فروشگاه

توضیحات

از آنجائیکه قرآن با نگاه خلیفه اللهی ریشه ای ترین بحث را در تفسیر انسان مطرح نموده حقیقتی که همواره کلیه مباحث انسان شناسی عرفا بوده ولی فلاسفه مسلمان کمتر به بیان عقلی آن می پرداختند تا سرانجام ملاصدرا (ره) با عنایت الهی توانست بافته ها را مبدل به یافته ها نموده و آن چه عرفا مشهود نموده بودند با زبان عقل و استدلال بیان نماید در این رساله ضمن بیان آیات قرآن به تفسیر فلسفی آنها پرداخته و کیفیت خلقت روح و مراتب تطور و تکامل آن را بیان نمودم لذا حدوث روح ، مراحل رشد و نما تکامل آن و سرانجام مقام خلیفه اللهی که عالیترین مرحله « دنی فتدلی فکان قاب قوسین اوادنی » می باشد با بیان فلسفی اثبات شده است . بدیهی است هر چند موضوع این رساله از سنخ حکمت نظری است ولی چون مراتب تکامل خاکی تا الهی انسان بی نیاز از مباحث علم اخلاق و راه و روش سلوک برای نیل به آن مقصود اعلی نبوده لذا در جای جای رساله اشارت های کوتاهی به مباحث اخلاقی که بیان کیفیت صعود به آن قلّه جز از این طریق امکان پذیر نمی باشد ، نموده ام.یکی از بزرگترین فضیلت علمی مرحوم صدرالمتألهین تطبیق قواعد حکمت اسلامی با قواعد عرفان و طریقه عرفان است و حال آنکه قبل از او مبانیت بین حکمت و ذوق عرفان مشهور بوده و عجین شدن آثارش با نگرش و تأسی از آیات وحیانی خداوند می باشد که در اکثر آثار ملاصدرا استنباط عمیق تفسیری کلامی و عرفانی ایشان مواجه می گردیم که این ذوق شهودی و توجه به بحر قرآنی از ظرایف آثار ایشان می باشد . با روحیات ایشان همین اشارت بس که هفت سفر پیاده به مکه معظمه مشرف گردیده است . در سفر هفتم در بصره داعی حق را لبیک گفته و روح بلند پرواز آن مرحوم به عالم قدس متصل گردیده و در بصره دفن شده است .چه گواراست معرفت الهی و زلال حقیقت قرآنی را در آثار فیلسوف متأله بررسی کرد و حقیقت قرآن همانند نسیم حیات و آب زندگانی و رباط حیات انسانی از سحاب سمائی و مطر سماوی بر جان تشنگان معارف حقه الهی نشیند و جاری و ساری گردد . نگاهی لطیف از شهود عرفانی این فیلسوف متأله و همچنین از نور وحیانی آیات الهی در کلام این حکیم و آثارشان بسیار بر تشنه کامان حقایق نوین که برهان فرقانی را در پرتو عرفان قرآنی فراسوی خود می نگرند و تلاش حکیم بزرگوار بهره می جویند . این رهگذر قالبهای کلامی ، عرفانی و حکمی از قلب قرآن بهره گرفته و شاید به گزافه نیست در خصوص آثار این حکیم که مکتوبات ایشان صبغه قرآنی دارد و از کلام جامع نگر قرآنی بهره های بسیاری جسته است و با غواصی در بحر معارف آن مرجان و لؤلؤ دل می یابد .در فصل اول کلیات حکمت اسلامی حکمت نظری و عملی ، فضیلت خودشناسی اهمیت انسان شناسی مبانی معرفت شناختی فطرت ، فطرت و مبادی شناخت ، تمایلات و گرایشهای فطری معرفت فطری در منابع دینی ، فطرت خداشناسی ، فطرت دین و شریعت ، اخلاق و شکوفائی فطرت و اختلافات انسانی احیای تفکر اسلامی و در پایان انواع لذتها و برترین لذت بحث گردیده است .در فصل دوم آفرینش و ظهور خلقت انسان بررسی شده است مراحل خلقت و احسن بودن آن نمونه و مختصات انسانی و مقام و عظمت آن ، فلسفه خلقت ، ارزیابی حیات انسانی تکامل تدریجی و عقل و تعقل عشق تجلی بنای خلقت ، ماده اولیه خلقت ، ماهیت انسان امر در قرآن ، وجهه خلقی ، وجهه امری انسان و اثبات غیر مادی بودن نفس ، پالایش قلب و باطن ، سِرّ نماز و روح آن ، مراتب طهارت ، کرامت قدس انسان ، خواستهای پست ، برترین میل ، من در هرم هستی ، ملاک ارزش انسان تقوا ملاک برتری در این فصل پرداخته شده است .در فصل سوم گوهر نفس « نفس محترمه انسان » بحث گردیده است . نفس ، خلاقیت نفس ، وجود نفس ، کمال اول بودن ، وحدت نفس ، ماهیت نفس ، وحدت ظلیه ، انسان و مراتب ادراک چهارگانه ، اقوال مختلف حکما در خصوص نفس ، انواع نشأت سفرهای نفس ،تعلق نفس با بدن ، مراتب و حالات نفس ، نفس انسانی ، مراقبت و حـــالات آن ، مظهریت و جامعیت نفس انسان ، نظر فلاسفه درباره تجلی خداوند در نقش انسان نظر عرفا درباره تجلی خداوند در روح انسان ، نظر فلاسفه درباره انطباق عالم کبیر و عالم صغیر ، بیان چند نکته.در فصل چهارم عنوان انسان کامل در این فصل به ابعاد مختلف انسان کامل پرداخته شده است انسان و صفات او ، مقدمه انسان کامل ، ویژه گیهای انسان کامل مراتب کمال ، آثار انسان مقامات و مدارج انسانی ، قوسی صعود و نزولی « قوس صعود و نزول در آیات قرآن » مراتب عالم انسان ، کمال انسان ، گذری بر شرح اسم اعظم ، اوصاف انسان کامل ، تکامل حقیقی انسان ، معرفت نفس تحصیل فضیلت ، تهذیب نفسی ، صراط ظلمانی ، کیفیت بر طرف ساختن حجابها ، حجاب و مقام ، عظمت مقام خلافت الهی ، شناخت انسان کامل لازمه شناخت الهی ، خلافت محمدی و حقیقت لیله القدر حکمت محمدی (ص) نردیان عقل ، مقدمه در خصوص رسالت انبیاء نبی از دیدگاه ملاصدرا(ره) ثمره تقوا ، کیفیت طی کردن درجات مراتب چهارگانه علم انسان ، شعبان ماه وصال و رمضان ماه تهذیب ، راه و روش های نیل به کمال ، موانع کمال انسان ، راه مدرک معارف مستقیم است نه سهل .

 

 ۱۲۰صفحه فایل ورد (Word) فونت ۱۴ منابع و پاورقی دارد قیمت ۳۹۰۰۰ تومان 

 

پس از پرداخت آنلاین میتوانید فایل کامل این پروژه را دانلود کنید

 

 

فهرست مطالب
چکیده
دیباچه ۱
فصل اول
کلیات ۳
حکمت اسلامی ۴
در فضیلت خودشناسی از دیدگاه ملاصدرا ۱۳
اهمیت انسان شناسی ۱۷
انسان شناسی ملاصدرا ۱۹
مبانی معرفت شناختی فطرت ۲۰
فطرت و مبادی شناخت ۲۲
تمایل و گرایشهای فطری ۲۳
معرفت فطری در منابع دینی ۲۶
فطرت و خداشناسی ۲۷
فطرت دین و شریعت ۲۹
اخلاق و شکوفایی فطرت ۳۰
اختلاف انسانها ۳۲
احیای تفکر اسلامی ۳۲
انواع لذت در روزی ها ۳۴
فصل دوم
جلوه آفرینش ۳۸
شگفتی آفرینش انسان ( جلوه خلقت ) ۳۹
مراحل خلقت آدم ۴۱
آیت رحمان بودن انسان ۴۳
اولین فضیلت انسان خلیفه الهی ۴۷
احسن خلقت ۴۹
نمونه ای از ویژه گی و مختصات انسانی ۵۰
مقام و عظمت انسان ۵۱
فلسفه خلقت ۵۹
ارزیابی حیات انسانی در خصوص مبدأ و غایت ۶۳
تکامل تدریجی انسان ۶۴
عقل و تعقل ۶۷
عشق بنای تجلی خلقت ۶۹
ماده اولیه خلقت ۷۵
ماهیت انسان ۷۹
امر در قرآن ۸۱
وجهه خلقی و وجهه امری انسان ۸۳
نکاتی چند پیرامون روح ۸۵
حقیقت روح ( نفس ) از دیدگاه قرآن ۸۹
تجرد روح ۹۲
دلایلی بر جوهریت و تجرد نفس ۹۵
اثبات غیرمادی بودن نفس ۹۶
پالایش قلب و باطن ۹۷
مراتب طهارت ۱۰۰
کرامت قدسی انسان ۱۰۱
برتری میل ( دلبستگی ) ۱۰۴
من در هرم هستی ۱۰۵
قلب المومن عرش الرحمان ۱۰۹
ملاک ارزش انسان ۱۱۱
تقوا ملاک برتری انسان ۱۱۴
فصل دوم
گوهر نفس ۱۱۵
وجود نفس ۱۱۷
تعریف نفس ۱۱۷
کمال اول بودن نفس ۱۱۹
وحدت نفس ۱۲۰
ماهیت نفس ۱۲۱
وحدت ظلیله ۱۲۲
انسان و مراتب ادراک چهارگانه ۱۲۳
حکما و دانشمندان اسلامی در تعریف نفس و روان ۱۲۵
انواع نشأت ۱۳۰
سفرهای نفس ۱۳۵
تعلق نفس با بدن ۱۳۶
توانایی نفس انسان ۱۳۹
انواع قوّه ۱۴۱
کالبد تن و روح ۱۴۴
معارف علمی و عملی گوهر نفس ۱۴۴
نفس انسانی ، مراقبت و حالات آن ۱۴۶
مظهریت و جامعیت نفس انسان ۱۴۸
نظر فلاسفه درباره انتباق عالم کبیر و عالم سغیر ۱۵۶
بیان چند نکته ۱۵۶
فصل دوم
انسان کامل ۱۵۸
انسان و صفات او ۱۵۹
انسان مستجمع صفات متقابله است ۱۶۰
انسان کامل از دیدگاه ملاصدرا ۱۶۱
ویژه گی های انسان کامل ۱۶۲
مراتب کمال و آثار آن ۱۶۴
مقامات و مدارج انسانی ۱۶۷
قوس سعودی و نزولی ۱۶۸
مراتب عالم انسان ۱۷۲
گذری بر شرح اسم اعظم ۱۷۳
اوصاف انسان کامل ۱۷۴
تکامل حقیقی انسان ۱۷۵
معرفت انسان ۱۷۷
رفع یک ابهام ۱۷۸
تهذیب نفس ۱۹۲
صراط ظلمانی ۱۹۴
چگونگی برطرف ساختن حجاب ها ۱۹۵
حجاب و مقام ۱۹۵
عظمت مقام و خلافت الهی ۱۹۷
حقیقت انسان کامل . ۲۰۱
مقدمه ای در خصوص رسالت انبیاء ۲۰۷
نبی از دیدگاه ملاصدرا ۲۰۸
ثمره تقوا ۲۱۲
حکمت محمدی (ص) ۲۱۵
نردبان عقل ۲۱۶
کیفیت طی کردن درجات ۲۱۹
مراتب علم انسان ۲۲۱
شعبان ماه وصال است و رمضان ماه تهذیب ۲۲۵
راه و روشهای نیل به کمال ۲۲۶
کمال انسان ۲۳۰
موانع کمال انسان ۲۳۸
راه درک معارف مستقیم است نه سهل ۲۳۹
منابع و مأخذ ۲۴۲

 

فصل اول
کلیات
« … آنکه معرفت نفس روزیش شده است فیلسوف است چه اینکه فلسفه معرفت انسان به نفس خود است و معرفت نفس ام حکمت است … »
کلیات
• حکمت اسلامی
• حکمت نظری و عملی
• فضیلت خودشناسی
• اهمیت انسان شناسی
• مبانی معرفت شناختی فطرت
• فطرت و مبادی شناخت
• تمایلات و گرایشهای فطری
• معرفت فطری در منابع دینی
• فطرت و خداشناسی
• فطرت ، دین و شریعت
• اخلاق و شکوفائی فطرت
• اختلافات انسانی
• احیای تفکر اسلامی
• انواع لذتها و برترین لذت

حکمت اسلامی
در تاریخ اسلام ، اصطلاحات به کار رفته برای فلسفه اسلامی و نیز مناقشات فیمابین فیلسوفان و متکلمان و احیاناً متصوفه بر سر معنای اصطلاحات فلسفه « حکمت » از یک دوره به دوره بعد نه به طور کامل بلکه تا حدودی در تغییر بوده است در حالی که « حکمت » و فلسفه همچنان مصطلح بود اصطلاحاتی از قبیل « حکمت الهی » و « حکمت متعالیه » معنائی تازه پیدا کرد و در قرون متأخر تاریخ اسلام و خصوصاً در مکتب فلسفی ملاصدرا رواج یافت بیشترین مناقشه برسر لفظ « حکمت » در می گرفت که متصوفه و هم متکلمان و هم فیلسوفان آن را از آن خود می دانستند و جملگی به احادیثی نظیر « علیک بالحکمه ، فان الخیر الحکمه » تمسک می جستند صوفیانی مانند«ترمذی» را « حکیم » می نامیدند و این عربی حقیقت ظاهر شده در هر یک از مظاهر کلمه چنانکه در عنوان اثر معروف وی یعنی « فصوص الحکم » نیز مشهود است « حکمت » می خواند ، حال آنکه متکلمان بسیاری نظیر فخر رازی معتقد بودند که این کلام است که « حکمت » نــه « فلسفه » و ابن خلدون نیز آنجا که کلام متأخرین را فلسفه یا « حکمت » می نامد همین رأی را تأیید می کند .
البته بحث ما پیرامون تصوری است که فلاسفه اسلامی از تعریف و معنای فلسفه و اصطلاحات حکمت و فلسفه داشته اند ، ذیلاً به بعضی از تعاریف برگرفته از منابع یونانی که نزد فلاسفه اسلامی رواج داشته اشاره می کنیم :
۱- فلسفه عبارت است از علم به اشیاء موجود از آن حیث که موجودند .
۲- فلسفه عبارت از علم به امور الهی و انسانی است .
۳- فلسفه پناه بردن به مرگ و به عبارت دیگر دوست داشتن مرگ است .
۴- فلسفه خداگونه شدن است در حد طاقت و توان آدمی .
۵- فلسفه صناعه الصناعات و علم العلوم است .
۶- فلسفه عشق و اشتیاق به حکمت است .
فیلسوفان مسلمان ضمن اعتقاد به اینکه « حکمت » اصل و منشأ الهی دارد « فلسفه » را با حکمت یکی دانستند .
« صاحب نظران مسلمان در مکاتیب فکری طی قرن ها تلاش کرده اند تا معنای « حکمت » و « فلسفه » را در پرتو قرآن و حدیث که لفظ « حکمت » در هر دوی آنها آمده تعریف کنند » و این سخن مشهور که « حکمت از مشکات نبوت سرچشمه می گیرد » در سالنامه های تاریخ اسلامی انعکاس یافته است .
« حکمت علم به احوال موجودات خارجی است بدانگونه که هستند بقدر توان و هوش انسان الحکمه الشبه بالاه العالم : حکمت تشبه خلقی و وصفی انسان است بحق یعنب متخلق و متصف بصفات الله گردیدن تا حدی که میسر و ممکن است . « الحکمه خروج النفس من نقصها الی کمالها الممکن مهانی جانبی العلم و العمل » و دیگر ، حکمت علم بر قایق امور و مصالح کامل عالم است .
این معنی حکمت است که از صفات الهی است و این معنای مذکوره هیچ یک کیفیت نفسانی نیست نفس ناطقه را از لطف الهی دو قوه عطا شده یکی قوه عقل نظری « نیروی دانش و فکرت » و یکی قوه عقلی « نیروی کنش و حرکت » .
ملاصدرا در آثار خود چند اصول را مورد نظر قرار می دهد:
اول شناخت حق تعالی و افعال اوست ، دوم شناخت راه است و درجات رسیدن به حق و چگونگی مسیر در آن و جلوگیری از کژی و گمراهی در آن و راه سوم شناختن معاد و برگشت به خدای تعالی و داشتن حال آنان که به او و منزل رحمت و کرامت او « بهشت » رسیده اند و همچنین داشتن حال آنان که از او دور افتاده و در منزل خشم او « دوزخ » و زندان و عذاب و شکنجه او معذبند و این را علم معاد و ایمان به روز آخرت گویند و در این اصول سه گانه نخست شناخت نفس و حالات آخرت و قیامت و چگونگی ارتقاء و وصول نفس ناطقه انسانی به حق تعالی و عبورش بر راه راست و مستقیم و پیمودن درجات حق هبوط و فرود آمدن نفس و انحراف آن از راه راست و سرنگونیش از فطرت انسانی و گذر نمودنش بر طبقات و مراتب دوزخ و دومی شناخت معاد و روز بازگشت و حالات مختلفه قیامت و حشر و … در آثار تفسیری ملاصدرا توجه گردیده است .
قرآن ضمیر انسانی را به عنوان یک منبع معرفت ویژه برد از نظر قرآن سراسر خلقت آیات الهی و علائم و نشانه هائی برای کشف حقیقت است ، قرآن از جهان خارج انسان به « آفاق » و از جهان درون به « انفس » تعبیر می کند( فصلت / ۵۳ ) و از این راه اهمیت ویژه ضمیر انسانی را گوشزد می نماید
« اصطلاح « آفاق و انفس » در ادبیات اسلامی از همین جا پدید آمده است ، کانت فیلسوف آلمانی جمله ای دارد که شهرت جهانی دارد و در لوح قبرش حک شده ، دو چیز که اعجاب انسان را سخت بر می انگیزد یکی آسمان پر ستاره ای که بالای سر ما قرار گرفته است و دیگری وجدان و ضمیری که در درون ما قرار دارد» .
از نگاه دیگر صدرا تلفیق حکمت نظری و حکمت عملی و منظور از این تلفیق را درک معارف و حقایق عنوان نموده است چنین بیان داشته است :
تقویت عقل عملی و تکمیل نفس از طریق عبادت و ریاضت و ترک شتهیات و اعراض از معاصی و تزکیه نفس از رذائل و استحکام اساس معرفت و مستعد نمودن روح و لطیفه باطنی از برای قبول انوار حضرت ذوالجلال « در نظر ملاصدرا » رکن و پایه اساسی درک حقایق است . « ملاصدرا از آن جهت که طریقه خود را از سایر طرق متمیز ساخته است که بین مسلک کشف و شهود و طریقه نظر و فکر جمع نموده است لذا حکمت متعالیه او مشتمل بر کاملترین براهین نظریه و نفیس ترین قواعد کشفیه است و کمال مطلوب نزد او تکمیل این دو جهت است » . نهایت تکمیل قوه نظریه و غایت تکمیل این قوه انتقاش نفس ناطقه بصورت وجود و نظام عالم ایجاد و استکمال به اعتبار اتصاف بصور حقایق « و صیرورتها عالماً عقلیاً مضاهیاً للعالم العینی و مشابهاً للنظام الوجوده است » .
در حکمت متعالیه نفس انسانی متحد با حقایق عالم وجود می شود و بناء اعلی اتحاد العالق المعقول .
« و اما العلمیه فتمرتها مباشره عمل الخیر لتحصیل الیئه الاستعلانیه للنفس علی البدن و الحصیه الانقیادیه الانقهریه للبدن من نفس و الی هذا الفن اشار بقوله:« تخلقوا باخلاق الله » و استدعاء الخیل بقوله : « و الحقنی بالصالحین » و الی فنی الحکمه اشار فی الصحیفه الملکوتیه » و لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم و هی صورته التی هی طراز عالم الامر « ثم رددناه اسفل السافلین » و هی مادته التی هی من الاجسام المظلمه الکثیفه .
« الا الذین امنو « اشاره الی غایه الحکمه النظریه » » و عملو الصالحات « اشاره الی تمام الحکمه العلمیه» .
ملاصدرا(ره) اساس فلسفه خود را بر همین پایه یی که ذکر گردید نهاده است لذا فلسفه او جامع بسن طریقه مشاء و اشراق و رواق و سلک صوفیه و عرفای اسلامیت و مأخذ افکار عرفانی صدرالدین شیرازی کمل از اهل تحقیق کتاب و سنت است با این تفاوت که ملاصدرا از افکار و حقایق وارده از اهل بیت عصمت و ائمه طاهرین (ع) نیز به حد اعلی استفاده نموده است شرح او بر اصول کافی « شیخ کلینی » و تفسیر او بر قرآن مجید گواه این ادعاست طریقه سلوک و سیر از طریق کشف همان طریقه اولوالعزم از انبیاء است همچنین کیفیت سلوک و نحوه نیل به حقایق ملکوت را بوسیله باب مدینه علم خود بنحو اعلی و اتم مقرر داشته است صدر المتالهین بهمین مناسبت اساس معارف و مبانی مربوط به علوم مبداء و معاد و آنچه از این معارف در آثار خود آورده است از مشکوه نبوت و ولایت اخذ نموده و مبانی خود را با آیات کتاب و ماثورات وی از مقام اهل عصمت و طهارت تطبیق نموده بلکه بعقیده ایشان بواسطه اتصال به مقام ولایت و نیل به درجه کشف حقایق را از مقام ولایت اخذ نموده است و آخر سخن اینکه :
من انزل القرآن و تنزیله علی اشرف خلق الله « صلی الله علیه و آله » اولاً و علی امته الذین هم خیرالامم ثانیاً ، هو هدایه الخلق و ارشادهم و تکمیلهم بسیاقتهم الی الله و دار کرامته علی اتم وجه و اشرفه » .
فیلسوفان مسلمان تأمل بسیاری در خصوص فلسفه نموده اند و ضمن اعتقاد به این که « حکمت » اصل و منشاء الهی دارد « فلسفه » را با حکمت یکی دانستند . ابویوسف یعقوب بن اسحاق کندی که نخستین فیلسوف مسلمان است در کتاب الکندی الی المعتصم بالله فی الفلسفه الاولی خود می نویسد « در میان فنون آدمی ، فن فلسفه از همه والاتر و شریف تر است » و تعریف آن عبارت است از علم به حقایق اشیاء به اندازه توان آدمی ، زیرا فرض فیلسوف در علمش رسیدن به حق و در عملش عمل کردن به حق است » ابن سینا نیز این تعاریف اولیه را با اعمال بعضی نکات دقیق از جانب خویش پذیرفت او در کتاب عیون الحکمه خود در تعریف حکمت « که آن را با فلسفه یکی می گیرد » می گوید : « الحکمه استکمال النفس الانسانیه بتصور الامور و التصدیق بالحقایق النظریه و العملیه علی قدر طاقه البشریه » حکمت کمال بخشیدن به نفس آدمی است که طریق تصور امور و تصدیق حقایق نظری و علمی به اندازه توانائی آدمی است با این حال او در اواخر عمر خویش از این مرحله فراتر رفت و میان فلسفه مشائی با فلسفه دیگیر که آن را « حکمه المشرقیه » می نامید فرق نهاد . حکمه مشرقیه تنها بر پایه استدلال محض مبتنی نبود بلکه متضمن معرفت مقرون به حقیقت نیز بود و در واقع زمینه را برای « حکمت اشراقی » سهروردی آماده ساخت بهمنیار در مقدمه کتاب « التحصیل » می گوید : « المطلوب من العلوم الحکمه معرفه الموجودات » ( غرض از علوم حکمیه معرفت موجودات است ) .
ملاصدرا در آغاز کتاب اسفار خویش ، پس از ذکر بعضی از تعاریف و تلخیص آنها می گوید « ان الفلسفه استکمال النفس الانسانیه به معرفه حقایق الموجودات علی ماهی علیها و الحکم بوجودها تحقیقاً بالبراهین لاأخذا بالظن و التقلید بقدر الوسع الانسانی » فلسفه کمال بخشیدن به نفس آدمی است ، به اندازه توانائی آدمی از طریق معرفت به حقایق موجودات چنانکه هستند و حکم به وجود آنها از روی برهان و نه از سر ظن و تقلید و در کتاب شواهد الربوبیه و همچنین اصل این متن در اسفار جلد اول می گوید « انسان از رهگذر حکمت به عالمی عقلی مبدل می شود مشابه عالم عینی و به نظام وجود کلی تشبه پیدا می کند ملاصدرا(ره) نظیر این تعریف را برای حکمت در آغاز اسفار در دنباله مطلبی دارد که به این شرح است : « اما النظریه فغایتها انتقاش النفس بصوره الوجود علی نظامه بکماله و تمامه و صیرورتها عالما عقلیا مشابها للعالم العینی لافی الماده بل فی صورته » « اما حکمت نظری غایتش نقش بستن صورت وجود است به تمام و کمال در نفس و مبدل شدن آن به عالمی عقلی مشابه عالم عینی نه از حیث ماده بلکه از حیث صورت آن … » همچنین در مباحث وجود ، به تفصیل در باب انواع تعاریف « حکمت » سخن می گوید و علاوه بر معرفت نظری و مبدل شدن به عالمی معقول که مضاهی و مشابه عالم عینی باشد بر تصفیه و تهذیب نفس از آلودگیهای مادی و به تعبیر فلاسفه اسلامی بر « تجرد نفس » نیز تأکید می کند . ملاصدرا(ره) چنان توسعی در معنای فلسفه ایجاد کرد که بتواند بعد اشراقی و کمال نفسانی موجود در معنای اشراقی و عرفانی این کلمه را نیز شامل شود . تلقی ملاصدرا(ره) و حکمای بعد از او از فلسفه این بود که فلسفه اعلا درجه علم است که نهایتاً منشأیی الهی دارد و برخاسته از « مقام و منزلت نبوت » است و حکما کامل ترین انسان هائی هستند که در جایگاهی پس از پیامبران و امامان قرار دارند فلسفه بدین معنای که در خصوص ماهیت اشیاء در پی کشف حقیقت است و می خواهد معرفت ذهنی را با کمال نفس آدمی و تهذیب آن توأم سازد ، پا به پای سنت فلسفه اسلامی تا روزگار ما استمرار یافته و در وجود شخصیت های برجسته فلسفه اسلامی عصر ما متجلی گشته است . اهمیت معنای اسلامی فلسفه به وجوب امری است که ذهن و نفس را متحول می سازد و در نهایت هرگز از تهذیب نفس و آن قداستی که مالاً لازمه معنی حکمت در متون اسلامی است حدا نیست « و قد اشارالهی ذلک امیرالمؤمنین (ع) فی قوله : و انت الکتاب المبین الذی بآیاته یظهر المظهر » .
آنچه به مرحله کمال عقلی بر می گردد غیب مضمر است و انچه به مرحله کمال حسی و مانند آن بر می گردد مظهر بوده و آیت آن غیب به شمار می آید و آن مرحله غیبی توسط این مرحله حسی و مانند آن روشن می شود .
در خصوص حکمت نظری و عملی باید اضافه نمود که : از آن جهت که وجود انسان ، بسان معجونی است که از دو جزء مختلف مادی و معنوی و به اصطلاح دیگر امری و خلقی ترکیب یافته است وقتی روح و روان در عین تجرد از ماده یک نوع تعلق به ماده دارد روی این جهات برای تکمیل هر دو جنبه و اصلاح هر دو قوه ، مسائل فلسفی به دو بخش تقسیم گردیده است : حکمت نظری و حکمت عملی منظور از حکمت نظری همان جهان بینی وسیع خاصی است که حکیم ، سراسر جهان هستی را از مبداء المبادی تا اخس الموجودات که همان هیولای اولی است مورد توجه قرار می دهد و نظام هستی آنچنانکه در خارج است در نفس او صورت و نقش می بندد .
قرآن ، انسان را موجودی برخوردار از فطرت توحیدی و امانت دار الهی و دارای عقل و درک دانسته است که باید گوهر وجودی خود را شکوفا کند و سعادت او در شکوفائی گوهر وجودی اوست و این گوهر وجودی با ارائه برنامه از طریق انسان شناس واقعی یعنی خداوند شکوفا می شود و این برنامه ، همان دین الهی است که با تحت پوشش قرار دادن ابعاد وجودی انسان و چگونگی و کیفیت طی کردن مراحل انسانی تحقق یابد . قرآن کریم همه انسانها را مسئول می داند و همچنین در خصوص مسائل اعتقادی از راه عقل و نقل در تمام شئون دین تأکید ورزیده و انسان را ملزم نموده در راه اعتلای اخلاقی خود از راه حکمت نظری و حکمت عملی تلاش نموده و در کمال انسانی گام بردارد و در پرتو ایمان و عمل صالح می تواند به این تکامل انسانی نائل گردد . انسان تلاش می کند که مبدأ آفرینش خود و جهان را بشناسد و بر خود لازم می داند که حقیقت خود را بشناسد و اسماء صفات و اوصاف جلال ، جمال آن مبدأ از راه تشریع و تحصیل بیاموزد و کیفیت رابطه انسان با خدا را قوی تر نماید هرگز انسانی که اعتقاد به معاد پیدا کند و بداند قیامت ظرف ظهور عین حقیقت این است ، در اعمال خود به کارهائی ناشایست دست نمی زند چون قیامتی را در پیش رو دارد که درک حقیقت آن اندازه ای دشوار است که خداوند در قرآن فرمود : « و ما ادریک ما یوم الدین ثم ما ادریک ما یوم الدین » .( انفطار ۱۸-۱۷ )
قیامتی که تا کسی به مقام فنا و به مقام انسان کامل نرسد حقیقت آن را درک نمی کند قیامتی که تحمل آن برای آسمان و زمین دشوار است : « ثقلت فی السموات و الارض لاتأتیکم الابغته »( اعراف آیه ۱۸۷ ) قیامتی که وجود عینی دین در آن تحقق پیدا می کند .
حقیقت انسان یعنی مسأله انسان و چیستی او سخن به میان می آوریم معرفت چیستی و هستی انسان و چگونگی ترکیب او از جسم و روح و شناخت تجرد روح و چگونگی پیوند روح با جسم مادی و نیز آگاهی به کمال اصیل انسانی و راه نیل به آن و رهبری و راهنمائی به سوی آن و انواع روابط انسان با نظام هستی و پدیده های آن از مسائل مهمی است که در حوزه مربوط به شناخت انسان قرار می گیرد . بهترین راه برای تشخیص این امور و اصول استفاده از کلام خداوند انسان آفرین در قرآن کریم است ، زیرا قرآن برای هدایت انسان و تکامل او نازل شده است و مسائل مزبور را به روشنی بیان کرده است البته از نظر خداوند در قرآن « انسان را سراسر فقر و نیاز معرفی کرده و او را عین ربط و فقر وجودی می داند ، یعنی تمام هستی او به حق وابسته است : « یا ایهاالناس انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید »( فاطر / ۱۵ ) « وقتی انسان خود را فقیر و عین ربط یافت ، خدای خود را که عین غنا و بی نیازی است ، خواهد شناخت « من عرف نفسه فقد عرف ربه» همچنین خداوند انسان را خلیفه خود می خواند انسان برای شناخت چگونگی خلافت خود از خدا ، باید خدا را بشناسد زیرا شناخت خلیفه بدون معرفت « مستخلف عنه » ممکن نیست زیرا وی جانشین خداست و تا معرفت خداوند حاصل نشود چگونگی خلافت از او معلوم نخواهد شد .
« قرآن کریم کتاب وجودی انسان را در دو مقام تدوین کرده است در مقام اول از هویت انسان سخن می گوید و او را بر خلاف تعریف رایج که وی را حیوان ناطق می دانند « حی متأله » یعنی موجود زنده ای دانسته است که حیات او در تأله وی تجلی دارد و تأله ، همان ذوب شدن در ظهور الهیت است . این هویت انسان ، قابل تبدیل نیست » زیرا وی « احسن تقویم است » و زیباترین صورت آفریده شده است ، نه خداوند او را تغییر می دهد زیرا او را به بهترین وضع آفرید و نه غیر خداوند او را دگرگون می کند زیرا قدرت تغییر او را ندارد : « لا تبدیل لخلق الله »( روم / ۳ ) .
قرآن انسان را به گونه ای معرفی کرده است که بداند از کجا آمده است و پس از این به کجا می رود و در محدوده دنیا چه باید بکند ، اما در مقام دوم ، قرآن چگونگی باروری و شکوفائی گوهر ملکوتی انسان را که حیات و تأله است و همچنین رسیدن وی به کمالات وجودی را بیان می کند و در زمینه اسباب سهولت و صعوبت پیمودن راه و ویژه گی های راهنما و راهزن راه ، سخن می گوید . البته در خصوص رابطه انسان با خدا ، قانون حرکت نقص رو به کمال است به عبارت دیگر قانون حرکت ناقص رو به کمال است و وجود مطلق و کامل که این « من » و دیگر موجودات جهان هستی وابسته به اوست( وابستگی مخلوق به خالق خود ) آفرینش در دستگاه خلقت که من های انسانی اجزائی از آن هستند هیچ دگرگونی در ذات اقدس ذوالجلال ایجاد نکرده است فیاضیت مطلق او بوده است .
و یعلمکم الکتاب و الحکمه تعلیم کتاب و حکمت از شئون رسالت به شما آمده است در آیه مورد بحث مربوط به رسالت است . مجموع مقررات و قوانین دین « کتاب » و سخنان مبرهن و مستحکم را که اسراری در بر دارد اعم از وحی قرآنی و الهام نبوت « حکمت گویند » قرآن کریم در حالی که دنیا و نعمتهایش را با آن همه بزرگی ، متاعی اندک شمرد « متع الدنیا قلیل »( نساء / ۲ ) چنان که آن را سهو و لعب و تفاخر و تکاثر دانسته( معنی حدید آیه ۲۰ ) از حکمت به عنوان « خیر کثیر » یاد می کند « یوتی الحکمه من یشاء و من یوت الحکمه فقداوتی خیرا کثیرا »( بقره / ۲۶) «یعنی خیر است ، نه لهو و لعب و کوثر است نه تکاثر » .
حکمت دارای دو بخش نظری و عملی چنانکه در قرآن در حکمت نظری براهین توحیدی و در حکمت عملی از پندهای اخلاقی به « حکمت تعبیر شده است : لا تجعل مه الله الها اخر منقعد مذوماً مخذولا وقضی ربک الاتعبد و الا ایاه و بالوالدین احسانا … ذلک مما اوحی الیک ربک من الحکمه و لا تجعل مع الله الها اخر فتلقی فی جهنم ملوما مدحورا( اسراء / ۳۹-۲۳-۲۲ ) . آغاز و انجام این مجموع آیات ، توحید خدای سبحان و آیات میانی آن پندهای گوناگون اخلاقی ، فقهی و حقوقی فردی و اجتماعی است . این نکته در مواعظ حضرت لقمان که خداوند به او حکمت عطا کرد « و لقد اتینا لقمان الحکمه» در سوره لقمان / ۱۲ نیز مشهود است . طلیعه نصایح لقمان حکیم به فرزند خود ، دعوت به توحید و نهی از شرک است . آنگاه به برخی مسائل و آداب اخلاق و حقوتی و اجتماعی تذکر داده شده است خلاصه آنکه مهم دانش نظری که از « بود و نبود » نظام هستی بحث می کند و هم دانش عملی که از « باید و نباید » نظام اخلاق……………………………………………

 

 

بلافاصله بعد از پرداخت موفق میتوانید فایل کامل این پروژه را با سرعت و امنیت دانلود کنید

قیمت اختصاصی و استثنایی این پروژه در پایان نامه دات کام : تنها , ۳۹۰۰۰ تومان

 

 

نقد وبررسی

نقد بررسی یافت نشد...

اولین نفر باشید که نقد و بررسی ارسال میکنید... “تأثیر قرآن در انسان شناسی ملاصدرا”

2 × 4 =