فروشگاه

توضیحات

معاد از دیدگاه امام خمینی

مکتب پیامبران الهی بر اساس ایمان به مبدا و معاد استوار است

مهمترین امری که در تمام اعصار مورد توجه فرستادگان خدا بوده و حداکثر مجاهده را در

راه تحقق بخشیدن به آن مبذول میداشتند آن بوده که انسانها

را آفریدگار جهان مومن ساخته و بر ایمان به روز معادشان تأکید و تقویت نمایند.

ایمان به خدا پایه اصل سعادت بشر و شرط اول انسان شدن

و انسان زیستن است. ایمان به خدا قیود بردگیها را می­گسلد ، آدمی ر اآزاد می­سازد، او را

به ارزش انسانی خود متوجه می­نماید و راه تعالی و تکامل را به

رویش می­گشاید. ایمان به روز قیامت حس مسئولیت را در نهاد بشر بیدار می­کند مردم را

براه وظیفه شناسی سوق می­دهد، و آنان ر ابه رعایت حدود

انسانی خود و احترام به حقوق دیگران وادار می­نماید. بیم از کیفر اخروی، به مسلمانان

راستین آگاهی می­بخشد و از گناه و نا پاکی بر حذر شان می­دارد

. امید به پاداش الهی، مؤمنین واقعی را فرمانبردار دین خدامی­سازد و آنها را درستکار بار

می­آورد. خلاصه اینکه ایمان به معاد، ضامن اجراء اوامر و نواحی

خداوند و موجب تخلق انسان به سجایای پسندیده و اخلاق است.

معاد از دیدگاه امام خمینی

ایمان به روز جزا در جهان بینی مکتب اسلام یکی از ارکان ضروری دین و از جمله اصول قطعی اعتقادی است.

آنچه باید مورد توجه قرارگیرد این است  که در مقابل مکتب الهی اسلام ، مکتب مادی – قرار دارد.

با توضیح مختصر از مقایسه میان جهان بینی مکتب مادی با جهان بینی

مکتب الهی اسلام موضوع  روشن می­شود . عدم ایمان به معاد چه تأثیری می­تواند در زندگی فردی، اجتماعی و در نهایت مسیر تکاملی انسان بگذارد.

۱۳۹صفحه فایل ورد (Word) فونت ۱۴ منابع دارد

 

پس از پرداخت آنلاین میتوانید فایل کامل این پروژه را دانلود کنید

معاد از دیدگاه امام خمینی
معاد از دیدگاه امام خمینی

 

 

 

 

در حالیکه پیرو مکتب اسلام عقیده دارند که هستی، منحصر به ماده

و موجودات مادی نیست بلکه آنها قسمتی از عوالم وجودند و قسمت دیگر هستی،

فوق ماده و ماوراء پدیده­های مادی است ، هستی تمام موجودات مادی از خداوندی است که خود منزه از ماده ومبّری از نقائص مادی است.

پیرو مکتب مادی اعتقاد داردکه جهان و انسان دو پدیده بی هدفند و در پیدایش آنها برنامه عالمانه­ای بکار نرفته ونقشه حکیمانه­ای طرح نشده است بلکه هر دو در دامن طبیعت ، بدون محاسبه و مصلحت موجود شده­اند.

در حالیکه پیرو مکتب اسلام عقیده دارد که در خلقت خداوند بزرگ لغو و بیهوده وجود ندارد در تمام جهان هستی ، هیچ مخلوقی عبث و بی هدف آفریده نشده است.

مکتب مادی، انسان را پدیده یک بعدی می­داند و عقیده دارد که آدمی چیزی جز ماده و خواص و آثار ماده نیست.

اعضاء و اجزایش ، قوای ظاهری و باطنیش ، عقل و هوش و تمام فعالیتهای

برونی ودرونی هم همه مادی هستند حتی اندیشه ها و افکار انسان نیز ناشی از عوامل مادی است که در مغز جای گرفته­اند در حالیکه مکتب الهی اسلام، انسان را دو بعدی می­داند، یکی بعد مادی و دیگر بعد معنوی، قرآن

معاد از دیدگاه امام خمینی

کریم هم به بعد مادی «ولقد خلقنا الانسان من سلله من طین»[۱] و

هم به بعد معنوی انسان اشاره می­کند که همان نفس یا روح آدمی است «ثم انشأناه خلق آخر»[۲]

پیرو مکتب مادی خود را مخلوق ماده نادان و معلول عوامل اتفاقی می­داند پیرو مکتب الهی اسلام خود را مخلوق خدا می­داند و عقیده دارد که خالق دانا او

را بر مبنای حکمت و بر اساس مصلحت آفریده است به او عقل و هوش و فطرت توحیدی داده و با هدایت تشریعی مسیر حق را به او ارائه کرده است پیرو

معاد از دیدگاه امام خمینی

مکتب مادی تصور می­کند که حیات انسان همانند سایر جانوران فقط در همین دنیای مادی است و با رسیدن مرگ به کلی پایان می­پذیرد.

در حالیکه پیرو مکتب الهی اسلام عقیده دارد آنچه زوال می­پذیرد جسم مادی انسان است و روح انسان همچنان باقی است و پس از مرگ با شرایط تازه­ای به حیات خود ادامه می­دهد.

امام خمینی (ره) یکی از شخصیتهای بزرگ دینی و سیاسی معاصر ماست که در نوع خود بی نظیر یا کم نظیر بود . امام در عرفان هم در حوزه نظر یک استاد مسلم بودنند، هم در حوزه عمل عارف و اهل طریقت بودنند.

آنچه قابل توجه است اینکه شخصیت سیاسی و عرفانی و فقهی امام (ره)

بر اکثریت روشن است. البته با شدت و ضعف ، لکن اعتقاد دارم کمتر کسی

از شخصیت فلسفی امام آگاهی دارد، و این درحالی است که ایشان حدود

سه دهه فلسفه تدریس کردند. ایشان استادی همچون آیت الله رفیعی

قزوینی درفلسفه داشته و شاگردی چون استاد مطهری تحویل جامعه داده­اند.

مسأله معاد یکی از مهمترین مسائل در حوزه دین بوده و فیلسوفان

در تبیین و اثبات آن بحث های مفصلی داشته­اند در این تحقیق می­خواهیم:

معاد از دیدگاه حضرت امام خمینی (ره) مورد بررسی قرار دهیم که

قطعاً این امر ما را با اندیشه­های فلسفی امام آشنا خواهد کرد. از

خداوند بزرگ استمداد می­طلبم این حقیر را در این تحقیق موفق گرداند.

ان شاالله

نگارنده

 

فصل اول
ضرورت وجود معاد

 

ضرورت وجود معاد :

مقدمه: هر انسانی فطرتاً میل به کمال و جاودانگی دارد، شاید بسیاری از انسانها

تصویری منطقی از کمال و جاودانگی در ذهن خود نداشته باشند وهر انسانی

کمال را چیزی بداند که حقیقت کمال غیر از آن باشد، اما آنچه مسلم است

اینکه بشر در جستجوی کمال است فقدان انسانها سبب شده است که همواره به سوی وجدان در حرکت باشند.

میل به بقاء که مهمترین عامل آن حب ذات می­تواند باشد از دلایل مهم گرایش

انسان به مسأله جاودانگی است. قوانینی که در طبیعت حاکم است عقلاً

نشانگر آن است که تحقق کمال و جاودانگی در این عالم برای انسان

ممکن نخواهد بود و عالم دیگری باید وجود داشته باشد تا تحقق کمال میسر شود.

معاد از دیدگاه امام خمینی

مسأله معاد از این جهت اهمیت فراوان دارد چرا که کمال و جاودانگی با وجود

آن معنای واقعی پیدا می­کند، تبیین عقلائی و اثبات آن ، می­تواند میل به جاودانگی

را در انسانها به صورت منطقی و هدفمند تقویت نماید و این امر در سیر

زندگی بشر به لحاظ کیفی تأثیر بسزائی خواهد داشت. تأکید ادیان الهی ،

خصوصاً دین مبین اسلام و فیلسوفان حاکی از اهمیت این موضوع است.

«ایمان به زندگی پس از مرگ از جمله الهامات فطری است. شواهد تاریخی

نشان می­دهد که بشر در طول تاریخ زندگی پس از مرگ ایمان راسخ داشته است،

این اعتقاد را می­توان از چگونگی ساختمان قبرها و اشیائی که همراه مردگان به خاک می­سپردند مشاهده کرد»[۳]

بنابراین بشر با حب ذاتی که دارد میل به بقاء و دوام همیشه در او جریان دارد

و همواره در مقابل فناء مبارزه می­کند. هر عاملی تحت هر شرایطی بخواهد

به هستی او آسیبی برساند با تمام قوا ایستادگی می­کند،

البته با کمی دقت این میل به بقا و جاودانگی درغیر انسان مثلاً حیوانات می­توان مشاهده

معاد از دیدگاه امام خمینی

نمود،چرا که حیوانات هم با عواملی که بخواهد هستی انها را به خطر بیاندازد

مقابله می­کنند.قدر مسلم کیفیت میل به جاودانگی در حیوانات نسبت

به انسانها یکسان نیست، میل به حیات ابدی درفطرت انسان

سبب شده است که همواره برای حفظ آن تلاش کند واین درحالی است که می­داند روزی می­میرد. با این وجود همچنان به جاودانگی می­اندیشد.

«انسان یک طور خلق شده است که علاوه بر حیات طبیعی،

حیات ماوراءالطبیعه هم دارد وآن حیات مابعد الطبیعه حیات صحیح است . تمام تعلمیات انبیاء برای نشان دادن راه و مقصد که همان عالم مابعد الطبیعه است می­باشد»[۴]

می­توان گفت وجود حیات مابعدالطبیعه و ارتباط آن با فطرت انسان سبب شده است انسان علیرغم آن که می­داند روزی خواهد مرد لکن آنرا فناء نداند و همواره به بقاء و جاودانگی بیاندیشد.

اهمیت اعتقاد به معاد:

بی شک اعتقاد به معاد زندگی را برای انسان هدفدار می­کند، آگاهی از کیفیت معاد

و علت وجودی آن انسان را مسئولیت پذیر کرده و سبب می­شود تا او خود را یک موجود رها شده و بی هدف نبیند وجود معاد یعنی رابطه انسان با کمال، به عبارتی دیگر انتقال از یک نقص به سوی کمال ، و دین همان چیزی است که انسان در جستجوی آن است.

« اگر انسان باورش آمد که یک مبدئی برای این عالم هست و یک باز خواستی

برای انسان هست، مردن فنا نیست بلکه انتقال از یک نقص به کمال است،

انسان را از لغزشها محفوظ نگه داشته و به کیفیت و میل به زندگی او افزوده می­کند.»[۵]

اگر روزی انسان به این نتیجه برسد که هیچ غایتی برای زندگی او نیست و

دسترسی به کمال نیز ممکن نخواهد بود ویا اساساً کمال با توجه به مرگ

انسان معنایی ندارد دلیلی نمی­بیند تا در جستجوی حقیقت و کمال باشد

اما همین که انسان همواره در تلاش برای تحصیل کمال است نشانگر آن است

معاد از دیدگاه امام خمینی

که کمال و حقیقت وجود خارجی دارد و دست یافتنی است. و اگر گروهی

نسبت به اهمیت معاد بی اعتنا هستند عدم شناخت و معرفت آنها نسبت معاد و حقیقت انسان است.

«گروهی از دهریون و عده­ای از علمای طبیعی و دسته­­ای از اطباء که

اعتقاد عامیانه نسبت به معاد دارند در فلسفه اعتنایی به آنان نبوده

و اینها بهره­ای از شریعت اسلام و شرایع آسمانی ندارند.»[۶]

بنابراین چنانچه معاد به خوبی برای انسان تبیین شود معلوم می­شود

که تحقق کمال انسان منوط به تحقق معاد است.

حرکت جوهریه و استمرار حیات:

از حرکت جوهری ملاصدرا به راحتی می­توان معنای حیات ابدی و

تحقق منطقی جاودانگی را فهمید وقتی انسان که حقیقت آن

نفس اوست در ابتدا جسمانی الحدوث بوده و به تدریج در اثر

حرکت جوهریه به تجرد رسیده و بعد هم به عقل فعال متصل می­شود و در این مرحله نفس بدون جسم بقاء پیدا

معاد از دیدگاه امام خمینی

می­کند و روحانی البقاء می­شود این امر نشانگر جاودانگی نفس است

چرا که هیچ نیازی به بدن جسمانی جهت تداوم حیات و بقاء ندارد و این به معنای همان پیوستگی حیات دنیوی انسان با حیات اخروی و به معنای دیگر جاودانگی حیات است.

«برهان حرکت برای ضرورت معاد از این نظر کافی است که حرکت

مجموع نظام طبیعت یقیناً مقصد دارد .چون هیچ حرکتی بدون هدف

نخواهد بود .همچنین حتماً به آن مقصد می رسد چون هیچ مانعی در بین نیست که

مزاحم نیل به هدف باشد زیرا مجموع نظام با همه اجزایش یک واحد

خقیق سیال است که به سمت مقصد معین در حرکت است .بنابراین

چون اصل هدف داشتن حرکت ضروری است وهم نیل به آن برای

مجموع نظام حتمی خواهد بود جریان قیامت به عنوان یک اصل قطعی خلل ناپذیر می باشد»[۷]

این از جمله دلایل ضرورت وجود معاد است .

«بدان که برای هر یک از موجودات عوالم غیب و شهادت، دنیا و آخرت

، مبداء و معادی است گرچه مبدا و مرجع کل، هویت الهیه است، لکن چون ذات مقدس حق، را من حیث هو، بی حجاب اسماء تجلی بر موجودات عالیه یا سافله نیست، و به حسب این مقام بی اسم و رسم ومتصف به اسمای ذاتیه و

معاد از دیدگاه امام خمینی

صفاتیه و افعالیه نیست واحدی از موجودات را با او تناسبی نیست، پس مبدئیت و مصدریت ذات مقدسش در حجب َاسمائیه است و اسم در عین حال که عین مسمی است حجاب او نیز هست. پس تجلی در عوالم غیب و شهادت

به حسب اسماء و در حجاب آنهاست و هر اسمی را به تعیین علمی در نشه خارجیه، مظهری است که مبدا و مرجع آن مظهر همان اسمی است که مناسب با آن است.[۸]

امام (ره ) در این بیان  خود به همان حیات ابدی اشاره و تأکید دارند، هر چیزی که قابلیت وجود پیدا کرد در واقع در دایره وجود پا نهاده است و هیچگاه از این دایره خارج نمی­شود. استمرار حیات به این معناست که برای هر

موجودی مبدا و مقصدی است که هم مبدا و هم مقصد خداوند

است و لذا هیچ موجودی حیاتش پایان نمی­پذیرد زیرا اولا هر چیزی که قابلیت وجود پیدا کرده است دیگر برای آن موجود عدم وارد نمی­شودو چون میان هر موجودی رابطه

معاد از دیدگاه امام خمینی

علی ومعلولی با واجب الوجود بر قراراست چرا که خداوند مبدا و

مقصد هر موجودی است بنابراین هیچ موجودی فانی نمی­شود و

همه موجودات تجلی واجب الوجود هستند. وقتی علت اصلی و

حقیقی همه موجودات از حیات ابدی برخوردار باشد لزوماً و ضرورتاً

موجودات که معلول آن علت هستند از حیات ابدی برخوردار خواهند بود از این جهت حیات انسان استمرار داشته و جاودان خواهد بود.

« انسان می­خواهد به حق مطلق برسد تا فانی در خدا شود، اصولاً اشتیاق به زندگی ابدی در نهاد هر انسان ، نشانه وجود جهان جاوید و مصون از مرگ است.»[۹]

روشن است که وقتی انسان می­خواهد به کمال دست پیدا کند به این معناست که از نقص بر خوردار است و این نقص متوجه حقیقت وجودش هست انسان این فقر وجودی را درک می­کند و می­داند که از وجود کاملی بر خوردار نیست.

بنابراین اگر انسان خود، عامل وجودش بود سعی می­کرد خود را کامل

خلق کند و هیچ نقصی در وجودش نباشد لکن چنین نیست و معلوم

است که انسان وجودش را از واجب الوجود گرفته است. چون خالق انسان از حیات ابدی برخوردار است و از طرفی رابطه علی ومعلولی با معلول خود یعنی انسان دارد لذا میل به حیات ابدی درانسان همواره جریان دارد.

 

از مسائلی که باید مورد توجه قرار گیرد این است که اساساً تحقق کمال و سعادت در عالم مادی میسر و ممکن نیست چرا که طبیعت عالم مادی ایجاب می­کند موانع برای تحصیل کمال وجود داشته باشد زمان و مکان می­تواند از موانع مهم تحقق کمال محسوب شود. گاهی مکان شرایط لازم را برای کسب کمال وسعادت ندارد و گاهی زمان این فرصت را در اختیار انسان قرار نمی­دهد.

« هیچ چیز به اندازه زمان و مکان مانع معرفت نفس به خدا نیست، چرا که زمان و مکان دارای ابعاض است حال آنکه خدا واحد است لذا اگر روح بخواهد خدا را بشناسد باید بیرون از حیطه زمان و مکان او را بشناسد.»[۱۰]

امر مسلم آن است که به هر صورت شخصیت حقیقی انسان در همین دنیا شکل می­گیرد، نفس در عالم طبیعت استعداد و قوای خود را می­تواند به فعلیت برساند و پس از مقام تجرد به عقل فعال متصل شود اما همه

اینها فراهم شدن بستر لازم برای دستیابی به کمال نهایی است،

آنچه در این عالم تحقق پیدا می­کند مراتبی از کمال و سعادت است

و آن سعادت حقیقی در ورای این عالم و روز معاد برای انسان بدست می­آید

. برای روشن شدن این موضوع که دنیا محل سعادت و کمال نمی­تواند باشد نکاتی را یاد آور می­شویم:

«یکی از فطرتهای الهیه که مفطور شده­اند جمیع عائله بشر وسلسله

انسان بر آن، فطرت عشق به راحتی است که اگر از تمام افراد، عالم

و جاهل سوال شود که این تعلقات مختلفه برای چیست و این همه تحمل و زحمات در دوره زندگی برای چه مقصودی است همه متفق الکلمه با یک زبان صریح فطری

معاد از دیدگاه امام خمینی

جواب دهند که ما همه هر چه می­خواهیم برای راحتی خود است

غایت مقصد راحتی مطلق است. آن راحتی مطلق معشوق همه است لکن این معشوق گمشده را هر کس در چیزی گمان می­کند و امکان رسیدن به آن در این عالم میسر نخواهد بود.[۱۱]

همه زحمات و تلاشها و تحمل همه مشتقات انسان غایتی دارد، و آن اینکه

می­خواهد به مرتبه­ای برسد که دیگر این همه سختیها نباشد و آن راحتی

مطلق است. عشق به راحتی، چیزی است که معشوق همه انسانهاست،

لکن با توجه به شرایط عالم طبیعت این معشوق دست یافتنی نیست و

رسیدن به هر مرحله­ای از راحتی خود نوعی مشقت به همراه دارد و انسان با تحمل همه زحمات وقتی به یک راحتی می­رسد فکر می­کند به مرادش

معاد از دیدگاه امام خمینی

رسیده است لکن به این نتیجه می­رسد که چنین نیست و آن راحتی

که در ذهن خود به تصویر کشیده بود تحقق پیدا نکرده است. بنابراین راحتی مطلق که خواسته همه است در عالم دیگر قابل تحقق خواهد بود.

 

عشق به حریت وآزادی :

عشق به حریت و آزادی از مواردی هست که دلالت بر ضرورت معاد دارد

، از خواسته های فطری انسانی این است که هیچ مانعی ، وقید و بندی برای امیال و اهداف او وجودنداشته باشد و به مقامی دست پیدا کند که آنچه بخواهد انجام دهد.

«انسان به حسب فطرت ، عاشق حریت و آزادی است که هر چه بخواهد انجام دهد.

حتی اراده او نیز نافذ باشد تا آنجا که هیچ مانعی برای آن نباشد معلوم است که در این عالم چنین قدرتی و نفوذی اراده­ای یافت نشود بلکه تحقق چنین عالمی فقط در عالم مابعد الطبیعه که بهشت اهل اطاعت است ممکن خواهد بود.»[۱۲]

مسلماً انسان در عالم دنیا با توجه به ساختاری که دارد هیچگاه به چنین مرتبه­ای

نمی­رسد که هر چه بخواهد بتواند انجام دهد اینکه انسان به قدرتی دست پیدا کند

که هرگاه اراده کند آن خواسته درونی­اش تحقق پیدا کند و از طرفی هیچ چیز هم مانع او نشود. با شرایط دنیا و قانون طبیعت منافات دارد

چرا که عالم مادی، عالم محدودیت هست و وجود موانع با طبیعت عالم دنیا

سنخیت دارد. انسان می­بایست در عالمی قرار بگیرد که هیچ حدودی برای

آن نبوده و انسان با موانعی روبه رو نباشد و چنین عالمی ، عالم مابعد الطبیعه بوده و تحقق نهایی آن معاد است انسانها به مرتبه­ای دست پیدا می­کنند که

معاد از دیدگاه امام خمینی

هر گاه اراده کنند آن خواسته متحقق شده و هیچ مانعی برای آن وجود ندارد

این مسأله نشانگر آن است که باید معاد تحقق پیدا کند و اساساً وجود معاد برای نهایت حرکت انسان ضرورت دارد و انسان بایستی روزی این خواسته های فطری خود را قابل تحقق ببیند، عشق به ابدیت و بقاء، معشوق فطرت انسان است، انسان فطرتاً با حب ذاتی که دارد میل به بقاء داشته ومی­خواهد جاودان و ابدی باشد.

«عمده تنقر از موت از باب این است که در قلب محجوبین ایمان به عالم بعد

الموت و حیات و بقای ابدی وارد نشده، و موت را فنا گمان می­کنند و چون فطرت،

از فنا متنفر است و به بقاء عاشق است لذا از مرگ متنفر است چون حیات دنیایی ممکن نیست ابدی باشد، فطرت انسان که عاشق بقای ابدی است، در واقع همان عشق به معاد و عالم ما بعدالطبیعه خواهد بود.[۱۳]

پس انسان به نوعی از حیات و هستی می­اندیشد که در آن فناء نباشد و آن

معاد است، چنانچه چنین محلی در انتظار انسان نباشد میل انسان به بقاء وهستی جاویدان یک امر خیالی خواهد بود و هیچ فکر و برنامه­ای غایت منطقی نخواهد داشت . برای تحقق یک حیات جاویدان و بدون آفت وفناء نیاز به یک

معاد از دیدگاه امام خمینی

عالم فناء پذیر است و این دنیای مادی که آفت و فساد و فناء در آن راه دارد قطعاً نمی­تواند به این خواسته­های فطری انسان که عشق به ابدیت است پاسخ گو باشد بنابراین جهان غیب معشوق فطرت انسان خواهد بود.

«علاقه به جاودانگی با حیات بشری عجین شده است حتی کسانی که اقدام به خودکشی می­کنند علت اینکار را راحت شدن از این زندگی می­دانند. غافل از اینکه اگر مرگ پایان زندگی باشد دیگر راحت شدن معنایی ندارد.[۱۴]

انسان هیچگاه تصور فناء را در ذهن خود تقویت نمی­کند و اساساً از این کار متنفر

است انسان بر مبنای فطرتی که دارد همیشه به هستی می­اندیشد. لذا به ندرت پیش می­آید که به مرگ بیاندیشد. با وجود اینکه مرگ نزد عامه مردم امر تلخی است و معنای فناء می­دهد لکن به گونه­ای انسان میل به

معاد از دیدگاه امام خمینی

جاودانگی دارد که گاهی دست به خودکشی می­زند و می­خواهد مرگ را بپذیرد

تا به یک راحتی دست پیدا کند و این بدین معناست که انسان می­خواهد دست به عملی بزند که راحت شود و عملاً مرگ را پایان کار قرار نداده است.

یکی از مسائل مهم برای هر انسان،مسأله سعادت یا شقاوت است ، وجاودانگی ارتباط منطقی با آن دارد این ارتباط با بیان قضایای شرطی روشن می­شود:

«اگر انسان جاودانه باشد و زندگی پس از مرگ همراه ثواب و عقاب باشد، آن گاه بدکاران گرفتار شقاوت ابدی می­شوند و از سعادت به دور خواهند ماند.

اگر انسان جاودانه باشد وزندگی پس از مرگ همراه ثواب وعقاب باشد آن گاه نیکوکاران از شقاوت ابدی دور می­شوند و از سعادت ابدی برخوردار خواهند بود.

این قضایا نشان می­دهد که جاودانگی می­تواند از موارد مرتبط با سعادت یا شقاوت بشر باشد»[۱۵]

این مطلب بیانگر این موضوع است که حیات ابدی ومسأله جاودانگی ضامن ت

حقق سعادت یا شقاوت برای انسان است اگر قرار باشد انسان حیاتش

روزی فناء شود و از بین برود تکامل، سعادت و شقاوت چه معنایی خواهد داشت آن تعریف جامعی که از سعادت وشقاوت ارائه می­شود چنین نتیجه می­دهد که

معاد از دیدگاه امام خمینی

تحقق هیچ کدام در دنیای مادی امکان پذیر نبوده. و باید دنیایی دیگر باشد

اینکه کیفیت سعادت یا شقاوت به لحاظ جاودانگی چگونه خواهد بود مطلب دیگری است لکن این مطالب که باید یک حیات جاویدان باشد تا سعادت و شقاوت تحقق پیدا کند امر مسلم است.

«تبیین مسأله زندگی پس از مرگ از منظری عمل گرایانه نیز ارزشمند است،

آنانی که روحیه لذت گروی دارند باپیامهای رحمت بخش ادیان مبنی بر اینکه

فقط صالحان از چنین نعمتهایی برخوردار می­شوند با تلاش در مسیر ادیان

سعی می­کنند تا خود را به لذتهای جهان دیگر نزدیک کنند و با عمل کردن

بر وفق قوانین الهی خود را از عذابهایی که دین آنها را برای بدکاران معرفی کرده برهانند. وکسانی که فضلیت محورند هنگامی که

 


[۱] مومنون / ۱۲

[۲] مومنون/ ۱۴

[۳] معاد استاد ناصر مکارم شیرازی ۱۳۹۶ ه ق ص ۳۲

[۴] صحیفه نور امام (ره) جلد ۸ ص ۸۲-۸۱

[۵] تفسیر سوره حمد امام (ره) ص ۱۰۹

[۶] الشواهد الربوبیه- ترجمه دکتر جواد مصلح- مشهد چهارم ص ۳۸۴

[۷] – ده   مقاله مبداء ومعاد عبدالله جوادی عاملی ص ۲۸۳- ۲۸۴

[۸] آداب الصلوه- امام (ره ) ص ۲۹۳-۲۹۲

[۹] نامه امام (ره) به گورباچف ۱۱/۱۰/۶۷

[۱۰] عرفان فلسفه – و. ت. ترجمه بهاءالدین خرمشاهی چاپ پنجم ص ۳۳۱-۱۳۷۹

[۱۱] معاد از دیدگاه امام خمینی (ره ) فروع السادات رحیم پور. ص ۱۴

[۱۲] شرح حدیث عقل وجهل ص ۱۰۲-۱۰۱ امام (ره)

[۱۳] شرح حدیث عقل وجهل – امام (ره) ص ۱۰۱

[۱۴] جاودانگی – رضا اکبری – ص ۱۶

[۱۵] جاودانگی – رضا اکبری – ص ۱۷

………………

…………………………….

فصل دوم

تجرد نفس

 

 

مقدمه:

وجود نفس، تجرد نفس و جسمانیه الحدوث یا روحانیه الحدوث نفس از مسائل

مهمی است که فیلسوفان برای تبیین آن تحلیلهای زیادی کرده­اند و نظرات مشابه یا متفاوتی را ارائه داده­اند. در مورد وجود نفس این بحث وجود دارد که منبع و منشا آثار گوناگون در ماده وجسم چیست؟ «بر خی مبدا و منشا این

آثار را صورت جسمیه و هیولا دانسته­اند که هیچ کدام نمی­توانند منشا آثار باشند .

صورت نمی­تواند زیرا در برخی از اجسام،مانند جمادات، علی رغم وجود صورت جسمیه،آثار نا همگون مشاهده نمی­شود در حالی که اگر چنین بود جدایی آنها از یکدیگر امکان نداشت و هیولا هم نمی­تواند مبداء آثار باشد زیرا

معاد از دیدگاه امام خمینی

قوه محض است و هیچگونه تأثیری ،چه دائمی و چه غیر دائمی نمی­تواند داشته باشد تنها احتمال معقولی که باقی می­ماند آن است که قوه­ای در اجسام مورد بحث وجود دارد که مبدا مصدور افعال وآثار ناهمگون می­گردد و آن نفس است[۱]»

مطلب دیگر بحث تجرد نفس است و اینکه آیا نفس به همراه بدن حادث می­شود قبل از بدن و یا بعد از بدن حادث می­شود مورد تأکید فیلسوفان است، و مطلب مهم که محل بحث فیلسوفان بر جسته ای مانند ابن سینا و ملاصدرا

واقع شده است این که نفس حادث جسمانی است یعنی در آغاز وجودش جسمانی بوده و در حرکت تدریجی و جوهری به تجردمی­رسد یا نه در آغاز وجود روحانی بوده واز تجرد برخوردار است که هر کدام بحث مفصلی به همراه دارد.

تعریف نفس: «نفس کمال است برای جسم ،زیرا کمال چیزی است که شیء به واسطه آن از قوه و نقص خارج می­شود»[۲]

«نفس صورت اول برای جسمی است که حیات بالقوه دارد»[۳]

نفس کمال اول برای جسم طبیعی آلی است و این مانع اغیار است و خارج کننده آن دسته از کمالات اولی که نفس نیستند.[۴]

اگر چه تعاریف متعددی درباره نفس ارائه شده است لکن دلایلی وجود دارد که کمال بهترین تعریف برای نفس است و صورت نمی­تواند تعریف جامعی برای نفس باشد.

اولاً اگر صورت را در تعریف نفس اخذ کنیم تعریف ما به برخی انواع نفس یعنی

نفس نباتی که مجرد نیست اختصاص می­یابد در حالی که هدف ما تعریف مطلق نفس است لذا از مفهوم کمال استفاده می­کنیم تا تعریف شامل همه انواع نفس شده و این ابهامی که همه انواع نفس در جسم منطبع می­شوند پیش نیاید.

ثانیاً مفهوم کمال در مقایسه با ماهیت نوعیه لحاظ می­شود در حالی که مفهوم صورت در مقایسه با ماده مورد ملاحظه قرار می­گیرد از طرفی مفهوم کمال به طبیعت جنس نزدیکتر است و ماهم در صدد تعیین جنس برای نفس هستیم .

معاد از دیدگاه امام خمینی

ثالثاً بکار بردن مفهوم کمال در تعریف نفس این مزیت را دارد که دلالت بر

مفهوم ماده ونوع، هر دودارد در حالی که مفهوم صورت تنها دلالت بر ماده دارد و دلالتی بر نوع ندارد.»[۵]

بنابراین تنها مفهوم کمال است که صلاحیت قرار گرفتن در تعریف نفس را دارد.

مراتب نفس:

با توجه به وجود عوالم سه گانه یعنی دنیا، برزخ و معاد نفس نیز دارای

مراتب است و امام (ره) از این منظور برای نفس مراتب سه گانه قائل هستند.

«اول ، نشه ملکیه دنیا ویه، که مظهر آن حواس ظاهره است

دوم، نشه برزخیه متوسطه، که مظهر آن حواس باطنی و بدن برزخی و قالب مثالی است

سوم، نشه غیبیه باطنیه است که مظهر آن قلب و شؤون قلبیه است.[۶]

نفس در حرکت تدریجی وجوهریه خود مراتب وجودی خود را طی می­کند البته

منوط است به اینکه انسان تا چه حد بتواند قوای نفسانی را تربیت کند و

استعدادهای موجود را شکوفا سازد. لذا لزوماً هر نفسی همه مراتب را کسب نمی­کند و چه بسا در بسیاری از انسانها نفس در مرتبه اول باقی می­ماند لکن ذاتاً ذو مراتب است.

«گرچه نفس، اقرب از همه کس است بلکه همه کس عین اوست ولی چون یک موجود

ذو شوونی است که از مراتب اولی تا آخرین مرتبه را سیر نموده، ذو مراتب و دارای

شؤون طبیعه والهیه می­باشد، پس نفس، یک موجودی است که هویت او چنین مقام رفیعی دارد و در هر مرتبه­ای از خود آن مرتبه می­

باشد. مرتبه طبیعی او در سلک طبیعون است و مرتبه عقلانی او منسلک با قافله عقلایی

عالم و با موجودات عقلانی مجرد، همنشین است. لذادرک چنین موجودی با چنین

هویت ذومراتب، درغایت صعوبت است و چون در کسی به اندازه شعاع دید خود این هویت را درک کرده و شعاع نور دیده عقلش مراتب

بالای قامت آن را ندیده گفته است که هویت نفس همانی است که من دیده­ام لذا

برخی نفس را همین موجود طبیعی می­دانند، برخی قدری بالاتر رفته و

نفس را همان مزاج ترکیبی دانسته که با فرا رسیدن مرگ ترکیب مزاجی ازبین می­رود.

برخی هم قدری بالاتر رفته ونفس را همین قوای حسی و لمسی

دانسته­اند اگر چه این نظرات به انکار معاد منجر خواهد شد لکن به احتمال قوی متوجه گفتار خود نیستند. برخی نفس را همان مرتبه خیالیه دانسته­اند در

معاد از دیدگاه امام خمینی

مقابل برخی از حکما پارا فراتر گذاشته و خیلی دورتر را دیده­اند و نزدیک را متوجه

نشده­اند لذا فقط به تجرد نفس قائل شده­اند و انکار ماهیت برای نفس قائل شده­اند .لکن حقیقت و نگاه صحیح آن است که نفس ذو مراتب بوده و برای آن شوون طبیعی والی می­باشد.[۷]»

به نظر می­رسد امام (ره) به اصل تشکیک برای نفس اشاره داشته و نفس واحد را دارای مراتب مختلف دانسته­اند، که قرار گرفتن در هر مرحله از مراتب به هویت اصل نفس، لطمه­ای وارد نمی­شود.

«نفس دارای مراتب سه گانه است. مرتبه نفس نباتی ۲- مرتبه نفس حیوانی ۳ – مرتبه نفس انسانی[۸]

این سخن ابن سینا حکایت از ذو مراتب بودن نفس دارد.. بنابراین ذومراتب بودن نفس دلیل بر جسمانیه الحدوث بودن نفس بوده و نفس در اثر حرکت

جوهریه مراتب را مرحله به مرحله طی می­کند. آنچه مهم است ذو مراتب بودن نفس است که فیلسوفان ما بر آن تأکید کرده­اند. لکن به نظر می­رسد

معاد از دیدگاه امام خمینی

حرکت جوهریه صدرالمتألهین و اعتقاد ایشان به جسمانیه الحدوث نفس از هر نظری بهتر ومنطقی تر ذومراتب بودن نفس را تببین و اثبات می­کند.

مطلب دیگری که درباب نفس مورد بحث قرار می­گیرد مسأله تجرد نفس است.

«خواص و آثار و افعال نفس مضاد با خواص و آثار و افعال مطلق اجسام است این دلیل بر آن است که نفس جسم نیست.

بالصروره می­دانیم که یک جسم بیش از یک صورت قبول نمی­کند واگر بخواهد صورت دیگری بر او وارد شود باید صورت اول از او مفارقت کند تا صورت دوم را قبول نماید. لکن نفس درعین

معاد از دیدگاه امام خمینی

حال که صورتی در او منقش می­شود صورتهای مضاد با اونیز در او منقش می­شود بدون اینکه صورت اول ذایل شود و این به معنای تجرد نفس است و

مطلب دیگر اینکه در هر جسمی صورت متناهی نقش می­بندد ولی درنفس صورت غیر متناهی نقش می­بندد»[۹]

وقتی جسمی دارای صورتی باشد مادامی که آن صورت را دارد در عین حال نمی­تواند صورت دیگری را بپذیرد.

مثلاً اگر روی صفحه کاغذی یک صورت نقش شود در محلی که نقش شده ، صورت دیگری قابل نفس

 


[۱] شرح اسفار- جلد هشتم- درسهای استاد محمد تقی مصباح یزدی – تحقیق از محمد سعیدی مهر

[۲] تقریرات فلسفه جلد ۲ امام (ره) شرح منظومه ص ۵۹۴

[۳] جاودانگی رضا اکبری – ص ۱۴۷ به نقل از