فروشگاه

توضیحات

ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی

دانلود پایان نامه و پروژه پایانی با موضوع جدید ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی

پس از دیدن متن و فهرست پایان نامه ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی میتوانید نسبت به خرید آنلاین و دانلود فایل مورد نظر اقدام فرمایید میتوانید تغییراتی در متن پایان نامه ایجاد نمایید و یا از بعضی از فصل های پایان نامه مثل روش تحقیق پیشینه تحقیق بیان مسئله و یا منابع پایان نامه ادبیات فارسی استفاده فرمایید با آرزوی موفیقت برای دانشجویان عزیز

ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی

 

پژوهش حاضر پیرامون ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی می باشد.هدف ازاین پژوهش بررسی آموزه های اخلاقی دربوستان سعدی می باشد.روش این تحقیق قیاسی ،استقرایی است درابتدای پایان نامه روش ما به صورت قیاسی است که مطالب رابه

طورکلی بیان کردیم ماننداخلاق وویژگی های آن وسپس به شیوه ی استقرایی است وبه توضیح مطالب جزء به جزءپرداخته شده است که آموزه های اخلاقی دربوستان سعدی می باشد. کوشش ما آن بوده است که تا حد امکان تنها به معرفی اخلاقیات‌ بپردازیم.توجه این

اخلاقیات به عقل،آن را از خطر تعصب دور نگهداشته و همواره اخلاق کامل موافق شریعت و طریقت بوده است.

در تدوین این پژوهش از آثار اندیشمندانی چون عبدالحسین زرین کوب ، ذبیح اله صفا و کلیات سعدی استفاده نمودم . درپایان نتیجه ای که می توان ازاین تحقیق دریافت این است که سعدی به حق معلم اخلاق بوده و در علوم دینی و حکمت عملی و عرفان و سیاست و شناخت اجتماع متبحر و استادبوده است.

 

کلیدواژه:اخلاق،حکمت،مدینه فاضله ،جهان بینی ،سعدی ،بوستان

ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی

۱۱۰صفحه فایل ورد (Word) فونت ۱۴ منابع  دارد 

 

پس از پرداخت آنلاین میتوانید فایل کامل ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی را دانلود کنید

ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی
ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی
فهرست مطالب

عنوان صفحه
سرآغاز سخن ۲
فصل اول : کلیات
اخلاق ۸
علم اخلاق چیست؟ ۱۲
مسائل اخلاقى در قرآن ۱۵

بازگشت‏به اصول اخلاقى در قرآن ۱۸
فصل دوم : جهان بینی سعدی
جهان بینی سعدی ۲۲
تاثیر پذیری سعدی از قرآن در بوستان ۲۵
تربیت ، محور اندیشه سعدی ۲۶

ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی

زمینه های انسانی ، اخلاقی و اجتماعی در گلستان و بوستان ۳۸
نگاهی به اندیشه های اجتماعی و سجایای اخلاقی سعدی ۴۰
تفسیر زندگی یا رمز و رازهایی از حکمت عملی سعدی ۴۲
فصل سوم : اخلاق در بوستان
اخلاق در عرصه ی روابط انسانی ۴۵

 

اخلاق در بوستان ۴۷
آرمان شهر سعدی در بوستان ۴۹
اخلاق از نظر حکمای ایرانی ۵۶
اخلاق در ادبیات ایران ۵۹

عفت گرایی و نفس کشی ۶۳
فصل چهارم : یافته ها
مضامین اشعار سعدی ۶۹
گرامیداشت عقل، علم و عمل ۷۰
تقوا و پرهیزکاری ۷۱
تواضع ۷۲

جوانمردی ۷۶
صبر ۷۸
صدقه (دهش) در راه خدا ۸۲
قناعت ۸۵
انسان دوستی و همدردی با دیگران ۸۹
به جانیاوردن شکر خدا ۹۳
عدل ،تدبیر و رأی ۹۷

رضا و خشنودی ۹۹
نیکوکاری ۹۹
فصل پنجم : نتیجه گیری
نتیجه گیری ۱۰۳
منابع و مآخذ ۱۰۶
مقالات ۱۱۰

 

فصل اول
کلیّات

 

 

اخلاق
«اخلاق»جمع «خُلق»وبه معنای نیرو وسرشت باطنی انسان است که تنها با دیدۀ بصیرّت

وغیر ظاهری قابل درک است.در مقابل،«خَلق»به شکل وصورت محسوس وقابل درک ،

چشم ظاهر گفته می شود؛

همچنین «خُلق»را صفت نفسانی راسخ نیز می گویند که انسان،افعال متناسب با آن صفت را بی درنگ،انجام

می دهد،مثلاً فردی که دارای «خلق شجاعت»است.در رویا رویی با دشمن،تردید به خود راه نمی دهد.(راغب اصفهانی،۱۳۴۰:۱۵۹).

اخلاق در اصطلاح عالمان این فن برگرفته شده از همان معنای لغوی است.از دیدگاه آنان خُلق در اصطلاح ملّکه ای نفسانی است که به اقتضایی آن،فعلی به سهولت و بدون نیاز به

فکر کردن از انسان صادر می شود.ملکه آن دسته از کیفیّات نفسانی است که به کندی از بین می رود ودر برابر دسته دیگری از آن به نام حال؛به سرعت زوال می پزیردو(ابن

ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی

 

مسکویه،۱ اخلاق در اصطلاح عالمان این فن برگرفته شده از همان معنای لغوی است.از دیدگاه آنان خُلق در اصطلاح ملّکه ای نفسانی است که به اقتضایی آن،فعلی به سهولت و

بدون نیاز به فکر کردن از انسان صادر می شود.ملکه آن دسته از کیفیّات نفسانی است که به کندی از بین می رود ودر برابر دسته دیگری از آن به نام حال؛به سرعت زوال می پزیرد.(ابن مسکویه،۱۹۶۱:۲۷)

این حالت استوار درونی،ممکن است در فردی به طور طبیعی،ذاتی وفطری وجود داشته باشد؛مثلاً کسی که به سرعت عصبانی می شود ویا به اندک بهانه ای شاد می شود.منش ها دیگرخُلق،وراثت،تمرین وتکراراست؛ماننداینکه نخست با تردید ودودلی اعمال

ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی

 

شجاعانه انجام می دهد تابه تدریج و بر اثرتمرین،در نفس او صفت راسخ شجاعت به وجود می آید؛به طوری که از این پس بدون تردید،شجاعت می ورزد.(ابن مسکویه،۱۹۶۱:۵۱).
همین معنا را نصیرالدین طوسی در اخلاق ناصری،فیض کاشانی در حقایق، ملا صدرا در

اسفاراربعه نقل کرده اند.هم چنان که مطهری در تعریف آن چنین آورده که:«فرایندی که منجر به ایجادعادت وطبیعت ثانوی ویا ملکاتی که با اختیار وتلاش پیگیر در روح بشربه وجود می آید اشاره دارد.»(مطهری،۱۳۴۶:۱۷).

ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی

لذا در ارتباط معنای لغوی واصطلاحی اخلاق می توان گفت که اخلاق اعم از ملکات اخلاقی و همه کارهای ارزشی انسان که متصف به خوب وبد می شود و می توانند برای نفس انسانی کمالی را فراهم آورند یاموجب پیدایش رذیلت ونقص در نفس شوند را در بر می

گیرد.بر این اساس موضوع اخلاق موضع وسیعی است که شامل ملکات وحالات نفسانی وافعالی می شود که رنگ ارزشی داشته باشد.

حضرت در عهد نامه مالک اشتر از آن کارگزار با اخلاص خودمی خواهد که مانند پرنده باشد تا همه انسان ها زیر بال های محبت بارش ، آرامش یابند و مانند درنده نباش که با قوه قهریه و خشونت ، گوشت بدن مردم را بخورد : و لا تکونَنَّ علیهم سبعا ضاریاَ تَعتَنِهُم اِللهُم فَانّهُم صَنفانٍ امّا اَخً لَکَ فی الدین و رامّا نَظیرٌ فی الخَلقَ (شهیدی، ۱۳۷۶: ۹) .

بنابراین اخلاق یکی از بزرگترین قوای محرکه ی جهان است و در کمال تظاهرات خود ، طبیعت انسانی را در عالی ترین شکل آن مجسّم می سازد.

بی شک بحثهای اخلاقی از زمانی که انسان گام بر روی زمین گذارد آغاز شد، زیرا ما معتقدیم که حضرت آدم علیه السلام پیامبر خدا بود، نه تنها فرزندانش را با دستورهای اخلاقی آشنا ساخت بلکه خداوند از همان زمانی که او را آفرید و ساکن بهشت ساخت مسائل اخلاقی را با اوامر و نواحی اش به او آموخت.

سایر پیامبران الهی یکی پس از دیگری به تهذیب نفوس و تکمیل اخلاق که خمیر مایه سعادت انسانها است پرداختند، تا نوبت به حضرت مسیح علیه السلام رسید که بخش عظیمی از دستوراتش را مباحث اخلاقی تشکیل می دهد، و همه پیروان و علاقه مندان او، وی را به عنوان معلم بزرگ اخلاق می شناسند.

ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی

اما بزرگترین معلم اخلاق پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بود که با شعار «انما بعثت لا تم-م مکارم الاخلاق» مبعوث شد و خداوند درباره خود او فرموده است: «و انک لعلی خلق عظیم؛ اخلاق تو بسیار عظیم و شایسته است! »

در میان فلاسفه نیز بزرگانی بودند که به عنوان معلم اخلاق از قدیم الایام شمرده می شدند، مانند: افلاطون، ارسطو، سقراط و جمعی دیگر از فلاسفه یونان.

به هر حال بعد از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله امامان معصوم علیهم السلام به گواهی روایات اخلاقی گسترده ای که از آنان نقل شده، بزرگترین معلمان اخلاق بودند؛ و در مکتب آنها مردان برجسته ای که هر کدام از آنها را می توان یکی از معلمان عصر خود شمرد، پرورش یافتند.

زندگانی پیشوایان معصوم علیهم السلام و یاران با فضیلت آنان، گواه روشنی بر موقعیت اخلاقی و فضائل آنها می باشد.

اما این که «علم اخلاق» از چه زمانی در اسلام پیدا شد و مشاهیر این علم چه کسانی بودند داستان مفصلی دارد که در کتاب گرانبهای «تاسیس الشیعه لعلوم الاسلام» نوشته آیت الله صدر، به گوشه ای از آن اشاره شده است.

ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی

نامبرده این موضوع را به سه بخش تقسیم می کند:
الف – می گوید اولین کسی که علم اخلاق را تاسیس کرد امیر مؤمنان علی علیه السلام بود که در نامه معروفش (به فرزندش امام مجتبی علیه السلام ) بعد از بازگشت از صفین،

اساس و ریشه مسائل اخلاقی را تبیین فرمود؛ و ملکات فضیلت و صفات رذیلت به عالیترین وجهی در آن مورد تحلیل قرار گرفته است!

این نامه را (علاوه بر مرحوم سید رضی در نهج البلاغه) گروهی دیگر از علمای شیعه نقل کرده اند.

بعضی از دانشمندان اهل سنت مانند ابو احمد حسن بن عبدالله عسکری نیز در کتاب الزواجر و المواعظ تمام آن را آورده و می افزاید:

«لو کان من الحکمه ما یجب ان یکتب بالذهب لکانت هذه؛ اگر از کلمات پندآموز، چیزی باشد که با آب طلا باید نوشته شود، همین نامه است! »

ب – نخستین کسی که کتابی به عنوان «علم اخلاق» نوشت اسماعیل بن مهران ابی نصر سکونی بود که در قرن دوم می زیست، کتابی به نام صفه المؤمن و الفاجر تالیف کرد (که نخستین کتاب شناخته شده اخلاقی در اسلام است) .

ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی

ج – نامبرده سپس گروهی از بزرگان این علم را اسم می برد ( هر چند صاحب کتاب و تالیفی نبوده اند، از آن جمله:
«سلمان فارسی» است که از علی علیه السلام درباره اش نقل شده که فرمود: «سلمان فارسی مثل لقمان الحکیم – علم علم الاول و الاخر، بحر لاینزف، و هو منا اهل البیت؛ سلمان فارسی همانند لقمان حکیم است – دانش اولین و آخرین را داشت و او دریای بی پایانی بود و او از ما اهل بیت است. »

۲ – «ابوذر غفاری» است ( که عمری را در ترویج اخلاق اسلامی گذراند و خود نمونه اتم آن بود. درگیری های او با خلیفه سوم «عثمان» و همچنین «معاویه» در مسائل اخلاقی معروف است؛ و سرانجام جان خویش را نیز بر سر این کار نهاد.

ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی

۳ – «عمار یاسر» است که سخن امیرمؤمنان علی علیه السلام درباره او و یارانش مقام اخلاقی آنها را روشن می سازد، فرمود: «این اخوانی الذین رکبوا الطریق ومضوا علی الحق، این عمار… ثم ضرب یده علی لحیته الشریفه الکریمه فاطال البکاء، ثم قال: اوه علی

اخوانی الذین تلوا القران فاحکموه، وتدبروا الفرض فاقاموه، احیوا السنه واماتوا البدعه؛ کجا هستند برادران من! همانها که سواره به راه می افتادند و در راه حق گام بر می داشتند،

کجاست عمار یاسر! … سپس دست به محاسن شریف خود زد و مدت طولانی گریست،

پس از آن فرمود: آه بر برادرانم همانها که قران را تلاوت می کردند و به کار می بستند، در فرائض دقت می کردند و آن را به پا می داشتند، سنتها را زنده کرده، و بدعتها را میراندند! »
۴- «نوف بکالی» که بعد از سنه ۹۰ هجری چشم از جهان پوشید، و دارای مقام والایی در زهد و عبادت و علم اخلاق است.

ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی

۵- «محمد بن ابی بکر» که راه و روش خود را از امیرمؤمنان علی علیه السلام می گرفت و در زهد و عبادت گام در جای گامهای او می نهاد، و در روایات به عنوان یکی از شیعیان خاص علی علیه السلام شمرده شده و در اخلاق، نمونه بود.

۶- «جارود بن منذر» که از یاران امام چهارم و پنجم و ششم بود و از بزرگان علما است و در علم و عمل و جامعیت مقام والائی دارد.

۷- «حذیفه بن منصور» که از یاران امام باقر و امام صادق و امام کاظم: بود و درباره او گفته شده: «او علم را از این بزرگواران اخذ کرده و نبوغ خود را در مکارم اخلاق و تهذیب نفس نشان داد. »

ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی

۸- «عثمان بن سعید عمری» که از وکلای چهارگانه معروف ولی عصر حضرت مهدی ارواحنافداه می باشد، و از نواده های عمار یاسر بود، بعضی درباره او گفته اند: «لیس له ثان فی المعارف والاخلاق والفقه والاحکام؛ او در معارف و اخلاق و فقه و احکام، دومی نداشت! » و بسیاری دیگر از بزرگانی که ذکر نام همه آنها به درازا می کشد.

علم اخلاق چیست ؟
علم اخلاق علمی است که از صفات و رفتار اختیاری انسان بحث می کند و او را با فضایل و رذایل اخلاقی آشنا می سازد تا بتواند صفات فاضله را کسب کرده ،از رذایل بپرهیزد و بدین وسیله سعادت خود را تکمیل نماید و کارهایی از او سر زند که موجب ستایش اجتماع گردد.
این علم در بحث های خود به این نتیجه می رسد که ریشه ی تمامی قسمت های

اخلاقی را سه نیروی عمومی تشکیل می دهد : شهوت، غضب وتفکر و کلیه کردار و رفتار انسانی از ترکیب واتحاد این نیروی سه گانه حاصل می گردد واین ترکیب می تواند مبدا کردارهای خاصی شود تا در سایه آن به سعادتی که این ترکیب به خاطر آن قرار داده شده است ،نایل گردد.

ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی

بدین سبب اهل حکمت توصیه می کنند که باید سعی شود که هیچ یک از این سه نیرو از مسیر اعتدال خارج نشود. زیرا اگر افراط و تفریطی در یکی از آن ها روی دهد، تعادل میان اجزاءِ ترکیبی به هم می خورد و هدف که سعادت نوع بشر است ، از بین می رود.

در علم اخلاق حد اعتدال هر یک از نیروهای سه گانه و افراط وتفریط آن ها را روشن ساخته اند،به این ترتیب:

۱-حد اعتدال قوه شهویه،«عفّت»و حدّ افراط و تفریط آن «حرص»و«تنبلی»است.
۲-حد اعتدال قوه غضبیه ،«شجاعت»وحدّ افراط وتفریط آن «تهور»و«ترس»است.

۳-حد اعتدال قوه تفکّر،«حکمت» وحدّافراط و تفریط آن «جُربُزه»و«کودن بودن»است.
۴-از مجموع این ملکات معتدله در نفس، ملکه چهارمی به وجود می آید که «عدالت» نامیدهمی شود

ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی

که حقیقتش این است که هر یک از نیروها را در حد شایسته خود نگه دارد و دو طرف افرط وتفریط آن هارا که مذموم است از نفس تزکیه کند.

مجموع این چهار اصل:عفت ،شجاعت، حکمت وعدالت اصول اخلاق فاضله را تشکیل می دهد و از هر یک فروعی منشعب می شود که با دقت وتحلیل بازگشت به آن می کند و

نسبت هر یک از این فروع به اصل خود نسبت نوع است به جنس. این فروع بسیارند.

استاد علامه طباطبایی از مجموع این اصول و فروعات و اخلاق فاضله طرح زیبایی به شکل درختی چهار شاخه تنظیم کرده اند.

 

علم اخلاق حدود هر یک از فروع مزبور وطرف افراط و تفریط آن را تشریح می کند.سپس فضیلت بودن آن را توضیح داده، طرز تحصیل آن را راه علم وعمل روشن می سازد .

یعنی برای وصول به آن از طریق علمی جهات علمی آن را ذکر کرده ، اعتقاد به نیکی آن را درشخص ایجاد می کند وبرای رسیدن به آن از طریق، طرز تکرار رفتارهایی را که موجب رسوخ آن ملکه در نفس

ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی

می شود ، به انسان می آموزد.
چون علم اخلاق از انواع صفت نیک وبد(صفاتی که ارتباط به کردار اختیاری انسان دارد) واز چگونگی و کیفیت اکتساب و یا دور کردن این صفات بحث می کند ،پس موضوعش صفات فاضله و رذیله است، از آن جهت که برای انسان قابل اکتساب و اجتناب اند. ضمنا در طول تاریخ اسلام کتابهای فراوانی در علم اخلاق نوشته شده است که از آن میان، کتب زیر را می توان نام برد:

۱- در قرن سوم کتاب «المانعات من دخول الجنه» را نوشته جعفر بن احمد قمی که یکی از علمای بزرگ عصر خود بود می توان نام برد.

۲- در قرن چهارم کتاب «الآداب» و کتاب «مکارم الاخلاق» را داریم که نوشته «علی بن احمد کوفی» است.
۳- کتاب «طهاره النفس» یا تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق نوشته ابن مسکویه متوفای قرن پنجم از کتب معروف این فن است؛ او کتاب دیگری در علم اخلاق به نام «آداب العرب و الفرس» نیز دارد که شهرتش در حد کتاب بالا نیست.

۴- کتاب «تنبیه الخاطر و نزهه الناظر» که به عنوان مجموعه ورام مشهور است یکی دیگر از کتب معروف اخلاقی است که نوشته «ورام بن ابی فوارس» یکی از علمای قرن ششم است.

۵- در قرن هفتم به آثار معروف خواجه نصیر طوسی، کتاب اخلاق ناصری و اوصاف الاشراف و آداب المتعلمین برخورد می کنیم که هر کدام نمونه بارزی از کتب تصنیف شده در این علم در آن قرن است.

ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی

۶- در قرون دیگر نیز کتابهایی مانند ارشاد دیلمی، مصابیح القلوب سبزواری، مکارم الاخلاق حسن بن امین الدین، والآداب الدینیه امین الدین طبرسی، و محجه البیضاء فیض کاشانی که اثر بسیار بزرگی در این علم است، و جامع السعادات و معراج السعاده و کتاب اخلاق شبر و کتابهای فراوان دیگر( امیر معزی ، ۱۳۷۷: ۶۲۷) .

مسائل اخلاقى در قرآن
قبل از ورود در این بحث لازم است‏یک نگاه اجمالى به اصول مسائل اخلاقى در مکتب هاى دیگر بیندازیم.
۱- گروهى از فلاسفه قدیم که از بنیان گذاران علم اخلاق محسوب مى‏شوند، براى اخلاق اصول چهارگانه قائل بودند; و به تعبیر دیگر، فضائل اخلاقى را در چهار اصل خلاصه کرده‏اند:
حکمت ، عفت ، شجاعت ، عدالت

و گاه خداپرستى را هم به آن ضمیمه کرده و آن را به پنج اصل رسانده‏اند.
بنیان گذار این مکتب را «سقراط‏» مى‏توان شمرده; او معتقد بود:

ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی

«نیکوکارى (و اخلاق) بسته به تشخیص نیک و بد (یعنى دانائى) است، و فضیلت‏بطور مطلق جز دانش و حکمت چیزى نیست; اما دانش چون در مورد ترس و بى‏باکى، یعنى آگاهى بر این که از چه چیز باید ترسید، و از چه چیز باید نترسید ملاحظه شود، «شجاعت‏» است،

هرگاه درباره تمناهاى نفسانى به کار رود «عفت‏» خوانده مى‏شود، هرگاه علم به قواعدى که حاکم بر روابط مردم نسبت‏به یکدیگر است منظور گردد «عدالت‏» است،

اگر وظائف انسان نسبت‏به خالق در نظر گرفته شود «دیندارى و خداپرستى‏» است. این فضائل پنجگانه، یعنى حکمت، شجاعت، عفت، عدالت و خداپرستى، اصول نخستین اخلاق سقراطى است.»

بسیارى از دانشمندان اسلام که درباره علم اخلاق کتاب نوشته یا بحثهایى داشته‏اند، این اصول چهارگانه یا پنجگانه را پذیرفته و دقتهاى بیشترى روى آن به عمل آورده، و پایه‏هاى محکمترى براى آن چیده‏اند، و آن را مبناى نگرشهاى اخلاقى خود در همه زمینه‏ها قرار داده‏اند.

ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی

 

آنها در نگرش تازه خود به این اصول مى‏گویند:
نفس و روح انسان داراى سه قوه است:
۱- قوه «ادراک‏» و تشخیص حقایق
۲- جاذبه یا نیروى جلب منافع و به تعبیر دیگر «شهوت‏» (البته نه شهوت جنسى فقط، بلکه هرگونه خواسته‏اى به معنى وسیع کلمه).
۳- نیروى دافعه و به تعبیر دیگر «غضب‏».

سپس اعتدال هر یک از سه قوه را یکى از فضائل اخلاقى دانسته‏اند که به ترتیب «حکمت‏» و «عفت‏» و «شجاعت‏» نامیده‏اند.
سپس افزوده‏اند: هرگاه نیروى شهوت و غضب در اختیار قوه ادراک و تمیز نیک و بد قرار گیرد، «عدالت‏» حاصل مى‏شود که اصل چهارم است.

ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی

 

به‏تعبیر دیگر، تعادل هریک از قواى سه گانه مزبور به تنهائى فضیلتى است که حکمت و عفت و شجاعت نام دارد، و ترکیب آنها با یکدیگر، یعنى تبعیت‏شهوت و غضب از نیروى ادراک، فضیلت دیگرى محسوب مى‏شود که عدالت نام دارد;

ولى آن را بجا مصرف نمى‏کند(مثل این‏که

آن‏را درجنگهاى بیهوده و بى‏هدف به‏کار مى‏گیرد، دراینجا شجاعت وجود دارد ولى عدالت نیست، اما اگر این صفت فضیلت (شجاعت) در راه یک هدف عالى و عقلانى به کار گرفته شود، یعنى با حکمت آمیخته گردد، عدالت‏به وجود مى‏آید.

به این ترتیب، این گروه از دانشمندان اسلام، تمام فضائل و صفات برجسته انسانى را زیر پوشش یکى از این چهار اصل قرار داده‏اند، و عقیده دارند فضیلتى نیست جز این که تحت‏یکى از این چهار عنوان جاى مى‏گیرد; و بعکس، رذائل همواره در طرف افراط و تفریط یکى از این چهار فضیلت است.

براى توضیح بیشتر درباره این مکتب اخلاقى به کتاب «احیاءالعلوم‏» و «محجه‏البیضاء» و سایر کتب معروف اخلاقى مراجعه شود.(کاشانی، ۱۳۲۵: ۹۶-۹۷) و موضوع این علم:«نفسِ انسانی است ،از آن جهت که از او افعالِ جمیل ومحمود،یا قبیح و مذموم صادر تواند شد به

ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی

حسب اراده به تعبیری ساده تر،اخلاق:علم چگونه زیستن است، که بر مبنای قواعدِآن رفتارِ انسان برای میل به کمال و سعادت، توجیه می گردد.

ونیک وبد وخیر وشرّو بایدها ونبایدها

شناخته می شود. وظایفِ فردی و اجتماعی انسانِ متعهد و مسئول معرفی وافعالی که از روی اختیار وآزادی از آدمی صادر می گردد. در این علم معین می شود.

از نظر دانش روان شناسی، خُلق یاخوی:آن جنبه از شخصّیت آدمی و ریشه ی آن دسته خصلت های اوست ،که از لحاظِ اخلاقی واجتماعی مورد نظر می باشد.مثلاً :از تیز هوشی یا قدرتِ یادگیری یا وسعت حافظه یا استعدادِهنری شخص صحبت کنیم ،از«شخصیت»او بحث کرده ایم ،ولی از «خوی»اوگفتگو نکرده ایم.

تیزهوشی و سهولت یادگیری و وسعت حافظه، صفات مختلف شخصیّت هستند،ولی صفاتِ خویِ شخص نیستند. اما اگر از نظم وترتیب و عزت نفس ودرستی وتسلطِ بر نفس کسی صحبت کنیم،از خوی او ونیزشخصیتِ او بحث کرده ایم ،زیرا نظم و ادب ودرستی وآزادمنشی صفاتِ خُلقی یا خویی شخص هستند.

ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی

خوی ، بدین معنی، در نوشته های حکیمان و نویسندگان ما- مخصوصاً- پیشینیان به کار رفته است، چنان که در این شعر مصلح الدّین سعدی (ف:۶۹۱ه.ق)به همین معنی آمده است:

پاکــیزه روی در هــمه عالم بـود ولیـک نه چــون تو پاکـدامن و پاکــیزه «خو»بـود
گاه «سیرت»را مترداف با «خوی»و«خُلق»به کار برده اند.آنجا که شیخ شیراز می گوید:
«یکی در صورتِ درویشان و نه به سیرت ایشان»یا:

صـورتِ زیبـای ظاهــر هیچ نیـست ای بـرادر سیــرتِ زیبـا بیــار
(سعدی ، ۱۳۲۰: ۴۴۹)
کلمه ی سیرت را به معنایِ«خوی» منظور داشته است. در بسیاری از زبان های مغرب زمین نیز واژه را به این معنی به کار برده اند.به طور کلّی:«خوی»ریشه ی آن دسته از (Caractere) «کاراکتر»صفات و خصلت های نفسانی ماست. که نسبتاً پایدار است. واز لحاظ اخلاقی واجتماعی مورد نظر است.

وقتی از نظر نفسانی نگریسته شود،«خوی»ممکن است چنین تعریف شود:«آمادگی و تمایلِ نفسانی ما برای کردار- به خصوص آن دسته از کردارها که به عبارت دیگر، خوی اکتسابی است و هر چند با سرشت ما ارتباط دارد؛ بیش تر مرهون تربیت است».و برخی از آراء او عبارت اند از:

بازگشت‏به اصول اخلاقى در قرآن

اکنون به بررسى اصول اخلاقى در قرآن باز مى‏گردیم. مى‏دانیم قرآن مجید به صورت یک کتاب کلاسیک تنظیم نشده که فصول و ابواب و مباحثى به شکل این گونه کتابها داشته باشد، بلکه مجموعه‏اى از وحى آسمانى است که به تدریج و بر حسب نیازها و ضرورتها نازل شده است، ولى مى‏توان آن را با استفاده از روش تفسیر موضوعى در چنین قالبهایى ریخت.

از تقسیم‏هایى که از مجموع آیات قرآن استفاده مى‏شود این است که اصول اخلاق را مى‏توان در چهار بخش خلاصه کرد:
۱- مسائل اخلاقى در ارتباط با خالق
۲- مسائل اخلاقى در ارتباط با خلق

۳- مسائل اخلاقى در ارتباط با خویشتن
۴- مسائل اخلاقى در ارتباط با جهان آفرینش و طبیعت……………………….
………………………..

ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی

 

مضامین اشعار سعدی
۱- خداپرستی و خضوع

در قلمرو شعر کهن فارسی، نخستین موضوعی که از لحاظ ارزشهای اخلاقی اسلام، حائز اهمیت فراوان است، اندیشه یکتاپرستی و اعتقاد به توحید است که غالبا با فروتنی عابدانه توسط گویندگان فرزانه و پاکدل ما اظهار شده است.

در بیشتر آثار منظوم کهن فارسی، موضوع خداپرستی و بحث صفات جلال و جمال خداوند به گونه ای هنرمندانه مطرح شده و شاعران موحد و حقیقت جوی گذشته،

با اعتقاد به این که: «اول العلم معرفه الجبار» بر اصل و آغاز دانش ورزی اشارتها و تاکیدها کرده و با بهره ورزی از سرمایه بلاغت خویش به اثبات وجود پروردگار و توصیف مظاهر صنع او و بیان نظم و

عظمت جهان هستی پرداخته و به رغم شیوه های خشک فلسفی و کلامی، با تنوعی دلپذیر و نحوه ای که هم خردها را ارضا می کند و هم احساسات پاک را برمی انگیزد، افکار خویش را درباره آفریدگار جهان و اهداف آفرینش به زیباترین تعبیرات به نظم کشیده اند.

ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی

از ویژگیهای آثار گذشتگان ما که حاصل اعتقاد راسخ آنان به خداوند است این کلام ارزنده پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می باشد که فرمود: «کل امر ذی بال لم یبدء فیه ببسم الله فهو ابتر» (سیوطی: ۱۳۵۴: ۶۲۸۵-۶۲۸۴) .

هر کار مهمی که با نام خداوند آغاز نشود ناقص و ناتمام خواهد بود. مشاهده می شود که همه شاعران حقیقت جوی و از آن جمله سعدی شیرازی آثار خود را با یاد و نام مبارک خدا و ستایشهای حکمت آمیز آغاز کرده است:

ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی

به نام خدایی که جان آفرید سخن گفتن اندر

زبان آفرید خداوند بخشنده دستگیر کریم خطابخش پوزش پذیر (سعدی، ۱۳۶۳ : ۳۳) .
شیخ اجل سعدی شیراز، به رهبران اسلام،

بویژه امیرمؤمنان امام علی علیه السلام

تاسی می کند؛ امام بزرگواری که خود یکه

تاز میدان ادب و سخنوری است و دیباچه نهج البلاغه شریفش با چنین کلماتی نغز در ستایش خداوند و وصف نعمتهای بیکران او آغاز

ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی

شده که «الحمدلله الذی لایبلع مدحته القائلون ولایحصی نعمآءه العادون… سپاس خداوندی را سزاست که ستایش گویندگان تا آخرین حد مبالغه وصف کمالش را کفایت نکند و روزی خواران از شمارش نعمتهای بی پایانش عاجز باشند و هر چه کوشند، یک از هزار آنها را

سپاس نتوانند… سعدی در شعر زیر شاهکاری خلق کرده که از لحاظ زیبایی و شکوهمندی چونان تابلوهایی نفیس و رنگین است که نقاشی هنرمند با قلم سحار خود بدانها جان

 

بخشیده و در معرض دید صاحبدلان هوشیاری قرار داده است که در نظرشان «هر ورقی دفتری است معرفت کردگار : آن صانع قدیم که

بر فرش کائنات چندین هزار صورت الوان نگار کرد ترکیب آسمان و طلوع ستارگان از بهر عبرت نظر هوشیار کرد بحر آفرید و بر و درختان و

آدمی خورشید و ماه و انجم و لیل و نهار کرد الوان نعمتی که نشاید سپاس گفت اسباب راحتی که نشاید شمار کرد از چوب خشک میوه

و در نی شکر نهاد وز قطره دانه درر شاهوار کرد مسمار کوهسار به نطغ زمین بدوخت تا فرش خاک بر سر آب استوار کرد اجزای

خاک مرده به تاثیر آفتاب بستان میوه و چمن و لاله زار کرد توحیدگوی او نه بنی آدمند و بس هر بلبلی که زمزمه بر شاخسار کرد … لال است در دهان بلاغت زبان وصف از غایت کرم که نهان آشکار کرد (سعدی، ۱۳۴۰ : ۶۹۹) .

ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی

به ایثار، مردان سبق برده اند نه شب زنده داران دل مرده اند کرامت جوانمردی و نان دهی است مقالات بیهوده طبل تهی است به معنی توان کرد دعوی درست دم بی قدم تکیه گاهی است سست (بوستان (سعدی ، ۱۳۴۰ : ۸۹)
گرامی داشت عقل، علم و عمل

عقل، علم و عمل سه سرمایه گرانبها هستند که انسان با کاربرد و بهره برداری صحیح آنها راه تکامل و ارتقای معنوی و مادی خویش را هموار می سازد و سعادت دنیا و آخرتش را

تامین می کند.از دیگر مضامین ارزنده معنوی موجود در اشعار سعدی، گرانمایگی عقل و علم و عمل از دیدگاه این شاعر فرزانه است:

تمییز باید و تدبیر و عقل و آنگه ملک که ملک و دولت نادان سلاح جنگ خداست گلستان سعدی (همان: ۸۹).

وجود تو شهری است پر نیک و بد تو سلطان و دستور دانا خرد هوی و هوس را نماند ستیز چو بینند سر پنجه عقل تیز.

 

همچنین شیخ شیرین سخن در بزرگداشت علم می گوید:
داروی تربیت از پیر طریقت بستان کادمی را بتر از علت نادانی نیست
(سعدی، ۱۳۲۰ : ۲۵۰)

ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی

 

و همین طور در گرانمایگی عمل همی گوید:

سعدیا گر چه سخندان و مصالح گویی به عمل کار برآید به سخندانی نیست بار درخت علم ندانم بجز عمل با علم اگر عمل نکنی شاخ بی بری مردان به سعی و رنج به جایی رسیده

اند تو بی عمل کجا رسی از نفس پروری نابرده رنج گنج میسر نمی شود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد هر کو عمل نکرد و عنایت امید داشت دانه نکشت ابله و دخل انتظار داشت.

و در جای دیگر می گوید:
شب گور خواهی منور چو روز از اینجا چراغ عمل برفروز گروهی فراوان طمع ظن برند که گندم نیفشانده خرمن برند بر آن خورد سعدی که بیخی نشاند کسی برد خرمن که تخمی نشاند.

تقوا و پرهیزکاری
«تقوا» در لغت به معنای پرهیزکاری ، ترس کاری ، اطاعت از خداوند ، تملّک نفس ، خویشتن داری ،

خداترسی و امقال آن ذکر شده است (فرهنگ معین ، ذیل واژه).

در «شرح تعرّف» آمده است :

«اصل تقوا بر دو معنی است : یکی ترسیدن و دیگری پرهیز کردن. تقوای بنده از خداوند بر دو معنی است : یا خوف از عقاب است یا از فراق»

بعضی ازبزرگان گویند : «تقوی از گناه دوری کردن و از نفس جداگشتن است» (سجادی ، ۱۳۶۲ : ۱۱۵).

ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی

امام علی ، علیه السلام ، می فرمایند : در جهان زهد را پیشه کن تا باران رحمت بر تو سرازیر شود (نهج البلاغه ، خطبه ۸۱).

امام علی علیه السلام ، نیز می فرمایند : تقوا در راس همه ی ارزش های اخلاقی است.
(نهج البلاغه : حکمت ۴۱۰).

فــرعون نفس را بــه ریاضت بکشته اند وانگــــاه دل بر آتش موسی نهــاده اند
از طــوطیان ره چـــــو قدم برگرفته اند طوبی لهــــم که بر سر طوبی نهــاده اند
زاد و ره و ذخیـــره ی این وادی مهیب در طشت سر بریده چو یحیی نهــاده اند
(عطار نیشابوری ، ۱۳۱۹ : ۱۷۳)

بنابراین زهد حقیقی ، انسان را از درون و بیرون اصلاح می کند ؛ به گونه ای که در عین وارستگی ، تلاشگر و دلسوز میشود. چون آرزوهای پست از دل آدمی بیرون رود عرصه برای خلوص و ایثار گشود
می شود.

تواضع
«تواضع» در لغت به معنای فروت…………………………

 

بلافاصله بعد از پرداخت موفق میتوانید فایل کامل این پروژه را با سرعت و امنیت دانلود کنید

ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی

 

 

نقد وبررسی

نقد بررسی یافت نشد...

اولین نفر باشید که نقد و بررسی ارسال میکنید... “ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی”

4 × 5 =