سلام , به سایت پایان نامه دات کام خوش آمدید
  • در انجام پایان نامه خود مشکل دارید؟نمیتوانید موضوع جدید انتخاب کنید؟برای نوشتن پروپوزال وقت کافی ندارید؟با ما تماس بگیرید بهترین متخصصان را برای انجام کار شما در اختیار داریم...

  • در انجام پایان نامه خود مشکل دارید؟نمیتوانید موضوع جدید انتخاب کنید؟برای نوشتن پروپوزال وقت کافی ندارید؟با ما تماس بگیرید بهترین متخصصان را برای انجام کار شما در اختیار داریم...

  • در انجام پایان نامه خود مشکل دارید؟نمیتوانید موضوع جدید انتخاب کنید؟برای نوشتن پروپوزال وقت کافی ندارید؟با ما تماس بگیرید بهترین متخصصان را برای انجام کار شما در اختیار داریم...

  • در انجام پایان نامه خود مشکل دارید؟نمیتوانید موضوع جدید انتخاب کنید؟برای نوشتن پروپوزال وقت کافی ندارید؟با ما تماس بگیرید بهترین متخصصان را برای انجام کار شما در اختیار داریم...

  • در انجام پایان نامه خود مشکل دارید؟نمیتوانید موضوع جدید انتخاب کنید؟برای نوشتن پروپوزال وقت کافی ندارید؟با ما تماس بگیرید بهترین متخصصان را برای انجام کار شما در اختیار داریم...

اعتماد کنید :

» بررسی تاثير برنامه های تلويزيونی بر سبک زندگی دانشجويان دانشگاه آزاد

توسط: pardazesh در 14-10-1394, 12:46 | دسته: ارتباطات, علوم اجتماعی(جامعه شناسی) | تعداد بازدید : 826

بررسی تاثير برنامه های تلويزيونی بر سبک زندگی دانشجويان دانشگاه آزاد

چكيده
اين تحقيق با عنوان بررسي برنامه هاي تلويزيوني بر سبك زندگي ( دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي ) در رشته علوم ارتباطات اجتماعي و در سه مقطع تحصيلي( دكتري ، كارشناسي ارشد و كارشناسي ) انجام گرفته است ودر كل تعداد (792 )دانشجو را در بر گرفته است و از طريق نمونه گيري سهميه اي 20 درصد اين تعدادبه (159 )نفر تقليل يافته اند و قبل از پر كردن پرسشنامه هاي اصلي ، تعداد 10 پرسشنامه اعتبار و روايي آنها گرفته و عدد ( 0.811) حاصل شده است، كه نشان دهنده ميزان اعتبار بالايي مي باشد و سپس از طريق نمونه گيري تصادفي ساده پاسخگويان انتخاب شده اند و پاسخگوي سئوالات طراحي شده توسط محقق بوده اند. روش اين تحقيق پيمايشي و ابزار اندازه گيري پرسشنامه بوده است و پس از پر شدن پرسشنامه ها جداول توصيفي و استنباطي از طريق نرم افزار SPSS بدست آمده و سپس دربرنامه WORD طراحي نهايي صورت گرفته است و از آزمون آماري كاي اسكوئر استفاده شده است.در نهايت مي توان بر اساس نتايج حاصله از آزمون فرضيات عنوان نمود كه ،تاثير برنامه هاي تلويزيوني بر سبك زندگي در پنج بعد( سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي ،مذهبي و رواني ) صورت گرفته است . در بعد اجتماعي مشخص شده است كه ، برنامه هاي تلويزيوني اهميت خاصي به جامعه مدرن و قشر مرفه داده اند، بطوريكه گويي جامعه سنتي به همراه يكسري آداب رسوم ناديده گرفته شده است و از سوي ديگر قشر متوسط و پايين نيز چندان نمايش داده نمي شوند.دربعد فرهنگي نيز عدم توجه به جايگاه ( سياسي ، اجتماعي و ...) بانوان و همچنين اشتغال بانوان و امر تساوي جنسيتي ملاحظه شده است.و در بعد مذهبي مشخص شده است كه اين برنامه ها در تحكيم روابط خانواده موثر بوده است.بعد سياسي در زمينه مشاركت در انتخابات و تظاهرات نتايج قابل توجهي بدست نيامده است و در نهايت بعد رواني مطرح شده است كه، شامل مسائلي از قبيل الگو پذيري و حس همدلي مخاطب مطرح شده است كه در اين تحقيق مشخص شده كه برنامه هاي تلويزيوني تاثير گذاري خاصي در اين زمينه نداشته اند.آنچه در اين تحقيق كاملا مشخص شده است اين است كه بانوان وجوانان داراي قدرت تاثير پذيري بالايي نسبت به آقايان وقشرتحصيل كرده جامعه دارند .و در نهايت يكسري پيشنهادات به دست اندر كاران برنامه هاي تلويزيوني و محققين آينده داده شده است.

 

200صفحه فایل ورد (Word) فونت 14 منابع دارد+پرسشنامه قیمت 29000 تومان

 

پس از پرداخت آنلاین میتوانید فایل کامل این پروژه را دانلود کنید 

انجام پروپوزال مقاله و پایان نامه  در کوتاهترین زمان با موضوعات خاص شما. منتظر تماس شما هستیم

 


ادامه مطلب :

فهرست مطالب
عنوان صفحه

چكيده
پيشگفتار

فصل اول : كليات پژوهش
مقدمه 2
طرح مساله 3
اهميت و ضرورت 5
اهداف تحقيق 7
سوالات تحقيق 8
فرضيات تحقيق 10
تعريف عملياتي 12
چارچوب نظري 14
مدل تحقيق 16

فصل دوم : ادبيات و پيشينه پژوهش
( بخش اول، نظريه هاي مربوط به وسايل ارتباط جمعي)
مقدمه 18
تاثيرات وسائل ارتباط جمعي 20
كاركرد هاي اصلي رسانه ها براي جامعه 23
هفت خوان تاثير پيام 25
نظريه هاي كلاسيك رسانه) 26
1)نظريه هاي تاثير قدرتمند رسانه ها 26
1-1) نظريه مارپيچ سكوت 26
2-1)نظريه تزريقي 27
3-1)نظريه وابستگي مخاطبان 28
4-1)اثرهاي تجربه مصنوعي 29
خصوصيات تلويزيون 30
نگرانيهاي خاص تلويزيون 31
تلويزيون به عنوان رويدادي اجتماعي 34
علت تماشاي تلويزيون 35
تماشاي قسمتهاي مختلف يك سريال 35
چه كساني بينندگان پر و پا قرص هستند 36
اثرهاي خشونت تلويزيون 37
2) مدل تاثير محدود رسانه ها 39
1-2)نظريه كاشت 40
2-2)نظريه استحكام 43
3-2)نظريه برجسته سازي 44
4-2) رهيافت انتظار – فايده 46
5-2)منطق موزاييكي 47
6-2)نظريه نيازجويي يا استفاده و بهره مندي 48
- كشف مجدد رويكرد استفاده و بهره مندي 52
7-2)استفاده هدفمند و غير هدفمند 54
8-2)نظريه مخاطب مركزي 61
- تلويزيون گسترده ترين رسانه ارتباط جمعي 62
نظريه هاي انتقادي و فرهنگي 64
1 )مطالعات فرهنگي 65
2) مطالعات فرهنگ توده 65
3)نظريات امپرياليسم فرهنگي 66
4) ديدگاههاي ارتباطي و فرهنگي انديشمندان مكتب فرانكفورت 67
1-4)آدرنو و هوركهايمر 67
2-4 )هربرت ماركوزه 70
3-4)هابرماس 71
5)نظريات پست مدرنيسم 72
1-5)ژان بودريار 72
6 )نظريه هاي تفسير گرايي 74
1-6) نظريه كنش متقابل نماد 74
2-6)نظريه ساختار اجتماعي واقعيت 75
( بخش دوم نظريه هاي مربوط به سبك زندگي)
نظريه هاي مربوط به سبك زندگي 77
مقدمه 77
تعاريف سبك زندگي 78
ويژگي هاي سبك زندگي 79
نظريه پردازان سبك زندگي 81
1)ديويد چيني :سبك زندگي و مصرف فرهنگي 81
2)ميشل سوبل و سبك زندگي 82
3)پير بورديو: نظريه پرداز رسمي سبك زندگي و مصرف فرهنگي 83
4)نظريه ديويد رايزمن 89
5)ماركس: طبقات اجتماعي و شيوه زندگي 94
6) جورج زيمل و فرهنگ مدرن 95
7) نورشتاين وبلن : ثروت و سبك زندگي 96
8) ماركس وبر : منزلت اجتماعي و سبك زندگي 98
پست مدرنسيم 101
رويكرد ساختار گرايي اثرات رسانه 101
-تالكوت پارسونز 106
-آنتوني گيدنز 107
گيدنز و ساختار يابي و سبك زندگي 112
داگلاس هالت : فرا ساختار گرايي و سبك زندگي 115
مطالعات سبك زندگي و رسانه ها 116
تاثير آگهي ها و برنامه هاي تلويزيوني بر روي سبك زندگي كودكان 117
نتيجه گيري 120
پيشينه تحقيق 126

فصل سوم: روش پژوهش
روش تحقيق 131
تكنيك جمع آوري اطلاعات 132
روش گردآوري اطلاعات و مشخصات پرسشنامه 132
جامعه آماري ، حجم نمونه و روش نمونه گيري 132
روش استخراج داده ها 133

فصل چهارم : تجزيه و تحليل داده ها
روشهاي تجزيه و تحليل 135
آمار توصيفي 136
آمار استنباطي 189

فصل پنجم: نتيجه گيري و ارائه پيشنهادات و محدوديت ها
نتيجه گيري 208
محدوديت ها 215
پيشنهادها 216
فهرست منابع 217


فهرست جداول
عنوان صفحه

جدول شماره (1): توزيع فراواني و درصد سن پاسخگويان 136
جدول شماره (2) توزيع فراواني ودرصد جنس پاسخگويان 137
جدول شماره (3) توزيع فراواني ودرصد وضعيت تاهل پاسخگويان 138
جدول شماره (4) توزيع فراواني و درصد مقطع تحصيلي پاسخگويان 139
جدول شماره (5) توزيع فراواني ودرصد شغل پاسخگويان 140
جدول شماره (6) توزيع فراواني و درصد نوع سريال انتخابي پاسخگويان 141
جدول شماره (7) جدول توزيع فراواني و درصد دليل تماشاي سريال ها 142
جدول شماره (8) توزيع فراواني و درصد پاسخگوياني كه دچار تغيير عقيده شده اند 143
جدول شماره (9) توزيع فراواني و درصد نوع تغيير عقيده ايجاد شده 144
جدول شماره (10) توزيع فراواني و درصد ميزان تغيير عقيده پاسخگويان 145
جدول شماره (11) توزيع فراواني و درصد ميزان ترغيب پاسخگويان به خريد كالاي خاصي 146
جدول شماره (12) توزيع فراواني و در صد ميزان ساده زيستي در سريال ها از نظر پاسخگويان 147
جدول شماره (13) توزيع فراواني و در صد افرادي كه از جايگاه اجتماعي بالايي برخوردارند ، افراد مرفهي هستند 148
جدول شماره(14) توزيع فراواني و در صدافرادي كه از جايگاه اجتماعي بالايي برخوردارند ، افراد قدرتمندي نيز محسوب مي شوند 149
جدول شماره (15) توزيع فراواني و درصد سريال ها زندگي طبقاتي را نمايش مي دهند 150
جدول شماره (16) توزيع فراواني و در صد قشري كه در سريال ها بيشتر نمايش داده مي شود 151
جدول شماره (17) توزيع فراواني و در صداشتغال بانوان در سريال ها 152
جدول شماره (18) توزيع فراواني و درصد ميزان تغيير نگرش مخاطبان نسبت به جايگاه
( سياسي ، اجتماعي و فرهنگي ) بانوان از ديد گاه دانشجويان 153
جدول شماره (19) توزيع فراواني و در صد ميزان تقسيم كار بين بانوان و آقايان 154
جدول شماره (20) توزيع فراواني و در صد ميزان ايجاد حس تقليد در ميان مخاطبان 155
جدول شماره (21) توزيع فراواني و در صد ميزان ترويج ازدواج 156
جدول شماره (22) توزيع فراواني و در صد ميزان بي احترام به بزرگتر ها 157
جدول شماره (23) توزيع فراواني و در صد ميزان تاثير گذاري در حس همدلي 158
جدول شماره (24) توزيع فراواني و در صد تحصيلات بالا و تاثير گذاري كمتر آن 159
جدول شماره(25)توزيع فراواني و در صدبالا بودن تغيير نگرش جوانتر هانسبت به سايرين 160
جدول شماره (26) توزيع فراواني و درصدتغيير نگرش بين آقايان و بانوان 161
جدول شماره (27) توزيع فراواني و درصد نمايش مشاركت اجتماعي 162
جدول شماره (28) توزيع فراواني و در صد ميزان تشويق به مشاركت اجتماعي 163
جدول شماره (29) توزيع فراواني و در صد تاثير گذاري سريال ها بر مخاطبان در هنگام خريد كالا 164
جدول شماره (30) توزيع فراواني و در صد تكيه بر سنت 165
جدول شماره (31) توزيع فراواني و در صد ميزان پرداختن سريال ها به تجملات 166
جدول شماره (32) توزيع فراواني و در صد نمايش اهتمام و احترام به قانون 167
جدول شماره (33) توزيع فراواني و در صد اشتغال بانوان 168
جدول شماره (34) توزيع فراواني و در صد ميزان موفقيت سريال ها در ايجاد تغيير نگرش نسبت به جايگاه بانوان از ديد گاه دانشجويان 169
جدول شماره (35) توزيع فراواني و در صد ميزان مشاركت آقايان در امور منزل 170
جدول شماره (36) توزيع فراواني و در صد ايجاد حس تقليد در مخاطبان 171
جدول شماره (37) توزيع فراواني و در صد ميزان اهميت دادن برنامه سازان به تجلي سازي امر ازدواج در بين جوانان 172
جدول شماره (38) توزيع فراواني و در صدترويج بي احترامي به بزرگتر ها 173
جدول شماره (39) توزيع فراواني و در صد تغيير نگرش بيشتر بانوان نسبت به آقايان 174
جدول شماره (40) توزيع فراواني و در صد موفقيت سريال ها در زمينه تاثير گذاري در مسائل اعتقادي مخاطبان 175
جدول شماره (41) توزيع فراواني و در صد نمايش جامعه مدرن 176
جدول شماره (42) توزيع فراواني و در صد نمايش نوع خاصي از زندگي 177
جدول شماره (43) توزيع فراواني و در صد ميزان تغيير نگرش در احترام به قانون 178
جدول شماره (44) توزيع فراواني و در صد نمايش استقلال بانوان 179
جدول شماره (45) توزيع فرواني در صد ميزان تغيير نگرش دانشجو نسبت به جايگاه بانوان 180
جدول شماره (46) توزيع فراواني و در صد ميزان ايجاد حس تساوي در مخاطبان 181
جدول شماره (47) توزيع فراواني و در صد ميزان موفقيت در ترويج امر ازدواج 182
جدول شماره (48) توزيع فراواني و در صد ميزان تشويق به مشاركت سياسي 183
جدول شماره (49) توزيع فراواني و در صد نگرش مخاطبان در زمينه اثر گذاري سريال ها در طراحي منزل 184
جدول شماره (50) توزيع فراواني و در صد ميزان تاثير سريال ها بر طراحي منزل 185
جدول شماره (51) توزيع فراواني و در صد ميزان نمايش تساوي جنسيتي 186
جدول شماره (52) توزيع فراواني و در صد ميزان نمايش مشاركت سياسي 187
جدول شماره (53) توزيع فراواني و در صد ترويج فرهنگ كار بانوان 188
جداول توصيفي و تحليلي
فرضيه شماره (1)به نظر مي رسد تماشاي برنامه هاي تلويزيوني مصرف گرايي مخاطبان را تشديد
مي كند. 189
فرضيه (2) به نظر مي رسد در برنامه هاي تلويزيوني توجه به جامعه مدرن نسبت به جامعه سنتي بيشتر مي باشد 190
فرضيه (3): به نظر مي رسد بين نوع برنامه هاي تلويزيوني و رشد روحيه تجمل گرايي در ميان افراد جامعه رابطه معنا داري وجود دارد 191
فرضيه (4) به نظر مي رسد برنامه هاي تلويزيوني ارزش هاي اجتماعي :( ثروت مداري)، (قدرت مداري) و ( قانون مداري) را در جامعه ترويج مي كنند 192
فرضيه (5) برنامه هاي تلويزيوني بيشتر قشر مرفه را نمايش مي دهند 193
فرضيه (6) به نظر مي رسد بين تماشاي برنامه هاي تلويزيوني و تشديد علاقه بانوان به اشتغال خارج از منزل رابطه معنا داري وجود دارد 194
فرضيه (7 ): برنامه هاي تلويزيوني در تغيير نگرش در زمينه جايگاه( سياسي ،اجتماعي و فرهنگي) بانوان تاثير گذار مي باشد 195
فرضيه(8) به نظر مي رسد بين برنامه هاي تلويزيوني و ايجاد حس برابري جنسيتي رابطه معنا داري وجود دارد 196
فرضيه (9)بين برنامه هاي تلويزيوني و ايجاد روحيه تقليد و الگو پذيري رابطه معناداري وجود دارد
197
فرضيه(10) بين برنامه هاي تلويزيوني و ترويج امر ازدواج در جوانان رابطه معنا داري وجوددارد
198
فرضيه(11)به نظر مي رسد بين برنامه هاي تلويزيوني وتحكيم روابط خانواده و احترام به حريم رابطه معنا داري وجود دارد 199
فرضيه (12) بين محتواي برنامه هاي تلويزيوني و ايجاد حس همدلي در مخاطبان رابطه معنا داري وجود دارد 200
فرضيه(13)به نظر مي رسد با بالا رفتن سطح تحصيلات ، افراد كمتر دچار تغيير نگرش مي شوند
201
فرضيه (14)برنامه هاي تلويزيوني در بين جوانان بيشترين تغيير نگرش را ايجاد كرده است 202
فرضيه (15) به نظر مي رسد برنامه هاي تلويزيوني در مورد بانوان بيشتر از آقايان تغيير نگرش در زمينه سبك زندگي ايجاد كرده است 203
فرضيه (16)به نظر مي رسد تماشاي برنامه هاي تلويزيون مشاركت سياسي افراد را به دنبال دارد
204
فرضيه ( 17) به نظر مي رسد برنامه هاي تلويزيون مخاطبان خودرا به مشاركت اجتماعي تشويق مي نمايد 205
فرضيه(18) به نظر مي رسد برنامه هاي تلويزيوني در مسائل اعتقادي و مذهبي مخاطبان تاثير گذار بوده است 206

فهرست نمودارها
عنوان صفحه

نمودار شماره (1): توزيع فراواني و درصد سن پاسخگويان 136
نمودار شماره (2) توزيع فراواني ودرصد جنس پاسخگويان 137
نمودار شماره (3) توزيع فراواني ودرصد وضعيت تاهل پاسخگويان 138
نمودار شماره (4) توزيع فراواني و درصد مقطع تحصيلي پاسخگويان 139
نمودار شماره (5) توزيع فراواني ودرصد شغل پاسخگويان 140
نمودار شماره (6) توزيع فراواني و درصد نوع سريال انتخابي پاسخگويان 141
نمودار شماره (7) جدول توزيع فراواني و درصد دليل تماشاي سريال ها 142
نمودار شماره (8) توزيع فراواني و درصد پاسخگوياني كه دچار تغيير عقيده شده اند 143
نمودار شماره (9) توزيع فراواني و درصد نوع تغيير عقيده ايجاد شده 144
نمودار شماره (10) توزيع فراواني و درصد ميزان تغيير عقيده پاسخگويان 145
نمودار شماره (11) توزيع فراواني و درصد ميزان ترغيب پاسخگويان به خريد كالاي خاصي 146
نمودار شماره (12) توزيع فراواني و در صد ميزان ساده زيستي در سريال ها از نظر پاسخگويان 147
نمودار شماره (13) توزيع فراواني و در صد افرادي كه از جايگاه اجتماعي بالايي برخوردارند ، افراد مرفهي هستند 148
نمودار شماره(14) توزيع فراواني و در صدافرادي كه از جايگاه اجتماعي بالايي برخوردارند ، افراد قدرتمندي نيز محسوب مي شوند 149
نمودار شماره (15) توزيع فراواني و درصد سريال ها زندگي طبقاتي را نمايش مي دهند 150
نمودار شماره (16) توزيع فراواني و در صد قشري كه در سريال ها بيشتر نمايش داده مي شود 151
نمودار شماره (17) توزيع فراواني و در صداشتغال بانوان در سريال ها 152
نمودار شماره (18) توزيع فراواني و درصد ميزان تغيير نگرش مخاطبان نسبت به جايگاه
( سياسي ، اجتماعي و فرهنگي ) بانوان از ديد گاه دانشجويان 153
نمودار شماره (19) توزيع فراواني و در صد ميزان تقسيم كار بين بانوان و آقايان 154
نمودار شماره (20) توزيع فراواني و در صد ميزان ايجاد حس تقليد در ميان مخاطبان 155
نمودارشماره (21) توزيع فراواني و در صد ميزان ترويج ازدواج 156
نمودار شماره (22) توزيع فراواني و در صد ميزان بي احترام به بزرگتر ها 157
نمودار شماره (23) توزيع فراواني و در صد ميزان تاثير گذاري در حس همدلي 158
نمودار شماره (24) توزيع فراواني و در صد تحصيلات بالا و تاثير گذاري كمتر آن 159
نمودار شماره(25)توزيع فراواني و در صدبالا بودن تغيير نگرش جوانتر هانسبت به سايرين 160
نمودار شماره (26) توزيع فراواني و درصدتغيير نگرش بين آقايان و بانوان 161
نمودار شماره (27) توزيع فراواني و درصد نمايش مشاركت اجتماعي 162
نمودار شماره (28) توزيع فراواني و در صد ميزان تشويق به مشاركت اجتماعي 163
نمودار شماره (29) توزيع فراواني و در صد تاثير گذاري سريال ها بر مخاطبان در هنگام خريد كالا 164
نمودار شماره (30) توزيع فراواني و در صد تكيه بر سنت 165
نمودار شماره (31) توزيع فراواني و در صد ميزان پرداختن سريال ها به تجملات 166
نمودار شماره (32) توزيع فراواني و در صد نمايش اهتمام و احترام به قانون 167
نمودار شماره (33) توزيع فراواني و در صد اشتغال بانوان 168
نمودار شماره (34) توزيع فراواني و در صد ميزان موفقيت سريال ها در ايجاد تغيير نگرش نسبت به جايگاه بانوان از ديد گاه دانشجويان 169
نمودار شماره (35) توزيع فراواني و در صد ميزان مشاركت آقايان در امور منزل 170
نمودار شماره (36) توزيع فراواني و در صد ايجاد حس تقليد در مخاطبان 171
نمودار شماره (37) توزيع فراواني و در صد ميزان اهميت دادن برنامه سازان به تجلي سازي امر ازدواج در بين جوانان 172
نمودار شماره (38) توزيع فراواني و در صدترويج بي احترامي به بزرگتر ها 173
نمودار شماره (39) توزيع فراواني و در صد تغيير نگرش بيشتر بانوان نسبت به آقايان 174
نمودار شماره (40) توزيع فراواني و در صد موفقيت سريال ها در زمينه تاثير گذاري در مسائل اعتقادي مخاطبان 175
نمودار شماره (41) توزيع فراواني و در صد نمايش جامعه مدرن 176
نمودار شماره (42) توزيع فراواني و در صد نمايش نوع خاصي از زندگي 177
نمودار شماره (43) توزيع فراواني و در صد ميزان تغيير نگرش در احترام به قانون 178
نمودار شماره (44) توزيع فراواني و در صد نمايش استقلال بانوان 179
نمودار شماره (45) توزيع فرواني در صد ميزان تغيير نگرش دانشجو نسبت به جايگاه بانوان 180
نمودار شماره (46) توزيع فراواني و در صد ميزان ايجاد حس تساوي در مخاطبان 181
نمودارشماره (47) توزيع فراواني و در صد ميزان موفقيت در ترويج امر ازدواج 182
نمودار شماره (48) توزيع فراواني و در صد ميزان تشويق به مشاركت سياسي 183
نمودار شماره (49) توزيع فراواني و در صد نگرش مخاطبان در زمينه اثر گذاري سريال ها در طراحي منزل 184
نمودار شماره (50) توزيع فراواني و در صد ميزان تاثير سريال ها بر طراحي منزل 185
نمودار شماره (51) توزيع فراواني و در صد ميزان نمايش تساوي جنسيتي 186
نمودار شماره (52) توزيع فراواني و در صد ميزان نمايش مشاركت سياسي 187
نمودار شماره (53) توزيع فراواني و در صد ترويج فرهنگ كار بانوان 188

 

مقدمه
عصر كنوني را بسياري عصر انقلاب اطلاعات و ارتباطات ناميده اند . " عصري كه در واقع مي توان گفت وسايل ارتباط جمعي پيچيده ترين ابزار القاي انديشه ها و كار آمد ترين تسليحات براي تسخير آرام جوامع هستند . در چند دهه اخير با توجه به سرعت سرسام آور پيشرفت و رشد تكنولوژي ارتباطات و اطلاعات ، هر روزه بر پيچيدگي و كارآمدي اين ابزار و وسايل در جهان افزوده مي شود . گستردگي و پيچيدگي جامع انساني در عصر كنوني ، وجود رسانه هاي جمعي را در صحنه مناسبات اجتماعي انسانه امري اجتناب ناپذير نموده است . تصويري كه از حقيقت در ذهن خود مي سازيم ، نمادي از ادراك و برداشت ما از واقعيت محسوس و ملموس زندگي است ."( شاه محمدي ، 1385 :8 )
اگرچه پيش از اين انسانها در ارتباطي رو در رو با يكديگر بوده اند و رونق و ترويج
روش هاي زندگي از طريق همين ارتباطات رو در رو و با روندي بسيار كند و ضعيف همراه بوده است . وليكن با توجه به فن آوري هاي ( تكنولوژي ) امروزي ، مي توان به جرئت بيان نمود كه قدرت ما فوق تكنولوژي به جايي رسيده است كه جوامع بشري بصورت آن لاين با هم در ارتباط بوده و همين باعث شده است تا سبك ها و روش هاي زندگي جديدي در سطح دنيا در حال چرخش و تغيير باشد.

 

 


طرح مسئله
با پيدايش پديده جهاني شدن و گسترش آن به همه دنيا، رسانه هاي جمعي بيش از پيش اهميت زيادي پيدا كرده اند . در اكثر نقاط جهان و در همه كشورها بسياري از مردم ساعتهاي بسياري را صرف تماشاي رسانه هاي ديداري و شنيداري مي كنند .
در گذشته به سبب وجود ارتباطات سنتي روابط چهره به چهره بر روابط اجتماعي غالب بود . افراد در ارتباطات چهره به چهره كسب خبر مي نمودند و روند فرهنگ پذيري بيشتر در خانواده و گروه همسالان شكل مي گرفت . اما امروزه عواملي چون وسايل ارتباط جمعي در اين جوامع عامل مهمي در تاثير گذاري و فرهنگ پذيري افراد به شمارمي روند.
تلويزيون و ماهواره از جمله رسانه هاي جمعي هستند كه، اكثر مردم از آن ها استفاده مي كنند. اين نوع رسانه هاي جمعي توانسته اند بينندگان زيادي را بخود جذب كنند . در نتيجه دامنه موضوعات مورد بحث زيادي را بخود اختصاص داده اند .
از جمله مباحثي كه در اين زمينه مطرح شده اند اين است كه ، رسانه هاي جمعي ( برنامه هاي تلويزيون ) چه تاثيري بر رفتار افراد جامعه مي گذارند؟ و اين تاثير به چه صورتي است؟
گستره طلبي پوشش رسانه ها در آستانه قرن بيست و يكم منزلت خاصي به آن ها بخشيده است . بسياري از انديشمندان عصر ما ، وسايل ارتباط جمعي را مدار انديشه خود مي دانند .
مك لوهان معتقد بود كه هر كسي اين وسايل ارتباطي را در اختيار داشته باشد حتي فرهنگ عام ، را نيز تحت نفوذ دارد و اگر ارشميدس نقطه اتكايي مي خواست تا جهان را دگرگون كند ، من رسانه ها را مي خواهم تا جوامع را دگرگون سازم .( ساروخاني ، 1368 : 27)
برلسون و جانوويتس (Berlelson and Janowits) درباره تاثير رسانه ها مي نويسد : " رسانه ها داراي اثرات وسيع و گوناگوني هستند . اين تاثيرات رواني ، سياسي ، اقتصادي و فرهنگي هستند كه بر عقايد ، ارزش ها ، مهارت ها و سليقه ها اثر مي گذارند . " ( مرادي ، 1383 : 229)
مخاطبان و بينندگان رسانه ها از جمله عوامل اصلي در تحقيق رسانه ها مي باشند . امروزه رسانه هاي همگاني نفوذ قدرت فرهنگي را شتاب و گوناگوني فراواني داده اند .
قدرت فرهنگي توانايي افراد يا گروهها براي پديد آوردن معاني و ساخت شيوه هاي زندگي است كه براي احساسات ، عواطف و انديشه هاي خود و ديگران جذابيت دارد ." اين قدرت به چيزي همانند است كه گيدنز : ( سياست زندگي ... سياست گزينش سبك و تصميم گيري هاي زندگي مي خواند ". ( لال ، 1379 : 107 )
گيدنز در اين زمينه مي نويسد : " ظهور تلويزيون بر الگوهاي زندگي روزانه به شدت تاثير گذارده است ، زيرا بسياري از مردم فعاليت هاي ديگر را پيرامون برنامه هاي تلويزيوني معيني تنظيم مي كنند . " ( گيدنز ، 1373 : 475 )
حال با توجه به جايگاه اين ابر رسانه در زندگي مخاطبان بر آن شديم تا ببينيم كه آيا برنامه سازان و تهيه كنندگان در ساخت سريال ها و برنامه هاي خود تلاشي درتغيير شيوه زندگي مخاطبان خود داشته اند؟ و آيا اين تلاش ها مثمر ثمر بوده است يا خير ؟

اهميت و ضرورت
به علت ورود وسائل ارتباطي و گسترش ارتباطات بشر هر روز بيش از پيش به اهميت استفاده آن در زندگي انسان ها افزوده مي شود . اطلاعات بيشتر يعني قدرت بيشتر .
بنابراين افراد براي ادامه حيات نياز بيشتري به داشتن اطلاعات گسترده تر دارند. رسانه ها مخصوصا تلويزيون از وزني بالا در حيات فراغت آدميان برخوردار هستند .( ساروخاني ، 1378 :143 )
با مراجعه به آمار و ارقام موجود در مورد تماشاي تلويزيون در جهان مي توان به اين واقعيت پي برد كه تلويزيون بيشترين سهم در گذراندن اوقات فراغت افراد دارد .
امروزه در مورد رسانه هاي همگاني از جمله تلويزيون ، راديو ، سينما و امثال آن ها مطالعات دقيق و منظمي صورت گرفته است . اين مطالعات و تحقيقات گسترده حكايت از اهميت رسانه هاي جمعي به عنوان نهاد مهم اجتماعي مي كند ." با وجود اينكه كشورهاي مختلف از لحاظ فرهنگي و سطح زندگي با هم تفاوت بسياري دارند ، اما تماشاي تلويزيون همه جا گسترش يافته است . "
( ارنبرگ ، 1378 : 180 )
از آن جايگاه فرهنگ جريان يافته و اشكال متفاوت سمبليك و نمادين ريشه دوانيده و توسعه مي يابد. در اين رابطه مي توان گفت كه رسانه ها بر شيوه رفتاري، نحوه سلوك و سليقه هاي عمومي در جامعه و بر هنجارها اثر مي گذارد .( مهرداد ، 1376 :9 )
سبك زندگي نيز از جمله مفاهيمي است كه در دنياي امروز از آن استفاده مي شود . الگوي پوشش ، تغذيه ، ارزش ها و نگرش هاي افراد به مانند گذشته ( جوامع سنتي ) به كندي تغيير
نمي كند . افراد براي تطبيق با افراد و جوامع ديگر نيازمند تغييرات زيادي در الگوهاي مصرف و سبك زندگي خود هستند . عناصر فرهنگي جوامع در حال گسترش به جوامع ديگر باشند. اگر در گذشته قناعت به عنوان ارزش فرهنگي محسوب مي شد ، امروزه مصرف كردن يعني حقيقتي كامل و براي رسيدن به اين سطح از زندگي ، راهي جز مصرف كردن وجود ندارد ، به عنوان مثال، ديگر خريد به مد مسلط زندگي عمومي معاصر تبديل شده است . ( سعيدي ، 1384 :54)
فرهنگ مصرفي باعث مي شود تا فرد از طريق خوردن ، نوشيدن ، پوشيدن ، نحوه گذراندن اوقات فراغت يا به عبارتي شيوه زندگي هويت يابد . مصرف باعث شده تا فرآيندهاي شكل گيري هويت نيز به گونه اي ديگر سامان يابد .
در حالي كه امروزه دين هايي مانند اسلام ، مسيحيت و ... هنوز جايگاه خود را دارند ، كشورهاي غير غربي مانند ايران از افزايش ميل به مصرف تاثير مي پذيرند . هم چنان گروههاي بيشتر و بيشتري اميالشان بر انگيخته شده ، شكل يافته و از طريق وسائل ارتباط جمعي و تبليغات مدرن بيان مي شود . اين مصرف گرايي مدرن مستلزم آگهي ها ، تصاوير ، روزنامه ها و مهمتر تصاوير تلويزيون بوده و تا حدي از طريق تصوير عمل مي كند .
تماشاي برنامه هاي تلويزيون بي معنا نبوده بلكه تماشاي كنش هاي مشتري مدار در زندگي معنوي و مادي ميليون ها مردم از اهميت بالايي برخوردار است . ( باكاك،1381 :44)
تلويزيون به عنوان دانشگاه فرهنگ سازي شناخته شده است. بنابراين در جامعه ما مثل ساير جوامع الگو سازي مي كند و در چند سال اخير ديده مي شود كه سريال ها، به گونه اي به سوي نوع خاصي از زندگي حركت مي كنند ، به عبارتي در سريال ها از سبك طراحي صحنه ، نوع پوشش بازيگران تا برخورد بين بازيگران ، مخاطب را با نوعي ديگر از زندگي آشنا مي سازد كه شايد براي وي قابل توجه باشد و حتي خواهان آن باشد كه با آنچه مشاهده كرده است ، هماهنگي كند .
بنابراين در اين تحقيق به اين گونه مسائل پرداخته خواهد شد.


اهداف تحقيق
هدف اصلي و كلي تحقيق حاضر مطالعه و بررسي تاثير گذاري برنامه هاي تلويزيون بر سبك زندگي دانشجويان مي باشد .
اهداف جزئي كه از هدف كلي و اصلي نشات گرفته اند عبارتند از :
1) تيپولوژي (سن ، جنس وتحصيلات ) مخاطبان و رابطه آن ها با گرايش به سبك زندگي
2) تشريح نظرياتي كه در حوزه ارتباطات و جامعه شناسي با تكيه بر اثرات رسانه هاي جمعي و سبك زندگي ارئه شده اند .
3) ميزان تاثير و تشديد كنندگي برنامه هاي تلويزيون در انتخاب سبك زندگي
4)اين تاثيرات در كدام بخش از زندگي افراد جامعه بيشتر نمايان مي شود ( اجتماعي ، فرهنگي ، سياسي و...)
5) جايگاه برنامه هاي تلويزيون در سبك زندگي مخاطبان چيست . آيا فقط جنبه سرگرم كننده و فراغتي براي مخاطب دارد يا خير ؟
6 ) آيا مخاطبان از اين تاثيرات آگاه مي شوند ؟وآيا از اين تاثيرات رضايت مند مي باشند
7) با توجه به چارچوب نظري اين پژوهش ( نظريه استفاده و بهره مندي و كاشت) در نهايت مخاطب در برابر برنامه هاي تلويزيوني فعال و پوياست و يا بالعكس منفعل و غير پوياست؟

 

سئوالات تحقيق
1)آيا برنامه هاي تلويزيوني ، الگو هاي مصرف گرايي را نمايش مي دهند؟ و مخاطبان خود را به سوي مصرف مداري سوق مي دهند ؟
2) آيا در برنامه هاي تلويزيوني، جامعه مدرن مورد توجه قرار مي گيرد ؟ يا جامعه سنتي؟
3) آيا برنامه هاي تلويزيوني باعث رشد روحيه تجمل گرايي در ميان مخاطبان خود شده است ؟
4) آيا برنامه هاي تلويزيوني مي تواند بر ارزش هاي اجتماعي چون : ( ثروت مداري ) ،
( قدرت مداري )و ( قانون مداري) تاثير گذارباشد؟
5) آيا در برنامه هاي تلويزيوني بيشتر قشر مرفه جامعه نمايش داده مي شود ؟ يا قشرمتوسط و فقير؟
6) آيا بين محتواي برنامه هاي تلويزيوني و تشديد علاقه بانوان به اشتغال رابطه معنا داري وجود دارد ؟
7)آيا برنامه هاي تلويزيوني باعث تغيير نگرش نسبت به جايگاه ( سياسي ،اجتماعي ، فرهنگي) بانوان شده است ؟
8)آيا برنامه هاي تلويزيوني مسئله تساوي جنسيتي را مطرح مي نمايند ؟
9) آيا برنامه هاي تلويزيوني در مخاطبان خود باعث ايجاد روحيه تقليد و الگو برداري شده است؟
10 )آيا برنامه هاي تلويزيوني در زمينه امر ازدواج جوانان تاكيد دارد ؟
11)آيا برنامه هاي تلويزيوني در رابطه افراد خانواده تاثيرگذار بوده است ؟
12)آيا برنامه هاي تلويزيوني در مخاطبان خود حس همدلي ايجاد مي نمايد ؟
13) آيا با بالا رفتن سطح تحصيلات، افراد كمتر با ديدن برنامه هاي تلويزيوني دچار تغيير نگرش مي شوند ؟
14) آيا برنامه هاي تلويزيوني در جوانان بيشتر تاثير گذار مي باشد ؟( آيا تغيير نگرش افراد به سن آنها مرتبط است به عبارت ديگر جوانان بيشتر دچار تغيير نگرش مي شوند)؟
15)آيا برنامه هاي تلويزيوني در ايجاد تغيير نگرش بانوان بيشتر از آقايان موثر مي باشد ؟
16)آيا تماشاي برنامه هاي تلويزيون در مشاركت سياسي ( شركت در انتخابات ) افراد نقش به سزايي دارد ؟
17)آيا تماشاي برنامه هاي تلويزيون باعث حضور مخاطبان در مشاركتهاي اجتماعي مي شود ؟
18) آيا سازندگان برنامه هاي تلويزيوني در ساخت سريال هاي خود تاثير گذاري بر مسائل مذهبي و اعتقادي مخاطبان خود را مد نظر قرار مي دهند ؟

فرضيات تحقيق :
1)به نظر مي رسد تماشاي برنامه هاي تلويزيوني باعث تشديد مصرف گرايي در مخاطبان مي شود.
2)به نظر مي رسد در برنامه هاي تلويزيوني توجه به جامعه مدرن نسبت به جامعه سنتي بيشتر مي باشد.
3) به نظر مي رسد بين برنامه هاي تلويزيوني و رشد روحيه تجمل گرايي درميان افراد جامعه رابطه معنا داري وجود دارد.
4) به نظر مي رسد برنامه هاي تلويزيوني ارزش هاي اجتماعي :( ثروت مداري) ، (قدرت مداري ) و ( قانون مداري) را در جامعه ترويج مي كنند.
5) برنامه هاي تلويزيوني بيشتر قشر مرفه را نمايش مي دهند.
6)به نظر مي رسد بين تماشاي برنامه هاي تلويزيوني و تشديد علاقه بانوان به اشتغال خارج از منزل رابطه معنا داري وجود دارد.
7)به نظر مي رسد كه برنامه هاي تلويزيوني در تغيير نگرش در زمينه جايگاه( سياسي ،اجتماعي ، فرهنگي) بانوان تاثير گذار بوده است .
8) به نظر مي رسد بين برنامه هاي تلويزيوني و ايجاد حس برابري جنسيتي رابطه معنا داري وجود دارد .
9) به نظر مي رسد بين تماشاي برنامه هاي تلويزيوني وايجاد روحيه تقليد و الگو پذيري مخاطبان رابطه معنا داري وجود دارد .
10) به نظر مي رسد بين برنامه هاي تلويزيوني و توجه به امر ازدواج در جوانان رابطه معنا داري وجود دارد ..
11) به نظر مي رسد بين برنامه هاي تلويزيوني و تحكيم روابط افراد خانواده و احترام به حريم خانواده رابطه معنا داري وجود دارد .
12) به نظر مي رسد بين محتواي برنامه هاي تلويزيوني و ايجاد حس همدلي در مخاطبان رابطه معنا داري وجود دارد
13) به نظر مي رسد با بالا رفتن سطح تحصيلات، افراد كمتر با ديدن برنامه هاي تلويزيوني دچار تغيير نگرش مي شوند .
14)برنامه هاي تلويزيوني در بين جوانان بيشتر تغيير نگرش را ايجاد گرده است .
15)به نظر مي رسد برنامه هاي تلويزيوني بيشترين تغيير نگرش در زمينه سبك زندگي خود را در بانوان ايجاد كرده است تا آقايان .
16)به نظر مي رسد تماشاي برنامه هاي تلويزيون مشاركت سياسي( شركت در انتخابات و تظاهرات) افراد را به دنبال دارد .
17) به نظر مي رسد برنامه هاي تلويزيون مخاطبان خودرا به مشاركت اجتماعي تشويق مي نمايد.
18) به نظر مي رسد برنامه هاي تلويزيوني در مسائل اعتقادي و مذهبي مخاطبان خود تاثير گذار بوده است .

تعريف عملياتي و مفاهيم
برنامه هاي تلويزيوني:برنامه هاي تلويزيوني بسيار گسترده و متنوع مي باشند و از بخش هاي زيادي تشكيل شده اند ، ولي دراين پژوهش هدف از برنامه هاي تلويزيوني (سريال هاي تلويزيوني ) مي باشد كه مي توان نتيجه آن را به كل برنامه هاي تلويزيوني تعميم داد و بايد اضافه نمود كه ، در اين تحقيق سريال خاصي مد نظر نبوده است.
سبك زندگي: سبك هاي زندگي مجموعه اي از طرز تلقي ها ، ارزش ها، شيوه هاي رفتار، حالت ها و سليقه ها در هر چيزي از موسيقي گرفته تا هنر و تلويزيون و سبك دادن به دكوراسيون منزل ، پوشش شخصي، رفتار هاي اجتماعي و…. را در بر ميگيرد.سبك زندگي اجزاي رفتارهاي شخصي نيستند لذا غيرمعمول نيستند. اما بيشتر مردم معتقدند كه آزادانه بايد سبك زندگي شان را انتخاب كنند.
مصرف گرايي: علاقه شديد به خريد و مصرف كالا هاي تبليغ شده در رسانه هاي جمعي جامعه سنتي : در فرهنگ فارسي معين در معناي واژه سنت چند معني لغوي آورده شده است كه عبارتند از: راه، روش، سيرت، طريقه و عادت. اما آنچه در حوزه جامعه شناختي و تاريخي از مفهوم سنت به ذهن متبادر مي‌شود چيزي فراتر از اين همه است و شايد در محدودترين بيان لغوي بتوان تركيب "راه و روش عادت شده" را به‌كار برد. در فرهنگ انگليسي‌آكسفورد نيز واژه سنت "tradition" عبارت است از: مجموعه‌توليدات گذشته در زمينه‌‌هاي نظرات "opinions" ، اعتقادات "beliefs" و عادات "customs". بنابراين تعاريف و با توجه به آراي نظريه‌پردازان مي‌توان سنت را عبارت از مجموعه اعتقادات، باورها، نظرات و رفتارهاي تكرارپذير دانست كه در بستر زمان ايجاد مي‌شود و به‌عنوان ارزش‌هاي اجتماعي و ملي مورد حمايت و اهتمام مردم و نيز پاسداري اجبار اجتماعي قرار مي‌گيرد.
در يك نگرش كلي مي‌توان مجموعه آداب و رسوم قديمي و كهن ـ كه البته در زبان مدرن كهنه خوانده مي‌شوند ـ قومي و ملي را در گستره سنت تعريف كرد .
جامعه مدرن: آنچه در سنت و روش هاي پيشين وجود ندارد و با پيشرفت تكنولوژي ، پيشرفت مي كندو توجه بيشتري به استفاده از امكانات پيشرفته دارد .
تجمل گرايي:رواج زندگي اشراف مآبانه در ميان افراد جامعه و نمايش ثروت بي حد ، زندگي مجلل و مرفه با امكانات كامل و لوازم لوكس .. در واقع مي توان در يك جمله گفت، تجمل گرايي نقطه مقابل ساده زيستي مي باشد. امروزه در بيشتر سريال ها اين گونه موارد زياد به چشم مي خورد .
ثروت مداري: توجه خاص به ثروت و ثروت اندوزي
قدرت مداري: توجه به افراديكه داراي قدرت و مقام اجتماعي بالايي هستند
قانون مداري: احترام به قانون و رعايت قوانين از جمله قوانين راهنمايي و رانندگي و حقوق شهروندان
برابري جنسيتي: برابري حقوق بين بانوان و آقايان ( هر دو جنسيت از نظر ديدگاه اجتماعي برابر باشند )
الگوپذيري= همانند سازي = تقليد از از رفتار و حركات شخصيت مورد پسند ، يعني زماني كه مخاطب از برنامه هاي تلويزيون استفاده مي نمايد ، آيا به شخصيت هاي بازيگر آن توجه دارد ؟ و آيا اين توجه باعث مي شود كه فرداز اين بازيگر الگو برداري نموده و در خود همانند سازي ايجاد كند ؟
حس همدلي: سهيم دانستن خود در مشكلات و مصائب هموطنان و تلاش براي حل آن
مشاركت سياسي: يعني مردم در مسائل سياسي شركت نموده و در نظرشان رخدادهاي سياسي مهم باشد ( يكي از مشاركت هاي سياسي شركت در انتخابات و تظاهرات مي باشد)
مشاركت اجتماعي: شركت كردن در مسائلي اجتماعي چون : جشن عاطفه ها ، اهداي خون و..


چارچوب نظري:
نظريه نيازجويي يا استفاده و بهره مندي:
رويكرد استفاده و رضايتمندي بر اين اصل استوار است كه" پيام يك رسانه فعال" است و براي رسيدن به تعريفي عيني از فعال بودن، محققان هوادار اين رويكرد به ابعاد گوناگون آن پرداخته اند . شواهد تجربي نشان مي دهند كه مخاطبان فعالانه محتواي رسانه ها را پردازش مي كنند و اين پردازش تحت تاثير انگيزه هاي فرد است . علاوه بر اين ، مي توان فرض كرد كه ديگر عوامل چون ، نگرش ها ، هنجارها و روابط خانوادگي و اجتماعي فرد ممكن است بر چگونگي پردازش محتواي رسانه ها اثر بگذارد .
گروهي ديگر پردازش را تنها به برخي ابعاد فعال بودن مخاطب ( انتخابي بودن و درگير شدن) نسبت مي دهند . بر مبناي رويكرد ( استفاده و رضامندي ) مخاطب مصرف كننده فعال رسانه است . در اين رويكرد مخاطب از آن رو فعال است كه به دنبال رضامندي است و باور دارد كه انتخاب رسانه بر رضامندي حاصل و رفتار رسانه اي اثر ميگذارد.
گروهي از محققان هوادار اين رويكرد به ابعاد مختلف فعال بودن مخاطب پرداخته اند و اين ابعاد را درابعاد زماني گوناگون ( قبل و در حين و بعد از استفاده از رسانه ) بررسي كرده اند .
رويكرد استفاده و رضامندي از رسانه منحصرا رفتار گرا نيست ، چون تاكيد اصلي اش بر ريشه هاي اجتماعي رضايت از رسانه و كاركرد هاي وسيع اجتماعي آن هاست ، مثل : در جهت تسهيل تماس و تعامل اجتماعي يا تقليل تنش و اضطراب.رويكرد استفاده و رضامندي ريشه اش را بايد در پژوهش ها مربوط به تبيين جذابيت زياد انواع خاص از محتواهاي رسانه جست وجو نمود .
سوال اساس رويكرد فوق چنين است : چرا مردم از رسانه ها استفاده مي كنند و آن ها براي چه منظوري بكار مي برند ؟


جامعه شناس كاركردگرانه رسانه ها را برآورنده نيازها گوناگون جامعه مي دانند - نيازهايي نظير همبستگي ، استمرار فرهنگي ، كنترل اجتماعي، نياز به گردش وسيع ودسترسي به همه انواع اطلاعات عمومي.فرضيه مذكور خود مبتني بر اين پيش فرض است كه ، افراد همه رسانه ها را براي مقاصدي متناظر به كار مي برند
استفاده هدفمند و غير هدفمند:
رويكرد استفاده و رضامندي بر اين فرض استوار است كه ،مخاطب رسانه فعال است . محققان بسياري رابطه استفاده او از رسانه را صرفا هدفمند پنداشته اند وگروهي مخاطب را كاملا فعال دانسته . گروهي ديگر از محققان ارتباط جمعي ، اصولا منكر فعال بودن مخاطب بوده اند . گروه ديگر نيز بر اين باورند كه ، استفاده از رسانه و محتواي آن ممكن است هم هدفمند باشد و هم غير هدفمند .
كاتز از اولين كساني بود كه حكم بر فعال بودن مخاطب داد ." او مي گويد : بايد بيشتر به آنچه مردم با رسانه مي كنند، توجه كرد تا آنچه رسانه با مردم مي كند. پس او مصرف كننده رسانه است ؛ انتخاب كننده اي فعال و هدفمند شناخته شده است .
كيپاكس و موري نيز به اين نتيجه رسيدند كه بيننده رفتاري مبتني بر هدف و تا حدودي انتخاب كننده دارد و برنامه هاي تلويزيوني را بر مبناي نيازهايش انتخاب مي كند . گروهي ديگر از محققان بر اين باورند كه به ندرت اتفاق مي افتدمردم بدون فكر پاي تلويزيون بنشينند و هر آنچه را كه تلويزيون پخش مي كند تماشا كنند ، بلكه نوعي انتخاب در رفتار تماشا مشاهده مي شود .
نظريه كاشت(جرج گربنر ):
رسانه ها بر افكار و رفتار استفاده كنندكان خود تاثير مي گذارندو به دنبال اثبات وجود تفاوت بين مخاطبان كم مصرف و پر مصرف خود مي باشند . رسانه ها مي توانند تقويت كننده فرضيه تاثير رسانه ها باشند.اين نظريه فرض مي كند كه ،تلويزيون آثار بلند مدت در نگرش مخاطبان دارد كه به صورت غير مستقيم ، تدريجي و كوچك اما؛ تراكمي و رو به افزايش است .

 

{مدل تحقيق}
رسانه

تلويزيون

سبك زندگي
سياسي { مشاركت سياسي (شركت در انتخابات وتظاهرات مردمي}
(نظريه هدفمند و غير هدفمند)
{ 1 مشاركت اجتماعي 5)قانون مداري
اجتماعي 2) مصرف گرايي 6)قدرت مداري
(نظريه هدفمند و غير هدفمند) 3) تجمل گرايي 7)ثروت مداري
4)جامعه مدرن 8)قشر مرفه جامعه}

رواني 1 ) همدلي 2) الگو پذيري و تقليد
( نظريه استفاده و رضامندي)

فرهنگي { 1) جايگاه بانوان 2) برابري جنسيتي
(نظريه كاشت) 3)اشتغال بانوان}
اعتقادي - مذهبي { 1) تحكيم روابط خانواده 2)ترويج امر ازدواج
(نظريه كاشت)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه:
در مورد تاثير وسايل ارتباطي بر پيام و تمامي فرآيند ارتباط و هم چنين جامعه و محيط پيرامونشان،عقايد بسياري وجود دارد . برخي از خنثي بودن و صرفا حامل بودن اين وسايل ياد مي كنند و اينكه اين وسايل تاثير چنداني بر مخاطبين خود ندارد ." برخي ديگر عقيده دارند كه وسايل ارتباط جمعي داراي چنان قدرتي هستند كه مي توانند نسلي تازه را براي اولين بار در تاريخ انسان پديد آوردند و جامعه جديد از اين وسايل چنان تاثيري شگرف برميگيرند كه ماهيتش تابعي از آن مي شود . اين امر بيانگر نوعي فن سالاري است كه براساس آن ابزار ساخته شده توسط انسان تعيين كننده ارزش هاي هستي اجتماعي است و يا اين امر موجب پيدايش قشر جديدي از انسان ها مي شود كه با شناخت خاصي كه از اين وسايل دارند بصورت قدرتهاي تازه تجلي مي كنند و تعادل موجود در هرم قدرت را بهم مي زنند و نتيجه آن نوعي از خود بيگانگي و تهي شدن انسان است." (ساروخاني ، 1378 :6-83 و 8-27 )
اولين نظريه پردازان نظريه ارتباطات بر تاثيرات قوي و بي قيد و شرط رسانه ها بر مخاطب تاكيد داشتند .
"همانگونه كه بلومر معتقد بود كه مخاطبان به مثابه توده هايي هستند كه از رسانه ها بصورت منفعلانه تاثير مي پذيرند. در دهه هاي 1940 و 1950 يك چرخش مهم در تاريخ نظريه هاي ارتباطات جمعي بوجود آمد ." ( Delia 1987 : 34 )
در اين دوره محققان مفهوم اتم وار مخاطبان رسانه هاي جمعي را به منازعه كشيدند . پژوهش ها در اين دوره كشف مجدد گروه ها را اعلان داشتند و شواهدي ارائه كردند كه گروههاي اجتماعي حتي در شرايط ظاهرا نا مناسب شهر هاي صنعتي بزرگ هم نابود نشده اند .
در اين تحقيق ها مخاطبان واقعي شبكه هاي متنوع و متداخل از روابط اجتماعي ( مبتني بر منافع و مكان زندگي مشترك ) محسوب ميشوند و رسانه هاي جمعي نيز به شيوه هاي مختلف در اين شبكه ها ادغام مي گرديدند.
در پژوهش هاي فوق ويژگي اشتراكي و اجتماعي گروه مخاطبان بازسازي و حتي تبديل به مفهوم غالب شد ."
هربرت بلومر و رايت ميلز از جمله كساني هستند كه معتقد بودند ،وجود وسايل ارتباط جمعي به تضعيف قالب هاي اجتماعي سنتي و از ميان رفتن وابستگي هاي افراد به گروههاي اجتماعي مي شوند و تركيب جامعه را بهم مي زنند و آن را به يك توده تبديل مي كند ."( معتمد نژاد، 1371 : 18 )
در مقابل برخي نظريه ها بويژه از اواخر دهه 40تا 60 به محدود بودن تاثير رسانه ها معتقد بودند .
"از دهه 1950 به بعد پژوهش هاي مربوط به تاثيرات رسانه ها نيز مجبور به پذيرفتن اين حقيقت را پذيرفتند كه افكار و گرايشها مردم بيش تر تحت تاثير محيط اجتماعي آن هاست تا جاذبه هاي اقناع گر رسانه هاي جمعي." ( مك كوايل، 1382: 13 )
"كلاپر با انجام بيش از يك دهه تحقيقات تجربي اين نظر را با قاطعيت اعلام كرد كه ، ارتباطات جمعي به عنوان عامل ضروري در تاثير مخاطبان عمل نمي كند و مردم تمايل به فهم و يادآوري انتخابي ارتباطات دارند و به جاي آنكه عقايد و رفتار آنها از سوي رسانه ها دستكاري ميشود ، خود به دستكاري رسانه ها مي پردازند.
اين امر از سوي محققان تجربي هم چون كاتز و لازارسفلد تاكيد شده است كه ميانجيگري اجتماعي پيام هاي رسانه ها يك فراگرد عمودي نيست."
از جنگ جهاني دوم به اين طرف تحقيقات تجربي وسيع درباره تاثير رسانه هاي همگاني با نگرش هاي افراد از سوي دانشمنداني هم چون لازاراسفلد ، برلسون و گودت انجام گرفت باعث شده است تا نسبت به گذشته از اعتقاد به قدرت تبليغات كاسته شود .
مطالعات فراوان در اين باره ثابت ميكند كه پيام هاي منتشر شده به وسيله مطبوعات ، سينما ، راديو و تلويزيون در خارج از محيط اجتماعي خاص افراد به آنها عرضه نمي شود و آثار اين پيام ها با توجه به نوع گروهي كه فرد در جامعه به آن بستگي دارد ، متفاوت مي باشد .
بدين ترتيب براي درك بيشتر آثار وسايل ارتباطي ، بايد وضع افراد استفاده كننده از اين وسايل را در داخل محيط خانوادگي و گروه حرفه اي آنان مورد مطالعه قرار داد و به بررسي آن به عنوان يك توده نا متمايز اكتفا نكرد.
از سويي وسايل ارتباطي تحت تاثير تغييرات اجتماعي و اقتصادي محيط زندگي انسان ، هميشه در حال دگرگوني هستند و به همين آثار وسايل ارتباطي را مي توان از يك طرف حاصل تحولات فني و سازماني و از سوي ديگر نتيجه تمايلات جديدي كه با آن تغير كرده است .
در نظريه هاي جديد رسانه ها از حالت سنتي به سمت مدرن شدن در حركت هستند، در اين حركت نوع رابطه از حالت يكسويه بصورت دو سويه درآمده است .
"بنابراين با وجود آنكه ارتباط جمعي به يك نهاد خاص تبديل شده است و وسايل مادي و نيروي انساني خصوص به خود را در اختيار دارد و در گسترش آگاهي و فرهنگ جوامع نقش حساس بدست آورده است ،در عين حال از يك خود مختاري نسبي بر خوردار مي باشد. زيرا ارتباط جمعي جزئي از يك مجموعه است كه در آن عناصر مختلفي نظر آموزشي ، شكل و سطح توسعه اقتصادي و اوضاع و احوال فرهنگي ، هر يك به ديگري وابستگي دارد .
به همين جهت توسعه و پيشرفت آن نيز به عوامل خاصي چون آموزش عمومي و آزادي سياسي ، گسترش صنعتي و ثروت اقتصادي وابسته است . محتواي پيام هاي ارتباطات جمعي به همان نسبت كه به ايجاد شرايط خاص محيط فرهنگي كمك مي كند ، خود منعكس كننده اين شرايط به شمار مي رود ."
( معتمد نژاد ،1371 : 3- 142 و 5 - 184)
در اينجا ابتدا تاثيرات و كاركرد ها وسايل ارتباط جمعي را بيان مي كنيم وسپس به تشريح نظريات مطروحه در زمينه رسانه ها مي پردازيم:
تاثيرات وسايل ارتباط جمعي :
"اگر دست اندر كاران وسايل ارتباط جمعي قصد دارند پيام هايشان تاثيرات مطلوبي بر مخاطبين بگذارد بايد نكات زير را توجه كنند :
1) پيام بايد به نحوي تنظيم و ارائه شود كه توجه پيامگير را بخود جلب كند : در وهله اول پيام بايد به دست پيامگير برسد و در وهله دوم بايد به نحوي باشد كه كنجكاوي و توجه او را جلب كند ، قطعا پيامي توجه پيامگير را جلب خواهد كرد كه با نيازها و علايق او تناسب داشته باشد . در اين صورت او تنها پيام هايي را انتخاب خواهد كرد كه به آن ها علاقه مندتراست .
2) پيام بايد از نشانه هايي استفاده كند كه با تجربه هاي مشترك پيام رسان و پيامگير مرتبط باشد تا بتواند معني را برساند ؛ همانطور كه تجربه هاي ما بيشتر مي شود ، ما آن ها را طبقه بندي و با تجربه هاي ديگر و با نيازهاي خود مرتبط مي كنيم . با بزرگتر شدن ، اين طبقه بندي مستحكم شده و غير قابل انعطاف مي شود . در نتيجه پيام هايي كه با تجربيات و انتظارات ما تناسب و هماهنگي نداشته باشد ، رد خواهيم كرد . براي رفع اين مشكل بايد با مخاطب با زبان خود او سخن گفت و طبقه بندي ذهني او را بخصوص اگر بسيار ريشه دار باشد ، ناديده نگرفت .
زيرا آنچه بطور عميق و ريشه دار در فكر و جان مخاطب رخنه يافته است به راحتي قابل تغيير نيست و ناديده گرفتن اعتقادات و تجربيات ، نه تنها تعبيري را به دنبال نخواهد داشت ؛ بلكه موجبات مقاومت هر چه بيشتر او را در برابر پيام ها ، سبب خواهد شد .
3) پيام بايد نياز هاي شخص گيرنده را بر مي انگيزد . دو راهي براي ارضاء آن نشان دهد ، براي اينكه پيام موثر بايد با يكي از نيازهاي شخصيتي ما مرتبط باشد . مثل: امنيت ، موقعيت ، تعلق ، فهم ، رهايي از قيد ، بحث ، كنجكاوي و غيره .
پيام بايد در مخا طب كششي ايجاد كند و سپس راه ارضاء آن را نيز نشان دهد . صرفا توصيه به خريد يك كالا يا انجا بعضي از كارها كافي نيست ، در واقع افراد توصيه هايي را مي پذيرند كه بتوانند آن را آسانتر و بي خطر تر به هدف برسانند .
4) پيام بايد راه براي ارضاء نياز توصيه كند كه با وضعيت گروهي پيامگير تناسب داشته باشد .
از آنجاكه انسان ها در گروه زندگي مي كنند ، اكثر ارزش ها و معيارهاي خود را از گروه فرا
مي گيرند . اكثر ارتباطات در گروه انجام مي گيرد و اولين كسي كه بايد پيام را تاييد كند گروه است . بنابراين موافقت گروه در انتخابات پاسخ هاي افراد بسيار موثر است .
در اين زمينه مي توانيم به نظريه تكمله پل لازارسفلد اشاره كنيم. منظور اين نظريه آن است كه انتقال يك پيام به خودي خود موجب تغيير نمي شود ، بلكه مباحات پيرامون آن مي تواند نقش بسيار موثري را در پذيرش پيام ايفاء كند .
بنابراين بايد گفت ، اگر پيام از جانب محيط تقويت و تكميل نشود در ذهن مردم جاي نمي گيرد . پس دو عامل 1) ساختارهاي محيط 2) مردم در پذيرش پيام حائز اهميت هستند . اگر پيام با ديوار ساختاري جامعه برخورد پيدا كند ، بنابراين پيام موثر نمي يابد بلكه ساخت اجتماعي غالب مي شود . البته ممكن است پيام براي مدت كوتاه نوعي هيجان ايجاد كند ولي تاثير آن بزودي نابود مي شود .
هم چنين بحث و گفتگوهاي ميان مردم در مورد يك پيام و ارتباطات چهره به چهره مي تواند موجبات تقويت پيام را فراهم كند و در نتيجه آن را استحكام بخشد . "
با توجه به نكاتي كه بدان اشاره شد مي توان گفت كه ، پيام زماني بيشتر اثر دارد كه با چارچوب هاي ادراكي ، باورها ، نگرش ها و ارزش هاي گيرنده پيام تناسب داشته باشد و يا اينكه حد اقل در ابتدا با اين الگو ها متناسب باشد و سپس در جهت شكل گيري مجدد و تغيير آن آرام آرام گام بر مي دارد .
به اين عمل همانطور كه لازارسفلد به آن اشاره كرده است" جهت دادن " مي گويند . لازارسفلد اشاره مي كند كه پيام هاي نوعا الگوهاي رفتاري و نگرشهايي را كه از قبل وجود داشته اشت ، جهت دهي مي كند و به ندرت به دنبال ايجاد نگرشها و يا الگوهاي رفتاري جديد مي باشد . پس بايد يك نوع نگرش در افراد وجود داشته باشد و بعد كم كم اين نگرش را در مسير هاي خاص جهت دهي كرد . پس در جهت دادن پيام رسان مجرايي را براي جهت دادن انگيزه هاي پيامگير ايجاد مي كند . به قول دست اندركاران تبليغ : ( پيام رسان بايداز جايي آغاز كند كه مخاطب قرار گرفته است )
در واقع دليل اين امر آن است كه الگو هاي رفتاري ، طرز تلقي ها ، باورها ، عادات ، انگيزه ها و ارزش ها بسيار آهسته ولي بطور دائمي تغير مي يابند .
بنابراين بهترين شيوه براي تغيير نگرش ها و باورها آن است كه الگوي رفتاري موجود در افراد را در نظر گرفته تا پيام ما مورد پذيرش پيامگير واقع شود و بعد به تدريج آن را در جهت مناسب دگرگون سازيم . ( علي اسدي ، 1371 : 108-110 )
كاركرد هاي اصلي رسانه ها براي جامعه :
كاركرد هاي رسانه ها به صورت فعاليت هايي متجلي مي شوند كه از آنها تحت عنوان ( پيوند دهنده ، هدايت كننده ، تعبير كننده و نظاير آن ها ) ياد مي شود . كوشش هاي زيادي به منظور سيستماتيك كردن كاركردهاي اساسي رسانه ها در گذشته به عمل آمده است كه با كار "هارولد لاسول " آغاز مي شود ." وي عمده ترين كاركردهاي ارتباط را بدين شكل خلاصه نمود : نظارت بر محيط ، مربوط كردن بخش هاي مختلف جامعه به يكديگر در جهت عكس العمل به محيط ، انتقال ميراث فرهنگي .
اين سه كاركرد به ترتيب موضوعات زير را در بر دارد :
1) عنصر اطلاعات ، ارائه مطلب و تفسير به منظور درك قطعات پراكنده اطلاعات و ارتباط دادن آنها با يكديگر
2) شكل دادن به وفاق
3) بيان ارزش ها و نمادهاي فرهنگي كه براي تداوم و هويت جامعه ، اساسي به شمار
مي روند .
رايت در سال 1960 به كاركرد ( سرگرمي ) به عنوان چهارمين كاركرد اساسي رسانه ها اشاره نمود . از نظر رايت ، كاركرد سرگرمي ، نياز محيط را به تشويق ، تمدد اعصاب ، تخفيف اضطراب و نظاير آن ها را بر طرف ساخته و با تطبيق بيشتر افراد با شرايط واقعي زندگي مانع از فروپاشي جامعه مي شود ."
مك كوايل نيز در نوشته هاي خود كاركرد ديگري را تحت عنوان ( بسيج اجتماعي ) به مجموعه كاركردها افزوده است . از نظر وي از رسانه ها انتظار مي رود كه پيش برنده منافع ملي و پيشتاز ارزش هاي كليدي و الگوهاي رفتاري در جامعه باشند . در نظام هاي جهان سومي و بعضي از نظام هاي بسته در اروپا ، چنين كاركردي را به رسانه ها واگذار مي كردند . با توجه به مبحث فوق مي توان "كاركردهاي اصلي رسانه هاي همگاني را در جامعه بدين ترتيب بر شمرد :

1) اطلاع دهنده:
- رسانه ها اطلاعات لازم را درباره رخداد ها و شرايط جامعه و جهان فراهم مي سازند .
- به روابط قدرت اشاره مي كنند .
- تسهيل كننده نو آوري ، سازگاري و پيشرفت هستند .
2) ارتباط دهنده :
- توجيه كننده ، تعبير كننده و توصيه كننده درباره معاني رخدادها و اطلاعات هستند.
-زمينه پشتيباني از اقتدار و ارزش هاي آن را فراهم مي سازند .
- جامعه پذير كردن و ايجاد هماهنگي بين فعاليت هاي پراكنده
- بنا كننده وفاق و تعيين كننده اولويت ها و اعلام كننده موقعيت ها
3) تداوم دهنده :
بيان كننده فرهنگ مسلط و شناساننده زير مجموعه هاي فرهنگي با اشاره به پيشروي هاي فرهنگ جديد
- ادغام و حفظ ارزش هاي مشترك
4) فراهم كننده تفريح و سرگرمي
- فراهم كننده سرگرمي ، منحرف كردن از مشكلات ، ابزار تسكين دهنده اعصاب هستند .
- كاهش دهنده تنش اجتماعي
5) بسيج كننده :
- رسانه ها عامل مبارزه براي اهداف اجتماعي در حوزه هاي سياسي ، جنگ ، توسعه اقتصادي ، كار و بعضي مواقع مسائل مذهبي هستند .
بايد اشاره كرد كه به آساني نمي توان موارد فوق را بر اساس اهميت طبقه بندي و يا درجه بندي كرد . همچنين نمي توان آنها را بر اساس فراواني يا وقوع موارد تكرار منظم نمود . موارد 1 و5 با موضوعات تغيير و دگرگوني و موارد 2،3،4 با عوامل ثبات و يكپارچگي اجتماعي مربوط مي شوند".( هرمز مهرداد ،1380:76 )
هفت خوان تاثير پيام :
در بحث تاثير پيام بايد به اين نكته توجه داشت كه آنچه حائز اهميت است پرچ و استمرار پيام است و در واقع تاثير پيام بايد يك تاثير دراز مدت و يا حتي هميشگي باشد . بنابراين براي اين امر مي توان به هفت خوان تاثير اشاره كرد :
خوان اول : خوان اول برد تكنولوژيك رسانه هاست . يعني تماس و ارتباط با خود رسانه بايد دردسترس باشد تا بتوان تحت تاثير پيام آن قرار گرفت .
خوان دوم : خوان دو برد فرهنگي رسانه است . يعني برد تكنولوژيك بايد با برد فرهنگي مرام باشد . بايد تنگناهاي فرهنگي از ميان برداشته شود . با وجود تنگناهاي فرهنگي برد رسانه خنثي
مي شود .
خوان سوم : خوان سوم راديوفوني است . يعني ( تماس انسان ها با راديو يا رسانه ها فقط بطور سطحي است)انسان نبايد فقط بطور سطحي با رسانه ها برخورد كند . مثلا ضمن انجام دادن كارهاي خود راديو يا تلويزيون را استفاده كنند . چون علي رغم آنكه صداي آن را مي شنوي ولي ، به آن گوش فرا نمي دهيم .يك رسانه اگرمي خواهد تاثير گذار باشد بايد از اين مرحله عبور كند .
خوان چهارم : مسئله فهم پيام در اين خوان قرار مي گيرد . اگر پيام فهميده نشود در نيمه راه تاثير باقي خواهد ماند . اگر يك نماد براي يك فرد داراي يك معني و براي فرد ديگر داراي معني ديگري باشد نوعي تضاد معاني ايجاد خواهد شد و در نتيجه پيام تاثير مطلوبي نخواهد داشت .
خوان پنجم : در اين خوان مسئله جذب پيام مطرح مي شود . در واقع آنچه در اين جا مطرح است دل انسان ها و مخاطبين است . رسانه ها نبايد تنها عقل انسان ها را بكار گيرند . جذب يعني دروني شدن ، قلبي شدن و عاطفي شدن ، در اينجا پيام قوت مي گيرد و تاثير گذار مي شود .
خوان ششم : اين خوان مرحله تكاثر و تراكم جذب است . زماني فقط منظور ما اين است كه پيام در ذهن و قلب افراد گنجانده شود ولي زماني مي خواهيم پيام ما موجب تغيير رفتار شود .
در اين جا به تكاثر جذب احتياج داريم . يعني جذب بايد حالت تراكمي پيدا كند و به صورت يك نيروي دروني فرد را به سمت هدف پرتاب نمايد .
خوان هفتم : در اين مرحله به اشاعه و انتقال مي رسيم . اين مرحله نقطه اوج است ، يعني ديگر خود فرد نه تنها پيام را پذيرفته و جذب نموده است بلكه خود مبلغ پيام مي شود را به ديگران منتقل مي كند و در واقع براي پيام تبليغ مي كند . اگر بخواهيم پيام دوام يابد ، بايد در اين مرحله باقي بماند .
بنابراين معلوم مي گردد كه تاثير دائمي پيام بر مخاطب يك كار ساده نيست و رسانه ها بدين منظور بايد بسيار آگاهانه عمل نمايند ، زيرا كوچكترين غفلت ممكن است نه تنها پيا را نابود كند بلكه نوعي ضديت و مقاومت در برابر آن ايجاد مي شود .( نسترن خواجه نوري ، 1385 :122)

نظريه هاي كلاسيك رسانه ها:
1)نظريه هاي تاثير قدرتمند رسانه ها:
اين الگو را اولين بار اليزابت نوئل نئومان در مقاله خود به نام ( بازگشت به مفهوم رسانه هاي قدرتمند ) ( 1973 ) ارائه كرد . نظريه مارپيچ سكوت وي با الگوي اثرهاي قدرتمند تطبيق ميكند .
مطالعات ديگري هم از اين دست توسط مندلسون ( 1973 ) ، مك كوبي و فركوهار ( 1975)، بال روكيج و گراب انجام شد كه بر الگوي اثرهاي قدرتمند تاكيد داشت . ( لفكوويتز و همكاران)
1-1 )نظريه مارپيچ سكوت :
يكي از نظريه هايي كه بيش از نظريه هاي ديگر ، به رسانه هاي جمعي قدرت مي دهد ، نظريه مارپيچ سكوت نئومان ( 1973) است . استدلال وي اين است كه رسانه هاي جمعي حتما به افكار عمومي اثر قوي دارند . اما اين اثرها بخاطر محدوديت هاي پژوهش در گذشته كم اهميت شمرده شده يا كشف نشده باقي مانده است .
نئومان بر اين باور است كه همه ويژگي رسانه هاي جمعي يعني" تراكم ، همه جايي بودن، همه صدايي "به تصوير شكلي از رويدادها يا موضوعي كه مي توان توسعه داد ، اشاره دارد و اغلب ميان شبكه هاي تلويزيوني و رسانه هاي ديگر مشترك است .
اثر هم صدايي اين است كه بر مواجهه گزينشي غلبه مي كند تا افراد نتوانند پيام ديگري انتخاب كنند و نشان دهنده اين گمان است كه بيشتر افراد به گونه اي به موضوعي نگاه مي كنند كه رسانه هاي جمعي آن را عرضه مي دارند .
عامل ديگري كه وارد عمل مي شود ( مارپيچ سكوت ) است . در خصوص يك موضوع مناقشه آميز افراد درباره افكار عمومي در جهت موافقت با آن هاست يا خير؟ اگر احساس كنند در اقليت قرار دارند ، گرايش پيدا مي كنند كه درباره موضوع سكوت كنند ، هر چه بيشتر ساكت باشند ، افراد ديگر بيشتر احساس مي كنند كه ديدگاه خاص عرضه نشده است و بيشتر سكوت مي كنند ( مرادي ، 1383 : 237)
نقش رسانه مهم است ، زيرا مرجعي هستند كه افراد به آنها نظر دارند ، تا توزيع افكار عمومي را پيدا كنند .
"رسانه ها به سه طريق بر مارپيچ سكوت اثر ميگذارند :
1) رسانه ها تصورات افراد را راجع به اينكه چه عقايدي مسلط است ، شكل مي دهند.
2) رسانه ها تصورات مربوط به عقايد رو به افزايش را شكل مي دهند .
3) رسانه ها تصوراتي را شكل مي دهند كه راجع به اينكه شخص چه عقيده اي را مي تواند در افكار عمومي ابراز كند ، بدون فرد آن كه منزوي شود." ( محسنيان راد ، 1374 : 457 )
2-1)نظريه تزريقي :
اين نظريه بر قدرت نا محدود پيام رسانه ها استوار است و عقيده دارد كه اگر پيام خوب درك شود و ارائه گردد ، بيشترين تاثير بر مخاطب مي گذارد . در اين نظريه مخاطب منفعل است و جامعه به صورت اتم هاي مجزا بدون روابط اجتماعي در نظر گرفته مي شود . اين نظريه حكايت از اين دارد كه افراد در برابر پيام هاي ارتباط جمعي فوق العاده شكننده اند . طبق نظريه تزريقي اگر پيام به " هدف برسد " اثر مطلوب را خواهد داشت ( ورنر و ديگران ، 1381: 176 ) به ارتباطات ميان فردي توجهي ندارد و وسايل ارتباط جمعي را مانند يك سرنگ حجيم فرض مي كند كه مي تواند محتواي پيام خود را مانند تركيبي شيميايي به مخاطبان تزريق كند ( رزاقي ، 1381 : 84 )
دوران شكوفايي اين نظريه طي سال هاي ( 1920 - 1940 ) يعني در خلال دو جنگ بين المللي بوده است و راديو و سينما عوامل مهمي در شكل گيري اين نظريه به شمار مي رود .
رژيم آلمان نازي در زمان قدرت هيتلر از اين روش ايدئولوژيكي بهره فراوان گرفت . اين نظريه به ايجاد نظم و مشاركت اجتماعي در كوتاه مدت بر پايه احساسات و عواطف استوار است و چون مخاطب غير فعال و غير پويا در نظر گرفته مي شود ، مي توان در بحران هاي طبيعي و اجتماعي مختلف احساسات آنان را بسيج كرد . الگوي تزريقي بيشتر در جوامع يكسان ، همشكل يا توده وار كاربرد دارد . در اين جوامع انبوه ، توليد انبوه ، فرهنگ انبوه ايجاد مي كند و جامعه يا كشور شبيه كندوي زنبور عسل است ( رزاقي ، 1381 : 84 )
" اين نظريه با چهار انتقاد رو به رو بوده است :
1) جامعه را بصورت مجزا و بدون ارتباطات ميان فردي در نظر مي گيرد .
2) تاثير پيام هاي وسايل ارتباطي را پايدار مي ماند و اين امر در حالي است كه تاثيرات كوتاه مدت نمي تواند نظم اجتماعي را استوار نگاه دارد .
3 ) تكرار پيام ، برابر با تاثير پيام نيست ، زيرا در بعضي موارد تكرار پيام تاثير منفي دارد .
4 ) اين نظريه در جوامعي مطرح است كه تنوع و تعداد رسانه ها و كثرت وسايل ارتباطي وجود ندارد." ( همان : 85)
3-1 ) نظريه وابستگي مخاطبان:
رويكرد ديگري كه بر سازش الگوهاي اثرهاي قدرتمند از نظريه اي منتج مي شود كه بال روكيچ و دي فلور ارائه كردند و آن ر"ا نظريه وابستگي" ناميدند و پيوندهاي فردي گروهي آنچه را كه مي خوانند يا مي بينند انتخاب مي كنند .
"اين نظريه مخاطب را منفعل و غير پويا فرض مي كند و معتقد به رابطه سه گانه بين رسانه ، جامعه و مخاطب است ( رزاقي ، 1381 : 81-87 )

اين رابطه دوباره تحرك و پويايي مخاطب را در مقابل رسانه از او مي گيرد ، زيرا از دو نظر مخاطب به رسانه وابسته است :
1) نياز به داشتن اطلاعات ( رويدادهاي جامعه )
2) نياز به ندانستن و گريز از واقعيات ( برنامه هاي طنز و تفريحي )
اين دو نياز در جوامع صنعتي و مدرن شهري واضح ديده مي شود . خصوصيات اين نظريه عبارت است از
1) تداوم نيازها ، با رفع هر نياز ، نيازي ديگر مطرح ميشود كه بايد توسط رسانه رفع شود .
2) هر چه نيازها بيشتر باشد ، ميزان وابستگي بيشتر مي شود .
3) هر چه ميزان وابستگي بيشتر باشد تاثير بر رفتار و نگرش مخاطب بيشتر مي شود ."
(رزاقي ، 1381 : 88)
نظريه وابستگي معتقد است كه ، رسانه هاي جمعي تاثيرات شناختي ، رفتاري و ثمر بخش بر جامعه اي كه آنرا بكار مي برد ، دارد. در اين نظريه پيام بر دانش و رفتار و افراد موثر است .اما تفاوت آن با نظريه تزريقي آن است كه در افراد انفعال بوجود مي آورد . بر اساس نظريه وابستگي مخاطبان دچار بي حسي مي شوند .
انتقاد وارد بر اين نظريه" مطلق فرض كردن نقش رسانه ها و عدم توجه به ويژگي ها و ارتباطات فردي و ميا ن فردي است" ، به عبارت ديگر اين نظريه رسانه ها را در تغييرات رفتار و نگرش افراد موفق مي داند . در حالي كه توانايي رسانه ها از زمينه هاي قبلي مخاطب و ساختار هاي اجتماعي ناشي مي شود. (رزاقي ، 1381 : 88 )
4-1 )اثر هاي تجربه مصنوعي :
فانكاورز و شاو (1995 ) استدلال كرده اند كه فيلم ، تلويزيون و كامپيوتر با دستكاري و تنظيم مجدد محتوا و فرآيند هاي تجربه ارتباطي ، بر درك و فهم مخاطب از واقعيت اثر مي گذارد. "برخي از اين فنون براي خلق مصنوعي عبارتند از : تغيير سرعت حركت نماش مجدد يك عمل ، گلچين كردن بخشهايي از رويدادها و ................................

 

 

بلافاصله بعد از پرداخت موفق میتوانید فایل کامل این پروژه را با سرعت و امنیت دانلود کنید

قیمت اختصاصی و استثنایی این پروژه در پایان نامه دات کام : تنها , 29000 تومان

 

 

 

 


قیمت قبلی : 350000 ریال

قیمت جدید : 29000 تومان  |   جهت خرید محصول بر روی تصویر روبرو کلیک نمایید :

خرید آنلاین این مطلب




مطالب مرتبط


نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *
جدیدترین مطالب
پربازدیدترین مطالب
آمار سایت
آمار مطالب یک ساعت پیش: 0
امروز: 0
این ماه: 0
کل: 3114
کل نظرات: 292
آمار کاربران یک ساعت پیش: 0
امروز: 0
این ماه: 0
کل: 252
بن شدگان: 0
جدیدترین عضو: Qurbanalipuya

                                                                                                                         

تبادل لینک خودکار
Taktaz Group

Powered By Taktaz Group. Google+