فروشگاه

توضیحات

بررسی اندیشه ها و اصول  اولیه کارآفرینان برتر

کار آفرینی، فرایند ابتکار و نوآوری و ایجاد کسب و کارهای جدید در شرایط مخاطر آمیز از طریق کشف فرصتها و بهر گیری از منابع بوده و کار آفرینان ایده ها نو را به محصول یا خدماتی تبدیل و باعث افزایش بهره وری، ایجاد ثروت، کاهش فقر، بیکاری و افزایش سطح اشتغال می شوند.

طبق تحقیقات بعمل آمده، کار آفرینی فرایندی پویا و مستمر است، درست است که افراد با ویژگی ها و خصوصیات ذاتی متولد می شوند، اما افراد کار آفرین متولد نمی شوند بلکه از طریق تجربیات و آموزش اثر بخش در طول زندگی کار آفرین می شوند.بدیهی است که یکی از ابزارهای استراتژیک و کلیدی این امر، وجود دانشگاه های کار آفرین همراه با رشته های تحصیلی مناسب در سطح آموزش عالی است(نوروز زاده،۳۸۵، ص۴)

در سالهای اخیر سازمانی برای رسیدن به هدف های خود در محیطی چنان پیچیده، رقابتی پویا و نامطمئن احتیاج مبرمی به خلاقیت و نوآوری دارند که از طریق استراتژی های کارآفرینی قابل حصول است. این استراتژی ها در پاسخ به نیازی است که بر سازمان ها تحصیل گردیده است و    می توان گفت که کارآفرینی تأثیر مستقیمی روی توسعه اقتصادی و اجتماعی مردم به ویژه دانشجویان دارد. هرچند سهم دانشگاه در فعالیت های کارآفرینی بیشتر باشد، توسعه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه نیز سریع تر و بهتر صورت می گیرد. (آقایی، ۱۳۸۷، ص ۷۷)

 ۵۵صفحه فایل ورد + ۴۵ صفحه پیوست و منابع فارسی و انگلیسی  

  

پس از پرداخت آنلاین میتوانید فایل کامل این پروژه را دانلود کنید

 

 

پروژه فوق العاده جامع و کامل بررسی اندیشه ها و اصول  اولیه کارآفرینان برتر

سیر تاریخی مفهوم کارآفرینی

بررسی کلی در ادبیات کارآفرینی در خصوص ماهیت ، مفهوم و یا ریشه و فلسفه کارآفرینی نشان میدهد عده انگشت شماری از دانشمندان مثل دیوید مک کله لند به مفهوم ریشه ایی و گسترده آن پراخته اند ، البته بسیار سطحی (آقایی، ۱۳۸۷،ص۳).

واژه کار آفرینی از لغت فرانسوی enter prendre گرفته شده که به معنی متعهد شدن و به عهده گرفتن است . در قرن ۱۶ میلادی واژه enter prendre اولین بار برای افرادی به کار برده شده که در    ماموریت های نظامی خود را به خطر می انداختند. (سعیدی کیا ، ۱۳۸۲)

کارآفرینی میتواند به عنوان روشهای کسب و کار تعریف شود که با رشد و ترقی مرتبط است ، بیشتر کنشگرایانه است تا واکنش پذیر ، مشتری مدار است ، و مخاطره های یک شرکت جدید را میپذیرد . روش عمده ای که در یک دنیای کسب و کار و تجارت شخص کارآفرین را از سایرین متفاوت میکند استفاده از فرصت ها و پویایی های یک سازمان است. (کارترایت ،۲۰۰۲،ص۷)

بسیاری از اقتصاد دانان و سیاستمداران معتقدند که کار آفرینی بر رشد و تولید نا خالص ملی اثر مثبتی دارد ، کارآفرین قلب مزیت ملی است . شومپیتر در تئوری اقتصادی به نقش کارآفرین به عنوان علت عمده توسعه اقتصادی تاکید میکند .(کری و ثوریک ،۲۰۰۲،ص۳) کارآفرینی ،مفهوم ابتکاری است که به وسیله شومپیتر (۱۹۹۶) به وجود آمد ، شومپیتر تفاوت بین کارآفرینی به عنوان یک عملکرد و کارآفرین به عنوان یک شخص قائل بود ، کارآفرین میتواند هر کسی باشد که نوآوری را ابداع میکند ، او میتواند یک مرد تجاری مستقل ، یک کارمند یا مدیر یک شرکت و … باشد . کاآفرین به عنوان یک عامل تخریب تعادل در یک شرکت (یا اقتصاد) بطوریکه با یادگیری خلاقیت و کاربرد ترکیبات جدید از منابع اشاره دارد . عملکرد کارآفرینی میتواند در درون یا سرتاسر سازمان رخ دهد . (وکچیو،۲۰۰۳،ص۳۰۵) میلر[۱] (۱۹۹۰) بیان میکند که استراتژی های کارآفرینی احتمالا موفقترند ، وقتی که مشتریان بر طیفی از خدمات منحصر به فرد و نوآورانه توجه میکنند ، این استراتژی با یک محیط پویا منطبق میباشد ، محیط های پویا با مشتریان و رقبای غیر قابل پیش بینی مرتبط میباشد و نرخ تغییر در جریانان بازار نوآوری های صنایع زیاد میباشد .(ویلکلند و شفرد ، ۲۰۰۴،ص۷).

کارآفرین ترجمه واژه entrepreneur است . این واژه خود از لفظ فرانسوی entreprendre به معنای عهده دار شدن کاری گرفته شده است . کارآفرین کسی است که سازماندهی ، مدیریت ، و پذیرفتن خطرات یک شرکت تجاری را عهده دار میشود . امروزه کارآفرین فردی نوآور یا توسعه گرا است که فرصتها را تشخیص میدهد و آنها را به چنگ می آورد ، آن فرصتها را به فکرهای عملی قابل فروش تبدیل میکند . از طریق پول ،زمان و مهارت ، از افزودن ارزش ، و بهره گیری از این فرصتها را تحقق میبخشد . کارآفرین شتاب دهنده تغییرات در جهان تجارت است . او اندیشمندی مستقل است که جرات میکند در محیطی از رویدادهای متداول متفاوت باشد . (کوراتکو و هاجتس ، ۱۳۸۳،ص۵۰) بنا به تعریف واژه نامه (وبستر) کارآفرین کسی است که متعهد میشود مخاطره یک فعالیت اقتصادی را سازمان دهی کرده و تقبل نماید . ( هیسریچ ،۱۹۹۸،ص۳) واژه کارآفرینی اولین بار در قرن شانزدهم در فرانسه برای توصیف فرماندهان دولتی[۲] به کار رفته که سربازان مزدور را برای خدمت به شاهزادگان و شهرها به خدمت میگرفتند (کافمن و دانت ، ۱۹۹۸ ، ص۶) . اما استعمال این واژه در محیط های بازرگانی به قرن هیجدهم برمیگردد یعنی زمانی که ریچارد کانتیلون[۳] عوامل اقتصادی را به سه دسته تقسیم کرد :

۱- مالکین زمین

۲- عوامل اقتصادی دستمزد بگیر

۳- آن دسته از عوامل اقتصادی که با قبول خطر در بازار بورس فعالیت میکنند.

حدود سال ۱۸۰۰ میلادی ژان باتیست سه کارآفرینی را مختص فردی میدانست که منابع اقتصادی را از یک حوزه دارای بهره وری وسود پایین تر به حوزه دارای بهره وری و سود بالاتر منتقل مینمود . با ظهور اصول اقتصادی نئو کلاسیک به مفهوم کارآفرینی و کارآفرین دیگر مورد توجه اقتصاد دانان نبود . زیرا اصول اقتصادی کلاسیک فقط به دنبال بهینه ساختن منابع موجود برای دستیابی به تعاون و توازن بودند . تمرکز بر بهینه سازی منابع موجود در بطن نیروهای خارجی به نقطه ثقل اصول اقتصادی رایج تبدیل شده بود . شومپیتر[۴]، تنها اقتصاد دان برجسته ای بود که با تمرکز تحلیل اقتصادی بر پویایی های حیات اقتصادی و پویایی های عدم توازن که با توازنی ایستا در تعارض بود ، از اصول اقتصادی نئو کلاسیک خارج شد.

او کارآفرینی را نقطه ثقل تئوریهایش در مورد توسعه اقتصادی و سازو کار تغییر اقتصادی میدانست. شومپیتر کارآفرینی را به عنوان نیروی برهم زننده اقتصاد به کار برد و آن را تخریب خلاق نام گذاری کرد.کار شومپیتر درمورد توسعه اقتصادی و کارآفرینی تاثیر بسزایی بر آثار بعدی در مورد کارآفرینی داشته است . در اواخر دهه هشتاد میلادی نویسندگان علوم مدیریت کارآفرینی را مورد توجه قرار دادند و علیرغم مدت کوتاهی که صرف موضوعات رفتار کارآفرینی در مدیریت شده نتایج گسترده ای بدست آمده است . (مقیمی ،۱۳۸۳،ص ۷۲-۷۴).

 


[۱] -miller

[۲]– Cuptains of fortune

[۳] -Richard cantillon

[۴] shompiter

 

 

 

………………….

اهمیت و ضرورت کارآفرینی
اقتصاد جهانی در حال ایجاد تغییراتی بنیادی و اساسی برای سازمان ها و صنایع در سرتاسر جهان است . این تغییرات ، شرکتهای تجاری را ملزم میسازند تا به طور دقیق هدف خود را بررسی کرده توجه فراوانی به انتخاب و دنبال کردن راهبردهایی داشته باشند که منتهی به سطوحی از موفقیت با احتمال موفقیت بالا برای بسیاری از افراد ذینفع شود . بسیاری از شرکتهای تازه تاسیس شده در پاسخ به تغییرات سریع و چشمگیری که در محیط داخلی و خارجی اشان ایجاد شده است ، ساختار عملیات خود را بنیادی نو افکنده اند ، در واقع ، پس از سالها تغییر ساختار ، برخی از این شرکت ها از لحاظ فرهنگی ، تجاری یا رقابتی با نیاکان خود کمتر شباهتی دارند . قرن جدید شاهد تاکید شرکتها بر نوآوری است . این تاکید جدید بر اندیشه کارآفرینی در اثنای اقتصاد کارآفرینی دردهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ توسعه یافت . پیتر دراکر کارشناس معروف در امر مدیریت ، چهره توسعه اصلی را شرح میدهد که پیدایش این اقتصاد را توضیح میدهد . نخست ، تکامل سریع علم و فن آوری ، استفاده از حرکت های کارآفرینی با فن آوری بالا را غنا بخشید . دوم ، تمایلات جمعیتی نظیر وجود خوانواده های دو شغلی ، ادامه تحصیل بزرگسالان، و بالا رفتن میانگین سن جمعیت باعث شد تا پروژه های اقتصادی جدید پا بگیرند . سوم ، بازار سرمایه گذاری به یک مکانیزم تامین مالی برای فعالیت های کارآفرینی تبدیل شد . چهارم ، صنایع آمریکا رفته رفته فرا گرفت که چگونه کارآفرینی را اداره کند . ( کوراتکو و هاجتس ،۱۳۸۳،ص۷۴) با در نظر گرفتن مطالب فوق مطالعه کارآفرینی به چندین دلیل مهم است اول کارآفرینی منجر به نوآوری و تغییر فنی میشود و از این رو رشد اقتصادی ایجاد مینماید . دوم ، همان طور که اقتصاددانان اتریش مطرح کرده اند ، کارآفرینی فرآیندی است که بدان وسیله عرضه و تقاضا برابر میگردد . سوم ، کارآفرینی فرآیند مهمی است که بدان وسیله دانش جدید تبدیل به کالا و خدمات میشود . چهارم ، کارآفرینی یک حرفه مهم شده است و لازم است نقش آن را در توسعه سرمایه انسانی و هوشمند بشناسیم (شین و همکاران ۲۰۰۳،ص۲۵۹) نقش کارآفرینی در توسعه اقتصادی منحصر به افزایش بازده و درآمد سرانه نیست ، بلکه شامل پایه گذاری وآغاز اعمال تغییرات ساختاری در فعالیت اقتصادی و اجتماعی است . این تحول با رشد و افزایش بازده همراه است که امکان تقسیم بین شرکت کنندگان مختلف را بیشتر فراهم میکند . چه چیزهایی در منطقه توسعه و تحول مورد نیاز را تحسیل میکند ؟ یکی از نظریه های توسعه اقتصادی ، نوآوری را عاملی کلیدی معرفی میکند که نه تنها در تولید محصول ( یا خدمت رسانی ) جدید در بازار ، بلکه در جلب سرمایه گذاری در فعالیت کارآفرینانه جدید نقش دارد . این سرمایه گذاری جدید در دو طرف عرضه و تقاضای معادله رشد نقش دارد ، سرمایه جدید بوجود آمده برای گسترش ظرفیت رشد (طرف عرضه ) به کار میرود و مخارج جدید حاصل از آن صرف خروجی و ظرفیت جدید مصرف (طرف تقاضا ) میشود . علیرغم اهمیتی که سرمایه گذاری و نوآوری در توسعه اقتصادی منطقه دارند فقدان درک فرآیند تکامل محصول همچنان باقی است . این فرآیندی است که از طریق آن نوآوری شکوفا میشود و با فعالیت کارآفرینانه تجاری میگردد که به نوبه خود به رشد اقتصادی میانجامد .(هیستریچ و پیرز ، ۱۳۸۳،ص۱۱۷) از جمله تغییرات و تحولات که اخیرا در سطح جهانی دیده میشود میتوان به کوچک سازی شرکتها خصوصی سازی اقتصاد و رقابت جهانی مبتنی بر چالاکی ، خلاقیت و نوآوری اشاره کرد که همه این تغییرات نقش آفرینی را در این عرصه نقشی برجسته و قابل توجه کرده اند ( لی و پترسون ،۲۰۰۰،ص۴۰۱) . اهمیت و ضرورت کارآفرینان در بخش های صنعت تجارت وخدمات چه در سازمان های دولتی (انتفاعی و غیر انتفاعی ) و چه در شرکتهای خصوصی به حدی جدی و حیاتی تشخیص داده شده است که حتی در مقاطع دبیرستان رشته کارآفرینی تدریس میشود . در سه دهه گذشته یعنی از سال ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۰ تعداد دانشگاه هایی که رشته تحصیلی کارآفرینی با گرایش های مختلف را راه اندازی کرده اند از ۱۳۰ به ۵۰۰ دانشگاه افزایش یافته است (آقایی ،۱۳۷۷،ص۲۴) کشورهای غربی راه حلی را که برای عبور از رکوردهای متوالی در اقتصادشان مورد توجه قرار داده اند توسعه کارافرینی از این کشورها بوده است .
در این میان کشور ایالت متحده آمریکا از دهه ۱۹۷۰ به این موضوع توجه جدی نموده و از دهه ۱۹۸۰ تاکنون توسعه و آموزش کارآفرینی به یکی از موضوعات راهبردی این کشورتبدیل شده است . (مقیمی ،۱۳۸۱،ص۷) بر طبق یافته های بریج ، شرکتهای کارآفرین بیش از ۷۰درصد از توسعه شغلی را بین سالهای ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۶ در آمریکا به عهده داشتند . یافته های مشابه در کشورهای دیگر نیز این نتایج را تاکید میکند . بر اساس یک تحقیق انجام گرفته در سوئد ، از هر ۱۰ شغل جدید ۷ شغل توسط شرکتهای کارآفرین ایجاد میشود . ( عباس زادگان ،۱۳۸۳،ص۳۰) توجه عمومی در محیط تجاری امروزی برکوتاه سازی چرخه زندگی تجاری و محیطی میباشد ، در نتیجه ، جریانات سودآوری آینده از عملیات جاری نا مطمئن هستند و فعالیتهای تجاری نیاز دارند تا در جستجوی دائمی برای فرصتهای جدید باشند . بنابراین آنها میتوانند از بکارگیری گرایش استراتژیک کارآفرینی سود بردند ، گرایش ایتراتژیک شامل اراده برای خلاقیت است تا دوباره جوانی را به بازار ارائه دهد ، قبول مخاطرات ، تا تولیدات ، خدمات و بازارهای نامطمئن را امتحان کند و از رقبای خود در جهت دستیابی به فرصتهای بازاری جدید فعالتر باشد . (ویلکلندو شفرد ،۲۰۰۴،ص۲).
طبقه بندی تعاریف کارآفرینی
تعاریف معاصر کارآفرینی را میتوان در یکی از سه گروه زیر طبقه بندی کرد (کافمن و دانت ،۱۹۹۸ ص،۷-۹ )
۱- تعاریفی که بر خصوصیات و یا ویژگی های شخصیتی تاکید میکند که ظاهرا کارآفرینان دارند.
۲-تعاریفی که برفرآیند کارآفرینی و نتایج آن تاکید میکنند.
۳- تعاریفی که متمرکز بر فعالیتهایی هستند که کارآفرینان انجام میدهند .
۴- مثال های هر طبقه در زیر ارایه شده و در نگاره خلاصه شده اند.
گونه شناسی کارآفرینی
طبقه بندی جانجا از انواع کارآفرینی : جانجا انواع مختلف کارآفرینی را به پنج دسته تقسیم میکند :
۱- کارآفرینی اداری : در این نوع کارآفرینی توسعه تولیدات ، فرآیندها و شیوه های جدید یا توسعه موارد موجود ، اولویت بالایی دارد و به عنوان سرمایه گذاری جدید میان پرسنل فنی ، علمی و مدیران مجریان محسوب میشود . مدیریت باید منابع و امکانات را حفظ کند و کارگران ماهر باید برای عقاید جدید تلاش کنند . فرهنگ برای نوآوری ، ارزشی به مراتب بالاتر از شرایط بوروکراسی قائل است
۲- کارآفرینی فرصت گرایانه : این رویکرد بر ارزیابی و گسترش توسعه نوآوری های مبتنی بر فناوری داخلی و خارجی تاکید میکند . وجود یک محصول برتر نشانه یک رویکرد فرصت گرایانه در قبال کارآفرینی داخلی است .
۳- کارآفرینی اکتسابی : در این مورد کارآفرینی از طریق اکتساب توانایی های فنی دیگر شرکتها و از طریق همکاری مشاوره ویا انعقاد قرارداد با آنها صورت میگیرد تا تکنولوژی های آنها دست یافته شود.
۴- کارآفرینی پرورشگاهی : این امر نیازمند واحدهای نیمه مستقل در شرکتهای موجود برای اندیشیدن ، آغاز کردن و تقویت شرکتهای جدید است . با توجه به مخاطره بالای نوآوری در فعالیت های شرکتهای تجاری ، واحدهای نیمه مستقل به کارآفرینی داخلی کمک میکنند.
۵-کارآفرینی ابتکاری : در این رویکرد ، نوآوری محدود به تقلید یا ایجاد تغییرات ساده در بسته بندی یا طراحی است (اکبری ،۱۳۸۴،ص۲۸-۲۹)
از میان دسته بندی های مختلفی که در خصوص کارآفرینی به عمل آمده است ، تقسیم بندی کورنوال و پرلمن کاربردهای بیشتری در حوزه مدیریت دارد ، بر اساس این تقسیم بندی به طور کلی کارآفرینی در قالب سه شکل عمده ظاهر میشود .
۱- کارآفرینی فردی : تشخیص اینکه کارآفرینان چه کسانی هستند و باید چه کاری انجام دهند تا کارآفرین نامیده شوند، نقطه ثقل مباحث متعددی بوده است .در حقیقت اکثر افرادی که کارآفرین نامیده میشوند ، خودشان را شایسته این نام میدانند . یک کارآفرین ایالت مرکزی آمریکا که در برابر گروهی از کارآفرینان آینده سخن میگفت تا آنجا پیش رفت که اظهار داشت هیچ چیزی به عنوان کارآفرین وجود ندارد . علت این امر ریشه در این تعریف ساده داردکه کارآفرینی مفهومی ساده نیست . کارآفرینی مشکل های بسیاری دارد و مشخص نمودن این امر که وظیفه یک کارآفرین چیست واقعا دشوار است . مخترعین و کلا تجار ، آموزش دهندگان و پزشکان همه میتوانند کارآفرین باشند. اگرتوجه ما از اینکه کارآفرین کیست به این منتقل شود که کارآفرین چه کاری انجام میدهد آنگاه تعریف وظیفه شناخت یک کارآفرین به مراتب ساده تر میگردد. کارآفرین فردی است که یک سازمان مستقل را تاسیس یا اکتساب کرده و یا نمایندگی آن را به دست میاورد . در همین راستا عبارت کلیدی حاصل از این تعریف ” سازمان مستقل” است . علت نیز آن است که در این تعریف تمرکز اصلی بر این مساله است که ثروت چگونه در سیستم اقتصادی سازمانهای موجود خلق میشود(همان منبع ،ص۳۰)
۲-کارآفرینی درون سازمانی: گیفورد پینکات در کتاب ” اشکال کارآفرینی ” مفهوم کارآفرینی در سازمان ها را مطرح کرد . این نوع کارآفرین به فردی اطلاق میشود که در سازمانها فعالیت میکند. لازم است که دو حقیقت مهم را درباره کارآفرینی در سازمانها در این مبحث مورد اشاره قرار دهیم .نخست آنکه فرایند مورد توجه یک کارآفرین سازمانی با فرآیند مورد توجه کارآفرینان مستقل تفاوت دارند. درست است که مفهوم کارآفرینی در سازمانها گسترده است اما یک کارآفرین مستقل در بازارهای اقتصادی ، گسترده تر و انعطاف پذیر فعالیت میکند. این تفاوت برای هر نوع شیوه شکل کارآفرینی مزایا و مضرات خاصی را به دنبال دارد . دوم آنکه کار آفرینی درون سازمانی در سازمانی رخ میدهد که مانع از کارآفرینی میگردد . به عبارت دیگر بسیاری از سازمان ها در ایجاد محیطی برای کارآفرینی ناتوان هستند. کارآفرینان مجبور هستند تا موفقیت آنان را شاهد باشند . بنابراین کارآفرینان سازمانها افرادی هستند که اغلب در فعالیتهای کارآفرینی سازمانها و بدون حمایت سازمانشان در گیر هستند . البته این فقدان حمایت موضوع مهمی نیست اگر مدیریت بتواند فرآیندها و رفتارهای مناسبی را در یک سازمان ایجاد کند کار آفرینان سازمانها میتوانند در محیط مناسبی فعالیت کنند . کارآفرین سازمانی را میتوان خلق ، تقویت ، اداره و حمایت کرد(همان منبع،ص۳۱)
۳- کارآفرین سازمانی یا سازمان کارآفرینانه: شومپیتر میگوید: نیازی نیست که کارآفرینی یک کار فیزیکی خاص باشد . هر محیط اجتماعی روش خاص خود را برای کارآفرینی دارد . یک سازمان میتواند محیطی را فراهم آورد که درآن تمام اعضا بتوانند در انجام امور کارآفرینی شرکت کند . افراد بسیاری از سازمانها را رها کرده و خودشان سازمان جدیدی تاسیس میکنند ، نماینگر آنند که اکثر سازمانها قادر نیستند محیطی را برای کارآفرینی خلق کنند . البته برخی از افراد فقط برای تاسیس یک سازمان جدید سازمان خود را ترک میکنند و شرایط محیطی داخلی سازمان اهمیت چندانی برایشان ندارد . اما بسیاری از افراد در صورت وجود حمایت متناسب در سازمان میمانند . سازمانی که چنین محیط داخلی را خلق میکند سازمانی کار آفرین تلقی میشود . البته حضور کارآفرینان در سازمانها منعکس کننده کارآفرین بودن یک سازمان نیست. (مقیمی،۱۳۸۳ص۸۶)

کارآفرین برترکیست؟
کارآفرینان برتر ، پیشگامهای موفقیت های تجاری کنونی هستند . توانایی آنها در بهره گیری از فرصتها ، نیروی آنها در نوآوری و ظرفیت آنها در قبال موفقیت به معیاری تبدیل شده است ، که کارآفرینی نوین توسط آن سنجیده میشود، کارآفرینان کماکان به لحاظ رهبری ،مدیریت ، نوآوری ، کارآیی پژوهشی و توسعه ایی ، ایجاد شغل ، رقابت، بهره وری و تشکیل صنایع جدید ، سهم مهمی در رشد اقتصادی دارند . کارآفرینان کسانی هستند که فرصتهایی را تشخیص میدهند که در نظر دیگران وضعیتی بغرنج یا آشفته جلوه میکند ، آنها را با ورزشکاران رقیب در مسابقات المپیک مقایسه کرده اند که سعی در از میان بردن موانع جدید دارند ، با دوندگان دو استقامت که با فواصل طولانی سرو کار دارند ، با رهبران ارکستر سنفونی که مهارتها و اصوات مختلف را در غالب یک کلیت واحد و موزون در میاورند ، یا با خلبانان جنگنده ها که سرعت و جسارت را توامان دارا هستند . هر احساسی که نسبت به آنها داشته باشید ، قهرمانان بازار کار امروز هستند . اقتصاد آمریکا به دلیل کوششهای کارآفرینان ، جان تازه ای یافته است و جهان اکنون در جهتی گام برمیدارد که کارآفرینی را به عنوان الگویی برای توسعه اقتصادی بپذیرد ، نیروی کارآفرینان، جهان تجارت را به پیش میراند . آنها با شناخته ها دست و پنجه نرم میکنند و پیوسته در حال آفرینش آینده اند.(کوراتکو و هاجتس،۱۳۸۳،ص۲۲-۲۳) کارآفرین اغلب پیشتاز فعالیتهای نوآورانه سازمان خود میباشد . کارآفرینان در پیشرفت کسب و کار نقش مهمی ایفا میکنند . جورج بردناردشاو اظهار میدارد که همه پیشرفتها به افراد غیر عادی بستگی دارد.
افراد عادی رفتارشان را با دنیا منطبق میکنند در حالی که کارآفرینان در پی منطبق کردن دنیا با خودشان میباشند . بنا براین شاو بحث میکند که پیشرفت و تغییر به افراد غیر عادی بستگی دارد و کار آفرینان غیر عادی هستند زیرا آنها وضع موجود و تفکر معمول را نمی پذیرند، بلکه در مورد محصولات و خدمات و نیز در زمینه پرورش ارائه آنها فکرهای نو ارائه میکنند . کارآفرینان و سازمانهایشان در پی کسب فرصت ها هستند و تا آنجا که لازم است مخاطره میکنند (البته مخاطره ها عموما حساب شده و منطقی ). (کارترایت ،۲۰۰۲،ص۲)
در تشریح اصول و اندیشه های کارآفرینان شومپیتر خاطر نشان میکند، که کارآفرینان افرادی هستند که برای اصلاح و یا ایجاد تغییرات اساسی الگوی تولید بوسیله بکارگیری یک اختراع ، یا استفاده از فنی آموزش نشده برای تولید یک کالای جدید یا تولید یک کالای قدیمی به روش جدید کوشش میکنند .(مولر و توماس،۲۰۰،ص۵۴) زربیناتی(۲۰۰۵) اذعان میدارد که از یک کار آفرین رفتارهای زیر انتظار میرود.
۱- جهت گیری راهبردی
۲- دستیابی به موفقیت و فرصت
۳- دسترسی به منابع
۴- کنترل منابع
۵- اصلاح ساختارهای مدیریتی
۶- انگیزش برای تشویق
یک کارآفرین فردی توفیق گرا ، علاقه مند و پرانرژی است و مشخصات زیر را داراست (۲۰۰۷، zampetakis)
• کار کردن را دوست داشته وبرای رسیدن به اهداف مخاطره میکند
• خلاق و نتیجه گر است
• مسئولیت پذیر بوده و آن را با عشق و علاقه میپذیرد
• اعتماد به نفس دارد
• اندیشمند ، برنامه ریز ، مجری و انجام ؟؟ کار است
• استعداد مالی دارد و قادر است آینده را پیش بینی کند
• تشویق دانشجویان به شرکت در دوره های مرتبط با کارآفرینی
به صورت غیر مستقیم با ارائه الگوهای موفق کسب و کار
• ایجاد صندوق سرمایه گذاری مخاطره پذیر جهت کمک به شرکتهای تازه تاسیس برای تامین سرمایه ( هیستریچ و پیترز ، ۱۳۸۳، ص۶)

اندیشه ها و اصول افراد کارآفرین :
مرور نوشتارهای مرتبط با خصوصیات افراد کارآفرین نشان میدهد ، تعداد زیادی از عوامل وجود دارند که میتوان آنها را به مجموعه ای از ابعاد توصیفی خلاصه کرد که به مراتب کوچک تر است . به عنوان مثال اگر کارجان کائو را در نظر بگیریم ۱۱ خصوصیت برای کارآفرین میتوان برشمرد ، هورندی منابع پژوهشی گوناگون را بررسی کرده و لیستی از ۴۲ خصوصیت را فرمول بندی کرده است که غالبا به کار آفرینان نسبت داده میشود ، کارآفرینان در ساده ترین شکل نظری مطالعه کارآفرینی ، باعث ایجاد کار میشوند ، یعنی کار آفرینی تابعی از کارآفرین است . از این رو بررسی پیوسته خصوصیات کارآفرینان حتما به بالا رفتن درک کارآفرینی کمک خواهد نمود ،(کوراتکو و هاجتس ،۱۳۸۳،ص۱۳۱) در زیر تعدادی از ویژگیهای افراد کارآفرین بیان شده است :
۱٫ کانون کنترل درونی : راتر : (۱۹۶۶) نقش مهمی را با توسعه مفهوم کانون کنترل در تحقیقات روانشناسی از خود برجای گذاشت ، او معتقد بود که فرد پیامد یک عمل را یا در کنترل خود و یا خارج از کنترل احساس میکند . یک فرد با کانون کنترل درونی معتقد است که میتواند از طریق توانایی ، تلاش یا مهارتهایش بر پیامدها اثر بگذارد . از طرف دیگر بیرونی ها کسانی هستند که معتقدند این نیروهای خارجی از کنترل افراد هستند ، که پیامدها را تعیین میکنند . کانون کنترل درونی به عنوان یکی از مهمترین خصوصیات روانشناختی مورد مطالعه……………………..

 

 

سرمایه های ایجاد شده توسط کارآفرینان برتر:
کارآفرینان برتر چهار نوع سرمایه ایجاد میکنند . شکل شماره ۱ این چهار نوع سرمایه را معرفی میکند.

شکل ۱ : سرمایه های ایجاد شده توسط کارآفرینان

 

(مقیمی، ۱۳۸۲، ۵۱)
سرمایه مالی ایجاد ثروت را نشان میدهد که نتیجه یک کسب و کار انتفاعی است . سرمایه اجتماعی منابع جامعه را نشان میدهد که نوعا نتیجه کارآفرینی اجتماعی است . در حالی که سرمایه هنری چیزهای ناملموس تری را نشان میدهد که زندگی انسانها را پر نشاط میکند و احساس خویشاوندی میکند. سرمایه محیطی نیز با پایداری منابع طبیعی سرو کار درد . بعضی از کسب و کارها ، سرمایه ملی اجتماعی ایجاد و از محیط نیز محافظت میکنند و برخی نیز تمامی این سرمایه ها را به صورت توامان ایجاد میکنند. البته بعضی کسب و کارهای انتفاعی به علت تمرکز قوی مالی برای کسب قدرت و ثروت سرمایه اجتماعی و هنری و محیطی را ویران میسازند. علاوه برآن فقدان منابع مالی یا سرمایه مالی میتواند کارآفرینی اجتماعی را محدود سازد و مانع توانایی کارآفرینان اجتماعی برای خلق سرمایه اجتماعی شود. (مقیمی، ۱۳۸۲،ص۵۱)
مدلهای کارآفرینی
صاحبنظران مختلف ، چارچوبهای علمی و کاربردی متعددی را برای ایجاد سازمان کارآفرینانه ارائه نموده اند که قابلیت استفاده در موسسات آموزشی را دارند که در این مبحث برخی از این مدلها شامل مدل کارآفرینی کورنوال و پرلمن ، مدل کارآفرینی اکلس و نک ، مدل کوراتکو ،مدل کارآفرینی تامپسون ارائه میگردد. (مقیمی ، ۱۳۸۳،ص۱۱۹-۱۲۲)
۱) مدل کارآفرینی کورنوال و پرلمن .
نمودار زیر چارچوب کار آفرینی سازمانی را نشان میدهد ، که بر مبنای رویکرد مدیریت استراتژیک است. اطلاعات حاصل از محیط های بیرونی و درونی سازمان که سرآغاز فرآیند کارآفرینی سازمانی هستند . این اطلاعات داده های ارزیابی گزینه های استراتژیک هستند و هنگامی که یک طرح استراتژیک قرارگیرند ، و نتایج طرح استراتژیک تعیین شد ، باید اجرا شود .
عوامل فردی ، گروهی و سازمانی که برای یک سازمان کارآفرین الزامی هستند ، باید موضوع ارزیابی و اجرای یک طرح استراتژیک قرار گیرند ، و نتایج طرح استراتژیک برای کنترل وارزیابی مورد استفاده قرار میگیرند . تغییر در این طرح را میتوان در هر مرحله از این فرآیند و برای افزایش عملکرد و کارایی انجام داد .
مدل کارآفرینی سازمانی کورنوال و پرلمن :
شکل زیر چارچوب کارآفرینی سازمانی را نشان می دهد که بر مبنای رویکرد مدیریت استراتژیک است. اطلاعات حاصل از محیطهای بیرونی و درونی سازمان سر آغاز فرآیند کارآفرینی سازمانی هستند. این اطلاعات ، داده های ارزیابی گزینه های استراتژیک هستند و هنگامیکه یک طرح استراتژیک تعیین شد باید اجرا شود. عوامل فردی ، گروهی و سازمانی که برای یک سازمان کارآفرین الزامی هستند، باید موضوع ارزیابی و اجرای یک طرح استراتژیک قرار گیرند و نتایج طرح استراتژیک برای کنترل و ارزیابی مورد استفاده قرار می گیرد ……………………..

 

– مدل‌ کارآفرینی سازمانی ایکلس و نک :
این مدل می‌کوشد تا به طور مفهومی تأثیر رفتار‌های کارآفرینانه فردی و ساختار کارآفرینانه سازمان‌ها را مورد بررسی قرار دهد.
به عبارت دیگر این مدل توانایی سازمان برای بقا در یک محیط پویای سرشار از نوآوری را نشان می‌دهد. این شکل ، تعامل رفتار کارکنـــان و ساختار سازمان که عمده عناصر ضروری برای موفقیت کــارآفرینانه سازمان هستند را نش………………..

 

انواع کارآفرینی
بحث انواع کارآفرینی بحثی است که پس از واردشدن کارآفرینی به حوزه مدیریت و سازمان در دهه های ۱۹۶۰و ۱۹۷۰ مطرح شد. بدین جهت کارآفرینی به سه نوع “کارآفرینی مستقل”، “کارآفرینی درون سازمانی” و “کارآفرینی شرکتی” تقسیم شده و در هر مورد تحقیقات فراوانی صورت گرفته است که بیشتر این تحقیقات حول تفاوتهای کارآفرینان مستقل با کارآفرینان سازمانی و نیز راههای تسهیل ایجاد و رشد سازمانهای کارآفرین صورت گرفته است. محققینی همچون “برگل و مان” به تشریح چگونگی ایجاد شرکتهای کارآفرینانه فرعی در چارچوب شرکتهای مادر پرداختند و معتقد بودند آنچه که بین تمامی انواع کارآفرینان به طور مشترک می توان یافت انجام یک فعالیت مخاطره آمیز می باشد و هدف از تعلیم فرآیند کارآفرینی در سازمانها در واقع اولویت دادن به اقدام به فعالیتهای مخاطره آمیز نسبت به برنامه های جاری شرکت می باشد.
به طور کلی ادبیات کارآفرینی نشان می دهد که کارآفرینی در سه زمینه یا قالب ذیل شکل می گیرد که در نمودار شماره ۳-۲ نشان داده شده است.
۱- در قالب افراد آزاد غیروابسته به سازمان (کارآفرینان شخصی-کارآفرینی مستقل)
۲- در قالب کارکنان سازمان (کارآفرینان سازمانی-کارآفرینی درون سازمانی)
۳- در قالب …………………….

 

ویژگیهای کارآفرینان برتر:
برسر ذاتی یا اکتسابی بودن ویژگیهای کارآفرینی، در بین صاحبنظران اختلاف نظر وجود دارد. در یک دیدگاه افراطی، “ولف” معتقد است افرادی که دارای خمیرمایه کارآفرینی هستند، کارآفرین می شوند و افرادی که دارای ………………

 

 

 

پیوست ها:

 

 

 

اشنایی با زندگی و اندیشه های کارافرینان برتر جهان

 


 

George Eastman } }بنیانگذار Kodak

امروزه از «George Eastman» موسس کمپانی بزرگ «Eastman Kodak» به عنوان پدر صنعت عکاسی مدرن و نوین یاد می‌شود. او در سال ۱۸۵۴ در یکی از روستاهای «نیویورک» دیده به جهان گشود. پدرش «George Washington Eastman» در همان سال دانشکده اقتصاد «Eastman» را در «Rochester» بنا کرد و چند سال بعد خانواده را برای زندگی در آن شهر به «Rochester» برد. در سال ۱۸۶۲ درست زمانی که دانشکده در حال شکل‌گیری و رشد خود به سر می‌برد، به ناگاه پدر خانواده از دنیا رفت و اندک سرمایه‌ای را برای آنها به ارث گذاشت.
با پدید آمدن چنین شرایطی «George» که تنها پسر خانواده بود برای سرپرستی و حمایت مالی مادر و دو خواهرش مجبور به