فروشگاه

توضیحات

پایان نامه ای که در دست دارید پیرامون تربیت صدا و بیان بازیگر است، چه بازیگر صحنه و یا سینما. در این پایان نامه به منظور تامین معرفت نظری و هم عملی برای خواننده، نخست تاریخچه مفهوم بیان و فن بیان به میان آورده شده و سیر تحول این علم در طول تاریخ مورد بررسی قرار گرفته و سپس جایگاه زبان در تأتر مطرح گردیده است.
پس از این، در بخش دوم به معرفی اندامهای گفتار، اندامهای تنفسی، آوای صداهای زبان فارسی و ارایه‌ی تمرین هایی در خصوص آنها پرداخته شده است. در بخش سوم عناصر کیفی صدا یا آواهنگ (لحن) مورد بررسی قرار گرفته و بدنبال آن در بخش چهارم اندامهای تشدید کننده‌ی ”آوا“ معرفی گردیده است و همچنین ذکر تمرین هایی چند برای تربیت هر یک از آنها. در خاتمه به عنوان ضمیمه مفهوم زمان و زمانبندی (ضربآهنگ، شتاب، و…) را به میان آورده ایم و از نقش و لزوم رعایت این عناصر در اجرا سخن گفته ایم.
تدارک پایان نامه با روش ترکیبی صورت گرفت. بدین معنا که بخش یکم، تاریخچه، علی‌الاصول به روش توصیفی پیش رفت و به سرانجام رسید، و سه بخش دیگر به روش تجربی.

 

۱۸۰صفحه فایل ورد (Word) فونت ۱۴ منابع و پاورقی دارد قیمت ۲۴۰۰۰ تومان 

 

پس از پرداخت آنلاین میتوانید فایل کامل این پروژه را دانلود کنید

 

فهرست مطالب پایان نامه فوق العاده جامع و کامل صدا و بیان برای بازیگر منسب رشته کارگردانی و هنر و تاتر و بازیگری

عنوان صفحه

مقدمه ۱
بخش اول: تاریخچه ۸
– چشم انداز تاریخی صدا و بیان ۸
– زبان در تاتر ۳۰
بخش دوم: تکلم ۵۱
– اندامهای گفتار ۵۲
– آوای کلام زبان فارسی ۶۲
– توصیف آوایی مصوت¬ها و صامت¬ها ۶۵
– تبیین تمایز صدا و گفتار ۷۱
– تولید صدا ۷۲
– تنفس(کلیات) ۷۷
– تمرین¬ها ۸۰
بخش سوم: عناصر آواهنگ(لحن) ۱۱۰
– کیفیت ۱۱۲
– قدرت ۱۱۶
– زمان ۱۲۱
– دانگ صدا ۱۲۴
– تمرین¬ها ۱۲۵
بخش چهارم:تشدید کننده¬ها
– حلق/ بینی / دهان ۱۳۵
– تنوع دانگ و شتاب ۱۳۷
– تنوع ارتفاع صدا ۱۳۸
– تمرین¬ها ۱۴۰
ضمیمه: زمانبندی ۱۴۷
– شتاب ۱۴۸
– ضرب ۱۵۲
– ضرباهنگ ۱۵۳
– منابع و مآخذ ۱۵۶

 

 

 

مقدمه
این رساله درباره جذابترین حرفه¬ها در دنیا است. نیز درباره این است که چگونه بتوانیم زیباترین، متقاعدکننده¬ترین و مؤثرین ابزار صوتی-یعنی صدای انسانی را تولید کنیم.
تأتر هنری است جمعی و وابسته به کار گروهی، و بازیگران مردمانی هستند متکی به کار مشترک. کار بازیگری علیرغم تصور بسیاری اشخاص، بسیار پرزحمت و شاق است . آنان نمی¬توانند مسئولیت خود را تفویض کنند، نمی¬توانند در جریان تمرین و اجرا مرتکب غیبت شوند و بدون همکاری نمی¬توانند کار کنند. مهمتر از همه اینکه نمی¬توانند از زیر بار تمرین¬های شخصی و مطالعه¬ی روزانه شانه خالی کنند.
بازیگران انسانهایی اجتماعی¬اند که باید با خودشان و نقش¬هایشان رابطه متقابل داشته باشند. بدن و صدا باید هماهنگ با یکدیگر حرکت کنند، همچون زمانی که بازیگر با دیگران حرکت و گفتگو می کند. این نکات پیشه بازیگر را هم جذاب می¬سازد و هم بسیار مشکل.
من خود به عنوان بازیگر و کارگردان، و تماشاگر، بسیار دیده¬ام که دانشجویان و مجریان کم تجربه و بعضاً پر تجربه به هنگام اجرای نقش، اجرای کلامی پیچیده که مستلزم طراحی و تربیت بیان است، هراس از نرساندن صدا در سالنی بزرگ، پرداخت خصایص شخصیت، الگوهای متفاوت کلامی، مسئله زمان-بندی و نیاز به انعطاف صدا، مشکلات عدیده¬ای پیش روی خود می¬یابند. در هرحال خواننده این سطور- بازیگر- در ارتباط با این مشکلات پیوسته با پرسش-هایی مواجه است، و این رساله در پی آن است پاسخ-هایی پیش رو قرار دهد تا هم دانش نظری او را پیرامون مسایل صدا و بیان صوتی بالا ببرد و هم مواد تمرین عملی برای وی تدارک ببیند . حتی بسیاری معلمین مجرب صدا و همچنین بازیگران توانای صحنه به ما یاد آور می¬شوند که بازیگر باید نکاتی پیرامون آواز خو اندن بداند. زیرا آواز خواندن یکی از بهترین راههای تربیت صدا است. “خواندن”، حس درک زیر و بمی را تقویت می-کند، توجه به ضربآهنگ را ملکه ذهن می¬سازد، آگاهی از ضرب را افزایش می¬دهد و موجب روانی و وضوح می¬گردد.
بازیگر باید بیاموزد و آنچنان عمل کند تا به روح تماشاگر دست یابد. کار بازیگر این است که خود را برانگیزد و سرزنده و هوشیار نگاهدارد، نه به خاطر خود بلکه به خاطر تماشاگر. سخن گفتن بخشی از تخیل است، و چنانچه بازیگر درکی از آنچه بر زبان می¬آورد نداشته باشد، یا اینکه در کجا سخن می¬گوید و با چه کسی، صرفنظر از اینکه درست یا نادرست صدا تولید می¬کند، سخن¬اش شنیده نخواهد شد.
نکته مهم دیگری که بازیگر باید به آن بیاندیشد این است که بکوشد تماشاگر را با آنچه می¬گوید درگیر سازد، نه اینکه او را متوجه فنون بیان نماید. فرق است میان به نمایش گذاشتن خلاقیت از راه به کارگیری مهارت، و عرضه مهارت و فن.
بالاتر اشاره کردم که صدا مانند سازی است که باید آنرا نواخت. بازیگر لازم است بتواند این ساز را هم تند و هم کند بنوازد، و در انجام این کار هم فنی باشد و هم با احساس، اما در اینکه کدامیک را بر دیگری مقدم بدارد جای بحث و مجادله نیست-فن وسیله¬ای است برای انتقال هرچه بهتر حقیقت احساس (یا محتوا)، و چنانچه بازیگر بر این گمان باشد که یکی از این دو در الویت است، به راه خطا رفته.
بازیگر لازم است ضمن فراگیری فن، شرایط فراخواندن احساس¬های گوناگون را به عنوان مشقی از مشق¬های بازیگری در درون خود ایجاد کند. یکی از اهداف این رساله این بوده است که ضمن تدارک مواد تمرین سازنده و کارآمد، آنها را به گونه¬ای طرح کند که هر دو مورد مزبور، یعنی فن و احساس برای خواننده قابل تجربه باشد. اگر خواننده بازیگر است، پس این رساله درباره اوست، درباره صدای اوست. تمرین¬های صدا و بیان که در این جا ارایه می شود از ساده تا پیچیده –مقدماتی تا پیشرفته را شامل خواهد شد که برخی از آنها را ضمن کار گروهی یافته¬ام که در جای خود به آنها اشاره خواهم کرد. شما به عنوان بازیگر به قدرت صدا نیاز دارید. اگر توانستید این نیاز را در خود احساس کنید,به وجوب تربیت صدای خود پی خواهید برد. من امیدوارم چنین شود، زیرا در این صورت امکان عظیمی را به حوزه بازیگری خود وارد می-سازید و نتیجتاً توان اجرای تولیدی را که در آن شرکت می¬جویید بالا می¬برید. یادگیری این فن ویژه مشکل،اما در عین حال لذت بخش است. به جوهر هنر بازیگری بیاندیشید تا به معیارهای بازیگری خوب دست یابید و بتوانید بازیگری رایج در تولیدات صحنه¬ای و تصویری امروز را در کشورمان بررسی و نقد کنید .
“استانیسلاوسکی” را همه نیک می¬شناسیم، او نه تنها یک نظریه پرداز بلکه همچنین تکنسینی ممتاز بود که برآن شد تا حقیقت و زیبایی را در حوزه کلی تأتر وارد سازد. او می¬گفت: «تفاوت عمده میان هنر بازیگر و هنرهای دیگر در این است که سایر هنرمندان ممکن است زمانی که به آنان الهام می¬شود چیزی خلق ¬کنند. اما هنرمند صحنه، باید آقا و ارباب الهام خود باشد و باید بداند چگونه آنرا هنگام اجرا فرابخواند، این است راز اساسی هنر ما. بدون این، کاملترین فنون، عظیم¬ترین مواهب نیز کاری صورت نخواهند داد .» بازیگر رابط میان نمایشنامه نویس و تماشاگر است. صدای او وسیله¬ای است که اثر نمایشنامه¬نویس توسط آن عینی می¬گردد، و از راه آن فکر و احساس اثر جریان پیدا می¬کند. از این رو بازیگر عهده دار مسئولیت معینی نسبت به نمایشنامه¬نویس، کارگردان،سایر بازیگران و تماشاگران است. کلمات نمایشنامه به یک معنا جزء تغییر ناپذیر هر اجرای بازیگر است. بازیگران با خصوصیات جسمانی متفاوت و تفسیرهای گونه¬گون ممکن است به ایفای نقش بپردازند، اما باز هم واژه¬ها همان است که نمایشنامه¬نویس نوشته است. با این وجود خود واژه¬ها بسته به اینکه به چه نحو توسط بازیگر ادا شوند مستعد انتقال معانی متنوعی هستند. همین چگونه ادا کردن است که نیاز بازیگر را به فن پیش می¬آورد، و هر گاه سخن از نیاز فنی به میان می¬آید صدا وبیان روشن¬تر و مهمتر از هر فن دیگری خود را می¬نمایانند. آموزش و تربیت بیان بازیگر باید چنان باشد که وی را قادر سازد بر صدای خود با توجه به ارتفاع, لحن، زیر و بمی، زمانبندی و وضوح واژه‌ها تسلط کامل پیدا کند، زیرا حد توان او برای تفسیر شخصیت¬های گوناگون توسط خصوصیت کنونی صدای خود وی و میزان قابلیتی که وی می¬تواند آنرا به کار برد محدود می¬شود. برای از میان برداشتن این محدودیت تنها می¬توان به تربیت صدا و بیان از راه صحیح و علمی روی آورد. “جودیت تامپسون” نمایشنامه نویس معاصر کانادایی، در مقدمه نمایشنامه کوتاه خود بنام “صورتی” اظهار می¬کند:«من معتقدم صدا دری است که ما را نه تنها به درون روح فرد، بلکه به درون روح یک ملت و فرهنگ آن، به درون روح یک طبقه، یک اجتماع،یک نژاد راهبر می¬شود .»
بیشتر دانشجویان رشته بازیگری با صداهایی که دارند گذران می¬کنند، صدایی که به ندرت تغییر می-کند،این صدا را می¬توان بهتر کرد یا بدتر کرد. اما از آنجا که این صدا آلت موسیقی بازیگر شمرده می¬شود وطیفه اوست که به نواختن صحیح آن همت کند. این رساله پیشنهادها و تمرین¬هایی برای تولید و نواختن صدا در بر دارد.بازیگران دانشجو و تازه کار باید مطالبات هنر خویش را که عبارت از ذکاوت ، هوش، قوه¬ی تخیل وبیان تربیت شده است بشناسند و از حوزه¬های اساسی پژوهش یعنی موسیقی، نقاشی، نگارش و مطالعه آگاه باشند.
از دیگر اهدافی که ضمن نگارش این رساله دنبال می¬شده این است که تمرین¬های آن هم در کلاس و هم به هنگام تمرین نمایشنامه به راحتی، البته زیر نظر مربی مجرب، قابل استفاده باشد. اما بازیگر علاقه-مند, به تنهایی نیز می¬تواند در تمرین¬های روزانه خود از آنها استفاده کند یا آنها را مبنا قرار دهد. آنچه باید بر آن تاکید گذارم این است که تمرین¬ها به ویژه تمرین¬های تنفسی- دم و بازدم- باید به درستی فراگرفته شوند. بازیگر تا سرآغاز این دو مرحله اساسی را عملاً به درستی نیاموخته است همچنان…………………………..

 

 

 

جا دارد به انگیزه مهمی اشاره کنم که در نگارش این رساله نقش داشته است: کمبود شدید مطالب نظری و عملی راهنما در این زمینه، و همچنین توصیه¬ی بسیاری از دوستان و دانشجویان، و علاقه¬ای که شخصاً نسبت به موضوع احساس می¬کردم. خوشبختانه دسترسی به منابع معتبر در زمینه صدا و بیان و نیز تجربه¬ای که عملاً از کار گروهی کسب کرده بودم راه را روشن¬تر بر من نمودار ساخت تا کار نگارش با لغزش کمتر پیش برود. با اینهمه خالی از کمبود نمی¬تواند بود. امید آن دارم که از نقطه¬نظرهای آزمودگان راه آگاه و بهره¬مند شوم.

 

 

 

 

 

بخش اول
تاریخچه
چشم انداز تاریخی صدا و بیان :به منظور بررسی اصول و قواعدی که از دیرباز چراغ راه بازیگران بوده است تا آنان بتوانند روی صحنه تکلم کنند و قوه¬ی ناطقه خود را به قصد ایجاد گونه¬ای ارتباط مطلوب و معین مورد استفاده قرار دهند، ابتدا لازم است توجه خود را با دقت تمام به علم معانی بیان (یا فن خطابه) معطوف سازیم تا راه درازی را که مقوله¬ی صدا وبیان-انتقال صوتی- در تاریخ نمایش، و خارج از این حوزه، پیموده و تغییراتی را که متقبل شده است بهتر باز شناسیم.
معانی بیان فنی است عملی و مبتنی بر تمهید و قواعد واقعی توأم با نظریه¬ای کلی در خصوص آنچه به طور محسوس در فرآیند تکلم رخ می¬دهد و اینکه چگونه مردم نسبت به روش¬های گوناگون بیان ، عضلانی، زیبایی شناسانه، و عاطفی واکنش می¬دهند. معانی بیان برای قدما به طور کلی عبارت بود از فن تکلم و نگارش .”ارسطو”اعتقاد داشت معانی بیان فنی است که همه آدمان آنرا بکار می¬بندند چرا که همه آدمیان درگیر بحث و انتقاد می¬شوند،در مظان اتهام قرار می¬گیرند و به دفاع می¬پردازند. برخی به طور تصادفی، و برخی با روشی کاملاً آگاهانه و سنجیده .” همانطور که میدانیم ارسطو در کتاب فن شعر به منظور مطالعه¬ی چگونگی بیان اندیشه به صورت کلام ما را به معانی بیان ارجاع می¬دهد. بخش اعظم نظریه¬ی خطابت نزد ارسطو و سایر منتقدین(از جمله کوئینتلیان ،سیسرو ،…) به یکسان هم برای فن نگارش نثر و هم شاعری قابل اجرا است. ارسطو خود ناقد تیز دندان مربیان حرفه¬ای معانی بیان بود زیرا آنان چه در مجالس عمومی و چه در دادگاهها بر جزئیات فنی خطابه تمرکز می¬کردند، آنان جوهره موضوع اشان را که عبارت از بررسی راههای متقاعد ساختن بود از دست میگذاشتند، و نادیده می¬گرفتند که خطابت سنجیده یا سیاسی یک شکل متعالی هنر ایشان محسوب می¬شد. خطابت گونه¬ای کتاب بود که خطبا می¬نگاشتند. شاید بتوان گفت گونه¬ای آموزش که “سقراط” بر شالوده¬ای بیشتر فلسفی در مکتب¬اش به آن می¬پرداخت. این آموزش تلویحاً پاسخی است به اتهامات “افلاطون”، زیرا آموزش مزبور تأکید داشت بر اینکه معانی بیان هنر است، و هنری مفید.
“ارسطو” عقیده خود را پیرامون معانی بیان اینگونه بسط می¬دهد:حقیقت و عدالت نیرومند¬تر از متضادهای خود هستند و اگر کسانی که از آنها دفاع می¬کنند به واسطه تصمیمات غلط دچار شکست شوند نکوهش متوجه ایشان است چرا که معانی بیان را نادیده گرفته¬اند. حتا دقیق¬ترین معرفت نخواهد توانست کسی را قادر سازد تا جمعی را متقاعد سازد، زیرا هنگام صحبت با آنان شخص باید نظر به فرضیات عام با آنان بحث کند. حمایت از خود در برابر مشت¬های دیگری خجلت ندارد،چرا دفاع کردن از خود در برابر کلمات شرم داشته باشد؟ به یقین، توانایی برای سخن گفتن می¬تواند در برابر مقاصد شیطانی مفید افتد .. . فلاسفه میان پیشه¬ی نقال و پیشه¬ی خطیب نیز مشابهتی می¬دیده¬اند، از جمله سقراط که پیشه (تخنه) را اینگونه تبیین می-کند:«فهم اندیشه شاعر و همچنین کلمات، زیرا نقال باید اندیشه شاعررا برای مخاطبین¬اش تفسیر کند .» معتقد بودند که شاعر تب و تاب درون خود را به نقال منتقل می¬سازد و نقال نیز به نوبه خود آنرا به شنونده¬گانش انتقال می¬دهد. افلاطون در رساله گرگیاس توجه خود را به مربیان جدید فن نثر نویسی، یعنی سخن دانان و عالمان علم بدیع معطوف می¬سازد.او در این رساله به بررسی پیشه (تخته) ایشان می¬پردازد. سر انجام این بحث به این نتیجه می¬رسد که چنانچه فن نثر نویسی پیشه شمرده شود پس باید متضمن معرفت ویژه¬ای باشد.اما این معرفت چیست؟ گرگیاس بر آن می¬شود تا به تبیین معانی بیان بپردازد، ونهایتاً می¬گوید معانی بیان فن متقاعد ساختن است. آنگاه سقراط دوگونه متقاعد سازی را متمایز می¬سازد:«یکی از آن…………………………..

 

 

بخش دوم
تکلم
انسان تنها جانداری است که توانسته در طول تاریخ تمدن خود توان بیان افکارش را توسط ابزار تکلم و تولید اصوات بهبود بخشید. گویا همین استعداد و توان ذهنی برتر است که عنوان سرور مخلوقات را به او بخشیده!
ارتباط میان حیوانات بسیار ابتدایی و بر اساس بیان احساس¬های کلی توسط اصوات صورت می-گیرد.اما این اصوات فاقد دامنه و تعیین کلام انسانی است. کودک قبل از آنکه سخن گفتن بیاموزد، احساسات عمده خود را از طریق گریه، ناله و سر و صدا بیان می¬کند، که گرچه فاقد معنا است، اما شنونده¬ی فهیم به وضوح در می¬یابد که همه آنها مبین خشم یا شادی، خستگی، گرسنگی یا درد است. این سرو صداها نیز احساس¬های کلی را بیان می¬کنند، اما همچنان که کودک رشد می¬کند، اندامهای صوتی و مغز وی همراه سایر اندامهای بدن رشد می¬کنند، و او از طریق حواس در می¬یابد که برخی اصوات معنی معینی دارند. کودک می¬کوشد به کمک اندامهای صوتی خود صداهایی شبیه آنها تولید کند به این امید که دیگران به مفهوم آنها پی خواهند برد.بدینسان قدرت تکلم از طریق شنیدن، درک اصوات دارای معانی معین شناسایی می¬گردد و اندامهای تکلم با تولید اصوات برای ایجاد ارتباط تحول می¬یابند. طرز تکلم ما امری کاملاً شخصی است. تا به آن حد که دو تن را نمی¬توان یافت که دقیقاً همانند یکدیگر تکلم کنند زیرا به راههای بسیار متفاوتی اندامهای تکلم را می¬توان بکار گرفت، و با این همه صدای واژه¬ها همانند تولید می¬گردند. صدایی که از آن سخن می¬گوییم از طریق ارتعاش هوا با تواتری معین که گوش انسان قادر به تشخیص آن است ایجاد می¬گردد. گوش انسان به طور طبیعی به ارتعاش¬هایی که تواتر آنها بین ۲۰ تا ۲۰۰۰۰ سیکل در ثانیه باشد حساس است.
امواج صوتی بوسیله هوا انتقال پیدا می¬کنند.- همانند امواج دایره شکل متحدالمرکز سطح آب که به سمت بیرون انتشار می¬یابند- در واقع نه هوا و نه آب از جایی به جای دیگر نقل مکان نمی¬کنند، آنها صرفاً مرتعش می¬شوند و بدین ترتیب حرکت را به هوا یا آب مجاور رد می¬کنند.اما امواج هوا بر خلاف آب نه در یک جهت افقی بلکه به همه سو حرکت می¬کند. برای ایجاد صدا، انتقال و شنیده شدن آن باید : ۱-فشاری در میان باشد تا هوا را مرتعش سازد. ۲- این ارتعاش امواج صوتی را پدید می¬آورند که به گوش می¬رسد، و گوش نسبت به این ارتعاش¬ها واکنش نشان می¬دهد وسپس مغز به تفسیر آن¬ها می¬پردازد.
حرکت امواج صوتی مستلزم صرف زمان است. سرعت صوت در شرایط عادی و بدون واسطه حدود ۳۰۰ متر در ثانیه است.
اندامهای گفتار ………………………

 

 

اندامهای گفتار و تنفسی: قفسه سینه
قفسه سینه را می¬توان با دستگاه دم آهنگری مقاسیه نمود که به هنگام انبساط هوا را بدون شش-ها می¬مکد و به هنگام انقباض هوا را با فشار از شش خارج می¬سازد. قفسه سینه محفظه¬ای استخوانی است مشتمل بر دوازده جفت دنده که ضمن انحنا از ناحیه پشت به ستون فقرات متصل می¬باشد و صندوق محافظت کننده¬ای برای شش¬ها و قلب بوجود می‌آورد. دنده¬های…………………

 

صامت¬ها:
حرف صامت زمانی شنیده می¬شود که جریان بازدم –خواه دارای صدا باشد یا نه- بوسیله اندامهای گفتار متوقف گردد یا به تأخیر افتد. بنابراین حرف صامت یا ماهیت انفجاری دارد، یعنی ترخیص ناگهانی هوا باعث ایجاد آن می¬شود، یا کیفیتی سایشی دارد که ترخیص تدریجی هوا سبب آن می¬گردد. صامت¬ها گاه با ارتعاش تارهای صوتی بوجود می-آیند.بطور کلی صامت¬ها به دو دسته انفجاری و مداوم تقسیم………………

 

 

بلافاصله بعد از پرداخت موفق میتوانید فایل کامل این پروژه را با سرعت و امنیت دانلود کنید

قیمت اختصاصی و استثنایی این پایان نامه : تنها , ۲۴۰۰۰تومان

 

 

 

 

 

نقد وبررسی

نقد بررسی یافت نشد...

اولین نفر باشید که نقد و بررسی ارسال میکنید... “صدا و بیان برای بازیگر”

2 + 8 =