فروشگاه

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

0 نقد و بررسی
وضعیت کالا : موجود است.
شناسه محصول : 2589

قیمت : تومان10,000

توضیحات

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

با اهمیت تر ین و مهم ترین آیاتی که در قرآن کریم موجود است آیات مربوط به احکام یا فقه القرآ ن می باشد که به دستورات و احکام الهی در خصوص عبادات و وظایف مردم می پردازد.
احکام عبادی همچون نماز ، روزه ، زکات و حج نیز در بسیاری از آیات آمده است. در این پژوهش سعی شده با گردآوری برخی از آیات مربوط به احکام

عبادی به بررسی آنها با کمک تفاسیر و کتاب های مرجع مربوطه پرداخته و سعی بر آن داشته که در جهت گیری اصلی اخلاقی از آیات الاحکام برداشت

های تربیتی از آنها استخراج تا راهنما و الگوی عملی و نظری برای انسانها شده و در زندگی خود به کار گیرند .

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

این پژوهش در پنج فصل جمع آوری

گردیده شدکه فصل اول به معنا شناسی اخلاقی ،فصل دوم به معنا شناسی دین و (فقه) ،فصل سوم به نسبت اخلاق –دین و(فقه)، فصل چهارم به

جهت گیرهای های اخلاقی آیات الا حکام در بخش عبادی و فصل پنجم به نتیجه گیری و پیشنهاد ها و راهکار ها پژوهش پرداخته شده است.

کلید واژه : آیات الاحکام – اخلاق – دین – فقه

 ۱۱۰صفحه فایل ورد (Word) فونت ۱۴ منابع دارد

 

پس از پرداخت آنلاین میتوانید فایل کامل این پروژه را دانلود کنید 

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

فهرست مطالب
عنوان .صفحه
چکیده………………………………………………………………………………………………………………… ۱
کلیات تحقیق ……………………………………………………………………………………………………… ۲
فصل اول:
معنا شناسی اخلاق……………………………………………………………………………………………….. ۶

۱-مقدمه…………………………………………………………………………………………………………….. ۷

۲-اخلاق در لغت………………………………………………………………………………………………… ۷
۳-اخلاق در اصطلاح…………………………………………………………………………………………… ۷

۴-اهمیت اخلاق و پیشینه آن………………………………………………………………………………. ۱۰

فصل دوم:

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

معنا شناسی دین و فقه………………………………………………………………………………………… ۱۲

بخش اول :۱-دین …………………………………………………………………………………………….. ۱۳

۱-۱ مقدمه……………………………………………………………………………………………………. ۱۳

۱-۲ دین در لغت…………………………………………………………………………………………….۱۳

۱-۳ دین در اصطلاح……………………………………………………………………………………… ۱۳

بخش دوم:۲-فقه………………………………………………………………………………………………… ۱۶

۲-۱ مقدمه………………………………………………………………………………………………………… ۱۶

۲-۲ فقه در لغت………………………………………………………………………………………………… ۱۶

۲-۳ فقه در اصطلاح…………………………………………………………………………………………… ۲۰

۲-۴ اهمیت فقه و پیشینه آن………………………………………………………………………………… ۲۱

فصل سوم:

 

نسبت اخلاق – دین وفقه ……………………………………………………………………………….. ۲۷
مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………. ۲۸

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

بخش اول :رابطه اخلاق و دین …………………………………………………………………………….۲۸
بخش دوم :رابطه اخلاق و فقه…………………………………………………………………………….. ۳۱

فصل چهارم:

آیات الاحکام و جهت گیری اخلاقی در برخی از آیات الا حکام عبادی………………….. ۳۶

مقدمه……………………………………………………………………………………………………………….. ۳۷

 

بخش اول:

۱-مفهوم شناسی آیات الا حکام و پیشینه آن………………………………………………………. ۳۹

۱- ۱ تعریف آیات الاحکام……………………………………………………………………………….۳۹
۱-۲ پیشینه آیات الاحکام………………………………………………………………………………….۳۹

 

۱-۳ تعداد آیات الاحکام و طبقه بندی آنها………………………………………………………….۴۵

بخش دوم:

۲- جهت گیری اخلاقی در برخی آیات الاحکام عبادی ………………………………………۴۹
۲-۱ نماز………………………………………………………………………………………………………. ۴۹

۲- ۱- ۱خشوع –خضوع ونماز……………………………………………………………………….. ۵۰

۲-۱ -۲ وفای به عهد ………………………………………………………………….. ………………۵۹

۲-۱-۳ بازداری از فحشاو منکرات …………………………………………………………………… ۶۲

۲-۲ روزه …………………………………………………………………………………………………….. ۷۰
۲-۲ -۱ روزه در قرآن……………………………………………………………………………………..۷۱

۲-۲-۲ بعد اخلاقی روزه …………………………………………………………………………………۷۴

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

۲-۲-۳روزه پرواپیشگی و حس انسان دوستی …………………………………………………….۷۶

۲-۳زکات …………………………………………………………………………………………………… ۷۹

۲-۳-۱ زکات و پیوند اجتماعی………………………………………………………………………. ۸۰

۲-۳-۲ زکات وپیوند عاطفی ……………………………………………………………………………۸۱
۲-۳-۳زکات و فقر زدایی ……………………………………………………………………………… ۸۲

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

۲-۳-۴ زکات و خو دسازی……………………………………………………………………………..۸۴
۲-۴ حج …………………………………………..

…………………………………………………………..۸۶

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

۲-۴-۱حج – تقوی و دوری از گناهان……………………………………………………………… ۸۷٫

۲-۴-۲حج-تواضع وفروتنی و تسلیم توحید……………………………………………………….۹۱

۲-۴-۳ حج-شستشوی با طن – تصفیه و خود سازی نفس ………………………………….۹۳

فصل پنجم

نتیجه گیری …………………………………………………………………………………………………. ۹۷

 

راهکارها و پیشنهادات ……………………………………………………………………………………۹۸

فهرست منابع ………………………………………………………………………………………………. ۹۹

چکیده انگلیسی ………………………………………………………………………………………….. ۱۰۵

 

 

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

-مقدمه
شناخت هر موضوعی در نگاه نخست، به سیر

تطور واژه گانی آن موضوع ومعانی ومفاهیمی که در بستر زمان برای آن در نظر گرفته می شود، وابسته است. لذا باید نخست ، موضوع اخلاق را از منظر

لغت شناسان و زبان شناسان وسیر تحول معنایی آن، مورد ارزیابی اجمالی قرارداد تا کار برد آن در بحث مورد نظر ما روشن تر گردد .

۲-اخلاق در لغت

اخلاق جمع خُلق و به معنای نیرو و سرشت باطنی انسان است که تنها با دیده بصیرت و قابل درک است در مقابل « خَلق » که به شکل و صورت

 

محسوس و قابل درک با چشم ظاهر گفته می شود

همچنین « خُلق » را صفت نفسانی راسخ نیــز می گویند کــه انسان افعال متناسب با آن صفت را بی درنگ انجام می دهد . مثلاً فردی که دارای « خلق

شجاعت » است در رویا رویی با دشمن تردید به خود راه نمی دهد این حالت استوار درونی ممکن است در فردی به طور طبیعی ذاتی و فطری وجود

داشته باشد .

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

۳-اخلاق در اصطلاح

اخلاق مجموعه صفات روحی و باطنی انسان است و به گفته بعضی از دانشمندان گاه

به بعضی از اعمال و رفتاری که از خلقیات درونی انسان ناشی می شود نیز اطلاق می شود.اصطلاح اخلاق مانند بسیاری از کلمات که مردم به کار می برند، دارای معانی مختلف است، این کلمه بیشتر بر مجمو عه

ای از قواعد اصول که آدمیان را در زندگی به کار می آید، دلالت دارد فلاسفه وقتی درباره اخلاق سخن می گویند این لفظ را فقط به همین معنی به کار

 

نمی برند بلکه علاوه بر آن منظور آنان از این لفظ مطالعه نظری است .

اخلاق را از طریق آثارش نیز می توان تعریف کرد و آن اینکه ،گاه فعلی که از انسان سر می زند شکل مستمری ندارد ، ولی هنگامی که کاری بطور

مستمر از کسی سر می زند مانند « امساک در بذل و بخشش و کمک به دیگران » دلیل به این است که یک ریشه درونی و باطنی در اعماق جان و روح او

دارد ، آن ریشه را خلق و اخلاق می نامند .

« ابن مسکویه » در کتاب « تهذیب الاخلاق و تطهیرالاعراق » می گوید :

خلق همان حالت نفسانی است که ، انسان را به انجام کارهایی دعوت می کند بی آنکه نیاز به تفکر و اندیشه داشته باشد .

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

در مورد علم اخلاق نیز می توان گفت علمی است که ، صفات نفسانی خوب و بد و اعمال و رفتار اختیاری متناسب با آنها را معرفی می کند و شیوه

تحصیل صفات نفسانی خوب و انجام اعمال پسندیده و دوری از صفات نفسانی بد و اعمال ناپسند را نشان می دهد .

و به تعبیر دیگرعلم اخلاق عبارت است از، فنی که پیرامون ملکات انسانی بحث می کند ملکاتی که مربوط به قوای نباتی و حیوانی و انسانی اوست ، با

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

این غرض که فضائل آنها را از رذائلش جدا ساز

د و معلوم کند کدام یک از ملکات نفسانی انسان خوب و فضیلت و مایه کمال اوست و کدام یک بدو رذیله و مایه نقص اوست تا آدمی بعد از شناسائی آنها خود را با فضائل بیاراید و از رذائل دور کند و در نتیجه اعمال

نیکی که مقتضای فضائل درونی است انجام دهد تا در اجتماع انسانی ستایش عموم و ثنای جمیل جامعه را به خود جلب نمود و سعادت علمی و عملی

 

خود را به کمال برساند.

.برخی نیز گفته اند که اخلاق در اصطلاح هیئت راسخه ایست در نفس که مصدر افعال جملیه است عقلا وشرعا به سهولت وآسانی، چنانکه خلق حسن

گویندوخلق سیی ء و به معنی سجیت وطبع ومروت و عادت نیز آمده است وجمع آن اخلاق است و حکمت خلقیه یکی از اقسام حکمت عملی است .

موضوع علم اخلاق عبارت است از : صفات و اعمال خوب و بد ، از آن جهت که برای انسان قابل تحصیل و اجتناب و یا انجام و ترک اند از آنجا که مبدا

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

بازگشت رفتار و صفات خوب و بد انسان به روح و روان آدمی می باشد، بعضی از عالمان اخلاق موضوع علم اخلاق را « نفس انسانی » دانسته اند هدف

نهایی علم اخلاق این است که، انسان را به کمال و سعادت حقیقی خود که همانا هدف اصلی خلقت جهان و انسان است برسانند.

تفسیر واقعی و

تحقق این کمال و سعادت به آن است که ،انسان به قدر ظرفیت و استعداد خود ، چه در صفات نفسانی و چه در حوزه رفتاری ، جلوه گاه ، اسماء و صفات

الهی گردد تا در حالی که همه جهان طبیعی وبی اراده به تسبیح جمال و جلال خداوندی مشغول اند انسان با اختیار و آزادی خویش مقرب ترین ، گویا ترین و کامل ترین مظهر الهی باشد .

 

بی شک مسائل اخلاقی از زمانی که انسان گام برروی زمین گذارد آغاز شد ، زیرا ما معتقدیم که حضرت آدم ( ع ) پیامبر خدا بود نه تنها فرزندانش را با

دستورهای اخلاقی آشنا ساخت بلکه خداوند از همان زمانی که او را آفرید و ساکن بهشت ساخت

مسائل اخلاق را به او امر و نواهی اش به او آموخت. سایر پیامبران الهی یکی پس از دیگری به تهذیب نفوس و تکمیل اخلاقی که خمیر مایه سعادت انسانهاست ، پرداختند تا نوبت به حضرت مسیح ( ع )

 

رسید که بخش عظیمی از دستوراتش را مباحث اخلاقی تشکیل می دهد .
اما بزرگترین معلم اخلاقی پیامبر ( ص ) بود که با شعار « انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق » مبعوث شد. و خداوند درباره خود او فرموده است :

 

« و اِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ » « اخلاق تو بسیار عظیم و شایسته است »
زندگانی پیشوایان معصوم ( ع ) و یاران با فضلیت آنان ،گواه و روشنی بر موقعیت اخلاقی و فضائل آنها می باشد ، اما اولین کسی که علم اخلاق را

 

تأسیس کرد ، امیر مومنان ( ع ) بود که در نامه معرونش به فرزندش امام مجتبی ( ع ) بعد از بازگشت از صفین ، اساس و ریشه مسائل اخلاقی را تبیین

فرمود و کلمات فضیلت و صفات رذیلت به عالیترین وجهی در آن مورد تحلیل قرار گرفته است .

و نخستین کسی کــه کتابی به عنوان « علم اخلاق » نوشت ، اسماعیل بن مهران ابی نصر سکونی بود که در قرن دوم می زیست ، کتابی به نام صفه

المومن و الفاجر تألیف کرد .

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

۴-اهمیت اخلاق و پیشینه آن

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

در اهمیت اخلاق باید گفت که،از آیات قرآن کری

م و احادیث چنین بر می آید که یک هدف مهم از بعثت انبیاء به ویژه خاتم آن صلوت الله و سلامه علیهم اجمعین راهنمایی به تهذیب اخلاق و پاک نمودن

ارواح بشر از بدیهاست وبه عبارت دیگرتربیت مردم وبیان دستورات و قوانین در زندگی است که مردم درسایه ی فراگرفتن و به کار بستن آنها به صلاح

واقعی و سعادت حقیقی و خوشبختی زندگی دنیا و آخرت نائل گردند و از پلیدی ها و زشتی ها و آشفتگی ها محفوظ بمانند .

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

چنانچه قرآن کریم می فرماید:

« همچنان که رسولی از شما ( بشر ) فرستادیم که آیات ما را بر شما تلاوت کند و شما را ( از پلیدی جهل و کفر و اخلاق زشت ) پــاک کند و به شما

کتاب و حکمت و آنچه را کــه خود نمی دانستید ( و ممکن نبوده از راه فکر و اندیشه به آن دانا گــردید از راه وحی ) بیاموزد پس مــرا یاری کنید تا شما را

یــاد کنم و مرا شکر کنید و ( نعمت ) مرا ناسپاس می کنید . »

پیامبر خود مکارم اخلاق را غایل بعثت خود دانسته است « بعثت لاتمم مکارم الاخلاق » و در قرآن به هیچ وصفی برتر از این که اخلاق عظیم دارد ( انک

لعلی خلق عظیم ) ستایش نشده است.تعالیم اخلاقی قرآن ، یکی از مهمترین قسمت های آن است

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

و حتی در آیاتی که راجع به داستانهای گذشتگان

است مهمترین فعالیت توجه دادن به معانی اخلاقی است گاهی در یک آیه امور اخلاقی چنان جمع آمده که گوئی اسلام همان اخلاق است .

« خدا به دادگری و نیکوکاری و دادن حق خویشان فرمان می دهد و از کارزشت و ناروا و ستمگری نهی می کند

و شما را پند می دهد شاید اندرز گیرید »

و نیز از تعالیم و سخنان پیغمبر و بزرگان اسلام نیز بخوبی می توان بر اهمیت اخلاق در اسلام پی برد .

آموزه های اخلاقی حجم فراوانی از متون دینی و کتاب های آسمانی را در بردارد . فراخوان گسترده و تأکیدهای مکرر قرآن کریم به سازندگی اخلاقی ،

تهذیب نفس و ارزش های والای انسانی بیانگر جایگاه والای مقوله اخلاق در میان اهداف دین است هیچ سوره ای از قرآن کریم ، حاوی یازده سوگند

 

پیاپی نیست مگر سوره شمس که در آن خدای سبحان در صدد بیان اهمیت تربیت نفس و خود سازی اخلاقی بر آمده است چنان که در مقام تبین هدف از ارسال رسل و انزال کتب بارها تزکیه را پیش از تعلیم کتاب مطرح فرموده است از جمله ( آل عمران آیه ۱۶۴ ؛ و جمعه آیه ۲ ) می باشد.

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

………………………………..

 

 

 

 

بخش اول :

۱-معنا شناسی دین

۱-۱مقدمه

دین حقیقتی است الهی، طبعا آنچه مسلم است ادیان الهی و وحیانی ،ریشه در غیب دارندوپایه واساس آنها بر وحی وپیام الهی استوار است.

انسان

،سازنده دین الهی نیست ،بلکه دریافت کننده پیام الهی است که باید به آن اعتقاد پیدا کند و به محتوای وحی ملتزم شودو سلوک فردی واجتماعی خود

را بر اساس آن تنظیم کند مراد ازدین در این نوشتار ، فقط دین الهی و وحیانی است، نه دین بشری یا اعم از هر دو .
۱-۲- دین در لغت

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

می توان معنای لغوی دین را با توجه به قرآن در مفاهیم ذیل خلاصه کرد: جزا و پاداش-اطاعت وبندگی-ملک وسلطنت-شریعت وقانون- ملت- تسلیم شدن

-آیین پرستش خدا – رسم وقانون۲

۱-۳- دین در اصطلاح

برای دین تعاریف اصطلاحی گوناگونی از نگاه های مختلف شده است۳ ، برخی در تعریف دین گفته اند:

دین، نظام یک پارچه ای از باورها و عملکردهای مرتبط به چیزهای مقدس است که از طریق آنها گروهی از آدمها با مسایل غایی زندگی بشری کلنجار

می رود.

برخی نیز بر این باورند :

دین ، اعتقاد به خدای سرمدی است ،یعنی اعتقاد به این که حکمت و اراده ای الهی بر جهان حکم می راند خدایی که با بشر دارای مناسبات اخلاقی

است و برخی دیگر می گویند :

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

 

(جوهر دین ، عبارت است از احساس وابستگی مطلق)

دین ،مجموعه عقاید ،قوانین و مقرراتی است که هم به وصول بینشی بشر نظردارد وهم درباره اصول گرایش وی سخن می گوید وهم اخلاق وشئون

زندگی او را زیز پوشش دارد به دیگر سخن دین مجمو عه عقاید ،اخلاق و قوانین و مقرراتی است ،که برای اداره فرد و جامعه انسانی و پرورش انسانها از

طریق وحی وعقل در اختیار آن قرار دارد .

دین مبتنی بر وحی ، از بخش های گوناگون تشکیل می شود بخشی شامل عقاید است ،یعنی شامل باور و اعتقاد به حقایق و واقعیت های جهان

هستی بر اساس توحید است مانند: اعتقاد به وجود خدا ،وحی ونبوت ، قیامت ومعاد ،

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

بهشت و دوزخ و مانند آنها بخش دیگر دین ، شریعت و مناسک و

احکام ومقررات است که روابط فرد با خدای خود و با دیگران یعنی روابط اجتماعی ، حقوقی ، مدنی وسلوک اجتماعی و کیفیت روابط اقتصادی و سیاسی

و نظامی در این بخش قرار می گیرد .

دین گاهی به حق و زمانی به باطل وصف می شود زیرا مجمو عه عقاید و اوصاف اخلاقی و احکام فقهی و حقوقی ، یا حق است یا باطل ،یا مخروج کردن

از حق و باطل است .

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

مجموعه عقاید و اخلاق و مقررات حق را دین ح

ق گویند و جز آن را دین باطل نامند خواه باطل محض باشد یا حق مخلوط ،زیرا مجموع حق و باطل نیز باطل است نه حق.

قرآن کریم ره آورد انبیاء (ع)را دین حق می داند ،چون عقاید و اخلاق و مقررات آن مطابق با واقع است و هر آن چه که مطابق نظام هستی و محصول

 

خدای سبحان است ،حق است.

خداوند به پیامبر گرامی اسلام فرمود: حق از پروردگار تو سر چشمه می گیرد « الْحَقُّ مِن رَّبِّکَ »

 

نیز در جای دیگر فرمود:به دین حق ، متدین نمی شود « وَلاَ یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ »

اسلام دین الهی است که ،رها ورد همه انبیا ست چنان که خداوند فرمود « إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ۳ » اسلام دین حقی است

که اگر کسی جز آن را

انتخاب کند مقبول خداوند است وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلاَمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ » ۴

وهر کسی که آیینی جز اسلام را انتخاب کند ، از او پذیر فته نخواهد شد .

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

دین باطل ره آورد طاغوت و طاغوتیان است خداوند هنگام سخن از باطل گرایی

فرعون می فرماید: فرعون به قومش گفت: من می ترسم موسای کلیم (ع) دین شما را عوض یا در سرزمین شما فساد کند ، از این رو باید او را از بین

برد « إِنِّی أَخَافُ أَن یُبَدِّلَ دِینَکُمْ أَوْ أَن یُظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسَادَ »۵

یعنی موسی می خواهد آیینی که در کشور حکومت می کند وبر افکار اندیشه سایه افکنده، دگرگون سازد .

آن چه که بر مردم مصر حکومت می کرد ،مجموعه عقاید و اخلاق و و قواعد و مقررات اجتماعی و نظامی وسیاسی غیر الهی و محصول اندیشه بشر طاغی بود که امری باطل است وقرآن از آن

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

به دین یاد می کند « دینکم » .

 

 

 

 

بخش دوم :

۲-معنا شناسی فقه

۲-۱مقدمه

در تعریف دین (همانطور که گذشت) یکی از ارکان مهم آن احکام شرعی معرفی شده است ، یعنی همان بخش که غالبا به شکل اعمال و رفتار دینی

 

وآداب و مناسک شرعی از طرف متدینان ظهور وبروز می یابد . در دنیای اسلام این موضوع تحت عنوان فقه شناخته می شود لذا در این قسمت مروری

کوتاه خواهیم داشت به واکاوی مفهومی ومعنایی این موضوع .

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

۲- ۲ -فقه در لغت

فقه : در اصل لغت به معنی « فهم » است و در طی محاورات و عبارات بر چند معنی مختلف اطلاق و در هر یک از آنها به کار رفته که از آن جمله است.

فقه در لغت به معنی دانستن و عالم بودن به چیزی – فقاهت داشتن – فقیه بودن – لفظ فقه در صد راسلام بر یکی از دو معنی زیر اطلاق می شده

است .
۱ ) همان معنی لغوی ( مطلق فهم )

لفظ فقه با این معنی در مواردی زیاد هم در قرآن و هم در اخبار به کار رفته که از آن جمله است از قرآن مجید آیه « اُنظُر کَیّفَ نُصَرِّفُ الآیاتِ لَعَلَّهُم یَفقَهونَ »

« بنگرچگونه ما آیات خود را به طرق مختلف بیان می کنیم باشد که مردم چیزی بفهمند »

آیه ۹۸ از همان سوره ؛ « قد فصلّنا الآیات لقوم یفقهون »

 

« همانا ما آیات خود را برای اهل فهم مفصل بیان نمودیم .»

اما (در خبر و حدیث ) این فرموده از حضرت صادق ( ع )که ؛ « انتم افقه الناس اذا عرفتم معانی کلامنا … »

۲ ) معنی بصیرت در دین ، خواه در قسمت اصول دین باشد یا در فروع آن

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

(گرچه بیشتر در خصوص بصیرت نسبت به اصول دین به کار رفته است) . شاید لفظ فقه در آیات ذیل به همین معنا اشاره داشته باشد.

« فمالِ هُولاءِ القومِ لایَکادونَ یفقهونَ حَدیثاً »

 

« چرا این قوم جاهل از فهم هر سخن دورند . »

« … فَلَولا نَفَرَ مِن کُلِّ فِرقهٍ مِنهم طائِفَهٌ لِیَتفَقَّهُوا فِی الدّینِ … »

« پس چرا از هر طایفه ای جمعی برای جنگ بیرون رفته و گروهی نزد رسول برای آموختن علم مهیا نباشند تا آن دانشی که آموخته اند به قوم خود

بیازموند . »

در بسیاری از احادیث و اخبار که این ماده در آنها به کار رفته نیز همین معنی متظاهر می باشد .

فی المثل از روایت مستفیض یا متواتر نبوی که « من حفظ علی امتی اربعین حدیث بعثه الله یوم القیمه فقیها »

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

همچنین از روایات و احادیثی که در مقام مهم ب

ودن « تفقه » بلکه لزوم آن صدور یافته این معنی استفاده می شود از قبیل این حدیث نبوی که از طریق عامه روایت شده ؛

« ما عبدالله بشیء افضل من فقه فی الدین »

و حــدیث نبوی دیگــر که بـــاز……………………………….

 

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

 

 

 

مقدمه :

از جمله موضوعات مهمی که امروزه در حوزه ی فلسفه دین وفلسفه اخلاق مورد بحث اندیشمندان ومتفکران الهی است بحث رابطه و نسبت بین اخلاق

و دین (در مفهوم عام) و نیز با فقه ( شریعت در مفهوم خاص دین) است لذا در این قسمت از بحث سعی شده است که رابطه دین وفقه با اخلاق به

اختصار مورد ارزیابی قرار گیرد .

بخش اول : رابطه اخلاق ودین

اگر چه ممکن است در بدو نظر سخن گفتن از رابطه دین واخلاق را امری بدیهی به حساب آورد، اما در همین امر بدیهی،مناقشه ها و اختلافاتی به چشم

می خورد که در مجموع به سه دیدگاه در اینجا اشاره می شود :

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

برخی بین اخلاق و دین رابطه ای نمی بینند و معتقدند که رابطه بین آن دو تباین است

در نظر اینان اخلاق بیان کننده رابطه انسان ها با یکدیگر است ،و دین بیان کننده رابطه بین انسان با خداست لذا با هم نسبتی ندارند.

در نقد وتحلیل این دید گاه گفته شده است که:

اخلاق ‏تنها روابط اجتماعى انسانها نیست .کما اینکه تنها آن صفات و ملکات نفسانی که دو اصل پایه یا چهار اصل دارد نیز ، نیست . همه رفتار و ملکات

انسانى که قابل مدح و ذم باشد و داراى صبغه ارزشى باشد خواه مربوط به رابطه انسانها بایکدیگر یا رابطه انسان با خدا باشد یا حتى رابطه انسان با

 

خودش باشد. همه این باید و نبایدهاى ارزشى در حوزه اخلاق ‏قرار مى‏گیرد

اخلاق لزوما اختصاص به محدوده خاصى -مثل رابطه انسانها با یکدیگر یا رابطه انسان با خدا – ندارد . دین ‏نیز چنین است. هدایت هاى دین اسلام فقط به بیان رابطه انسان باخدا اختصاص ندارد بلکه در قرآن کریم و جوامع روایى ما

 

هزاران مسائل دیگر از قبیل مسائل فردى و اجتماعى و سیاسى و بین‏المللى مطرح است که همه این ها جزء دین است. اگردینى در عالم باشد که به

این مسائل نپرداخته باشد با آن کارى‏ نیست ، دینى که ما مى‏گوییم اسلام است.

لااقل کاملترین ‏مصداقش اسلام است. و اسلام به همه این ها پرداخته

، همه اینها جزء دین است. کما اینکه عقاید هم جزء دین است ، اعتقاد به‏ خدا ، نبوت ، معاد و سایر اعتقادات فرعى همه جزء دین است و اینکه دین

شامل اعتقادات و اخلاق و احکام است و احکام نیز به اقسامى تقسیم مى‏شود از واضح‏ترین مطالب مربوط به دین‏است .

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

بنابراین دین هم منحصر به رابطه

انسان با خدا نیست وقتى ‏ما دین و اخلاق را به این صورت تعریف کنیم دین تقریبا یا تحقیقا تمام شئون زندگى انسان را در بر مى‏گیرد.

البته از یک دیدگاه خاص، بر این مبنا چیزى خارج از حوزه‏ دین واقع نمى‏شود ،و از دیدگاه خاصی دیگر دین تمام ‏امور را در بر مى‏گیرد ولى معنى این سخن آن

نیست که قواعد حساب و هندسه هم جزء دین باشد ، فرمول هاى ‏فیزیک و شیمى هم جزء دین باشد بلکه چون این امور در زندگى انسان نقش دارند و

همه اینها به ‏نحوى با تکامل انسان‏ارتباط دارند به دین نیز مربوط مى‏شود

. اما صرف روابطى که ‏بین پدیده‏ها هست ، روابط على و معلولى که بین ترکیبات‏ فیزیکى و شیمیایى است‏یا فعل و انفعالات فیزیکى اینها به‏ تنهایى ربطى به دین ندارد ، اما از آن جهتى که اینها با انسان و تکامل انسان ارتباط دارند در

قلمرو دین قرار مى‏گیرند و به این‏معنا هیچ‏ چیز از دین خارج نیست و همه ‏چیز داراى حکمى‏خواهد بود

و داراى ارزشى خواهد بود ، لااقل حکم مباح داردکه باز

هم دین باید بگوید که این مباح است.

با این تعریف ما آن نظریه اول را به کلی ساقط می دانیم که دین و اخلاق با هم تباین دارند و هیچ رابطه منطقی و ذاتی و اصیل بینشان وجود ندارد.یعنی

چنین نیست که اگر رابطه ای بین دین و اخلاق باشد اتفاقی و بالعرض باشد، خیر، این مطلب را قبول نداریم بعضی هم رابطه بین اخلاق ودین را از نوع

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

رابطه جزء با کل دانسته اند بدین معنی که اخ

لاق زیر مجموعه دین وجزئی از ان محسوب می شود واز نظر منطق باید گفت ،که رابطه اخلاق با دین رابطه عموم وخصوص مطلق است .

از آنجا که مفهوم دین را (همان طور که در تعریف ما از دین قبلا گذشت )یک مفهوم عام گرفته که شامل عقاید و احکام و قوانین و اخلاق هم می شود ،

 

لذا اخلاق یکی از زیر مجمو عه و مصادیق دین به شمار می آید گروه سومی هم هستند که رابطه اخلاق ودین را رابطه عموم و خصوص من وجه می

دانند یعنی ،از طرفی اخلاق شامل دین است واز طرف دیگر دین شامل اخلاق است ۱

استاد مصباح یزدی می گوید :

آنچه که که برای ما قابل قبولتر است همان نظریه دوم است، یعنی اخلاق جزئی از دین است. بر این مبنا رابطه دین و اخلاق رابطه عموم و خصوص من

وجه نیست بلکه رابطه جز و کل است. به تعبیر دیگر، رابطه اخلاق با دین رابطه ارگانیکی است

مثل تنه ای نسبت به درخت است، دین یک ریشه دارد و

یک تنه وشاخ و برگ و یک میوه. ریشه دین همان عقاید است، تنه اش اخلاق است و احکام هم شاخ و برگ یا همان میوه هایش است.اگر این گونه بیان

کردیم. تنه درخت جزء خود درخت است و چیزی جدای از درخت نیست به این خاطر بود

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

تا بگوییم چه رابطه ای است بین اخلاق و دین، البته این تنه اگر

تنه دینی باشد و اگر صبغه دینی داشته باشد جزء دین است نه اینکه اخلاق را یک جوری معنا کنیم که با اخلاق غیردینی یا حتی با اخلاق ضددینی هم

سازگار باشد. امروز گرایش غالب در فرهنگ غربی گرایش پوزیتویستی است، در اخلاق هم همین طور است، یعنی ارزشهای اخلاقی را قراردادی می

شمرند و لذا همه چیز را قابل تغییر و تحول می دانند. به عبارتی دیگر یک چیزی که در یک زمانی بسیار زشت

و بد است ممکن است در یک زمان دیگر

زیبا و خوب بشود و بالعکس. پر واضح است که با چنین تلقی ای از اخلاق ، اخلاق جزء دین نمی شود اما براساس تعریفی که از دین داریم – یعنی دین

عبارت است از هر آنچه که با رفتار و تکامل و سعادت انسان ارتباط پیدا می کند – اخلاق جزء دین است و رابطه بین آن دو رابطه اتحاد است ، یعنی اتحاد

یک جز با کل خودش.

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

بخش دوم :

رابطه اخلاق و فقه
از آنجا که فقه (براساس تعریفی که ازآن ارائه شد)بخشی از ارکان و اجزاء دین است و اخلاق هم رکن دیگرآن می باشد،طبعا باید بین فقه و اخلاق رابطه ای وثیق و عمیق بر خوردار باشد . در باور بعض

ی آنچه براعمال جوانحی (قلبی) انسان مربوط می شود اخلاق است و آنچه بر اعمال جوارحی انسان باز می گردد، فقه است .فقه علم به احکام

شرعی فرعی است که از راه ادله تفصیلی بدست می آید. از سوی دیگر چون فقه علم به احکام است و حکم شرعی هم عبارت است از خطاب شارع بر

امری که غرضی شرعی در آن منطوی است لذا شامل احکام اخلاقی نیز گردیده وچنین تمایزی،

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

فارق میان فقه واخلاق نمی شود بسیاری از احکام

فقهی داخل در اخلاق است مانند بطلان عبادت به واسطه و یا ، لزوم اخلاص در نیت ، حرمت دوست گرفتن و اتکای به کفار، همچنین بسیاری از مسائل

اخلاقی هم داخل در فقه می شود مانند حرمت ، غیبت ،کذب ، تبرج افک و افترا به ویژه آن که خود قرآن چنین مرزی تعبین نکرد

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

وبسیاری از احکام فقهی

را همراه با احکام اخلاقی بیان کرده است .

برخی نیز رابطه فقه و اخلاق را رابطه تاثیر و تاثر می دانند. یعنی فقه و اخلاق، با کمک یکدیگر انسان را در رساندن به مدارج عالی و کمالات یاری می

 

دهند و چنانچه بین این دو تغایر یا تباینی وجود داشته باشد، انسان در رسیدن به مدارج و کمالات اخلاقی ناتوان است. در تبیین رابطه اخلاق و فقه گفته

اند:
« فقه و اخلاق هر دو زیر مجموعه حکمت عملی می باشند و موضوع هر دو عالم رفتارهای اختیاری انسان است ولی حیثیت های هر ی

……………………………

 

جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)

 

نتیجه گیری :

– بهترین و مهم ترین مؤلفه های انسان اخلاقی را می توان با کمک آیات الاحکام ، آن هم در بخشی عبادی پیدا نمود.

– بدون شک آیات الاحکام عبادی ، جنبه های اخلاقی و تربیتی بی شماری را برای رهروان راه حق داشته که هرگز قابل کتمان نیست و ما با شمردن تنها

گوشه ای از آثار و نتایج اخلاقی و تربیتی در قالب فردی و اجتماعی جهت استفاده مسلمانان از آن بیان نمودیم .

 

– آگاهی از مصادیق اخلاقی و شناخت راه های کسب اخلاق به وسیله آیات الاحکام عبادی و چگونگی

تثبیت و ارتقای ارزش های اخلاقی و نیز توجه به

آثار و نتایج رویکرد به اخلاق در انسان ها نقش سازنده ای در دست یابی به کمالات اخلاق و پیشرفت های فردی و اجتماعی او به دنبال خواهد داشت .

– ارائه الگوهای اخلاقی اثرپذیر با کمک مؤلفه های اخلاقی که در آیات الاحکام عبادی موجود می باشد ، تأثیر به سزایی در اخلاق انسان ها و به کارگیری در زندگی آنها خواهد داشت.

 

– اگر چه خطاب آیات الاحکام گاهی مستقیماً متوجه پیامبر اسلام و مؤمنین عصر پیامبر بوده است ، اما در حقیقت این دستورات الهی…………………..

 

 

بلافاصله بعد از پرداخت موفق میتوانید فایل کامل این پروژه را با سرعت و امنیت دانلود کنید

 

 

 

نقد وبررسی

نقد بررسی یافت نشد...

اولین نفر باشید که نقد و بررسی ارسال میکنید... “جهت گیری های اخلاقی در آیات الاحکام (عبادی)”

پنج × 2 =