسفه بزرگ عهد قديم است . فلوطين تفکر درباره ي عالم ابدي و زيبايي را دوست مي داشت و در اين کار با جدي ترين مردان عصر خود ، هماهنگ بود . در نظر همه آنان چه مسيحي و چه کافر ، چنين مي نمود که از دنياي واقعي هيچ اميدي بر نمي خيزد و فقط «دنياي ديگر» است که ارزش دل بستن دارد . در نظر مسيحيان «دنياي ديگر» عبارت بود از «ملکوت آسمان » که انسان بايستي پس از مرگ از لذات آن برخوردار شود . الهي دان هاي مسيحي اين نظريات را با هم درآميختند و مقدار زيادي از فلسفه فلوطين را در عقايد خود داخل کردند . اسقف اينگ در کتاب اش درباره فلوطين ديني را که مسيحيت از فلوطين بر عهده دارد ، به حق مورد تأکيد قرار مي دهد (راسل ، 1373 ، 409) و يادآور مي شود که هيچ فلسفه ديگري نمي تواند بي اصطحکاک با مسيحيت منطبق شود » (راسل ، 1373 ، 409) و يادآور مي شود که آگوستين قديس از دستگاه فلسفي افلاطون به عنوان پاک ترين و روشن ترين دستگاه فلسفي نام مي برد و فلوطين را شخصي مي داند که در وجود او افلاطون بار ديگر زندگي کرد و شخصي است که اگر اندکي ديرتر مي زيست ،کلمات و اصطلاحاتي چند را تغيير مي داد و مسيحي مي شد . (همان منبع ) بنا بر گفته اسقف اينگ ، توماس آکوئيناس به فلوطين نزديک تر است تا به ارسطو (همان منبع) بنابراين فلوطين به عنوان يکي از عوامل موثر درتشکيل مسیحيت قرون وسطايي و الهيات کاتوليکي داراي اهميت تاريخي است .
فلوطين از بسياري جهات تعاليم افلاطون را روشن ساخته است . همچنين نظريه هايي را که مورد حمايت مشترک خود او و بسياري از ديگران است به حد اعلاي استحکام و انسجام ممکن بسط و پرورش داده است .استدلالش بر ضد ماديت و مجموعه ي ديدگاهش درباره ي رابطه روح و جسم از ديدگاه افلاطون و ارسطو روشن تر است .
فلوطين مانند اسپينوزا داراي طهارت اخلاق و مناعت طبعي است که بسيار مهم است ، لحن سخنش هميشه صادقانه است و همواره قصدش اين است که آنچه را که در نظرش مهم است به ساده ترين زباني که مي تواند به خواننده بگويد .
فلوطين هم آغاز و انجام است .از نظر فلسفه يوناني انجام و از نظر آئين مسيحيت آغاز است . اطلاق عنوان نو افلاطوني بر فلسفه فلوطين براي آن است که نشان دهد اين فلسفه در اصل مبتني بر نظريات افلاطون و سقراط است . يکي از خصوصيات اصلي فلسفه افلاطوني اعتقاد به دوعالم معقول و محسوس است که فلوطين نيز آن را پذيرفته و نظام فلسفي خود را بر پايه اين ويژگي بنا نهاده است . اما بايد توجه داشت که فيلسوفان نو افلاطوني نظام فلسفي خاصي بوجود آورده اند که گرچه در ظاهر با فلسفه افلاطون شباهت دارد ، ولي از جهت مفهوم و هدف به کلي غير از آن است ، براي فلوطين پاک ساختن روح از علايق دنيوي و عروج به عالم معقول و يگانه شدن با احد يا واحد معنا و غايت فلسفه است . نظام فلسفي فلوطين بسيار پيچيده تر از آن است که بتوان آن را در چند صفحه بيان کرد و به گفته فلوطين :« گفتن و نوشتن ما تنها بدين منظور است که به سوي او سوق بدهيم ... کسي که ميل دارد چيزي را ببيند بايد خود نظاره کند.» (6 – 9 – 4)
2 – 1 -3 اصول کلي فلسفه فلوطين
از آنجا که پاره اي از اين اصول که مرتبط با مبحث خداشناسي است . در بخش بعدي مطرح خواهد شد ، لذا در اينجا ، اصول کلي حاکم بر فلسفه فلوطين به اجمال بيان مي شود ؛
1. تساوق وحدت با وجود (6 – 9 -1)
2. قول به نوعي وحدت وجود ( 5 – 5 - 5 )
3. تفاوت درجات وجود و ترتيب آنها و قول به دو جهان فاني و باقي (6 – 9 – 1)
4. قاعده بسيط الحقيقه کل الاشياء (5 – 2 -1 ) ، (5 - 5 - 9 )
5. قول به مثل (3 – 9 – 1 ) ، ( 6 – 5 – 8 ) ، ( 6 – 4 – 2 ) و (6 – 4 – 11)
6. قول به قوس نزول و صعود : همه چيزها از او به وجود آمده اند و در تلاش براي رسيدن به او هستند . (5-2-1) و (4-8-7)
7. قاعده الواحد (5-3-15) و (5-4-2) و نحوه صدور عقل و ماسوي از واحد (فلوطين ، 1413 ، 113 – 114)
8. قاعده وساطت و اتصال در مراتب علي و معلولي (5 -2-1)
9. ابديت عالم (2-1-1) در عين معلوليت آن (3-7-6)
10. معيت و احاطه واحد و مجردات نسبت به مادون (5-5-9)و (6-9-8)
11. تحقق همه امور در عالم................................

 

 

 

بلافاصله بعد از پرداخت موفق میتوانید فایل کامل این پروژه را با سرعت و امنیت دانلود کنید

قیمت اختصاصی و استثنایی این پروژه در پایان نامه دات کام : تنها , 39000 تومان

 

 


قیمت قبلی : 550000 ریال

قیمت جدید : 39000 تومان  |   جهت خرید محصول بر روی تصویر روبرو کلیک نمایید :

خرید آنلاین این مطلب




مطالب مرتبط


نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *
جدیدترین مطالب
پربازدیدترین مطالب
آمار سایت
آمار مطالب یک ساعت پیش: 0
امروز: 0
این ماه: 50
کل: 3100
کل نظرات: 256
آمار کاربران یک ساعت پیش: 0
امروز: 0
این ماه: 0
کل: 252
بن شدگان: 1
جدیدترین عضو: Qurbanalipuya

                                                                                                                         

تبادل لینک خودکار
Taktaz Group

Powered By Taktaz Group. Google+