فروشگاه

توضیحات

فلسفه عفاف  و ثمره ظاهری آن، یعنی « حجاب » و رعایت حدود پوشش شرعی، مسئله ای است که آیات و روایات اسلامی تأکید زیادی بر رعایت آن نموده اند و آنرا به عنوان بستری جهت مصونیت زن از خطرها و تهدیدها و همچنین عاملی جهت حفظ جایگاه والای انسانی زن و افزایش کمالات وی عنوان نموده اند. حجاب لفظی است که برای معانی پوشش، حایل میان دو چیز، هر چیزی که بوسیله آن خود را بپوشانند وضع شده است. حجاب و پوشش برای بانوان ـ به ویژه حجاب برتر ـ و توجه به حریم عفاف و حراست آن، اصلی‌ترین سنگر زنان و از مهم‌ترین، عمیق‌ترین و سودمندترین قوانین الزامی آفرینش برای آنها و جامعه است. در این پایان نامه حجاب را ازمنظر فقه امامیه بر اساس ادله کتاب، سنت، سیره مسلمانان، اجماع و عقل مورد بررسی قرار دادیم. در فصل اول کلیات تحقیق، در فصل دوم مبانی فقهی حجاب از منظر فقه امامیه و در فصل سوم حجاب از نظر ادیان اهل کتاب مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. در خصوص وجوب حجاب، آیات سوره‌های نور، احزاب و بقره و احادیث و روایات موثق فراوان، تأکید دارند. با بررسی تفصیلی آیات و روایات مربوط به نظر می‌رسد ادله‌ی قائلین به عدم وجوب پوشش وجه و کفین از اتقان بیشتری برخوردار است از طرف دیگر ادله‌ی قائلین به وجوب پوشش وجه وکفین به راحتی قابل مناقشه است در خصوص اجماع نیز ادعای اجماع فقها شامل وجوب و عدم وجوب پوشش وجه و کفین می‌شود. بنابراین دلیل اجماع، ادعای هیچ یک از دو دسته را اثبات نمی‌کند ضمن اینکه چنین اجماعی مدرکی و منقول است و حجیت ندارد. در خصوص ادیان اهل کتاب نیز، همه ادیان قائل به وجوب حجاب بوده‌اند که این مسأله در کتب مقدس آنها به وضوح ذکر گردیده است.

واژه‌های کلیدی: فقه امامیه، حجاب، ادیان اهل کتاب.

 

۱۲۰صفحه فایل ورد (Word) فونت ۱۴ منابع  دارد قیمت ۳۳۰۰۰ تومان

 

پس از پرداخت آنلاین میتوانید فایل کامل این پروژه را دانلود کنید 

انجام پروپوزال مقاله و پایان نامه حقوق در کوتاهترین زمان با موضوعات خاص شما. منتظر تماس شما هستیم

 

فهرست مطالب
عنوان صفحه

چکیده ۱
فصل اول: کلیات
۱-۱-مقدمه ۳
۱-۲- بیان مسأله ۴
۱-۳- پرسش اصلی تحقیق ۵
۱-۴- فرضیه‌های تحقیق ۵
۱-۵- اهداف تحقیق ۵
۱-۶- سوابق تحقیق ۶
۱-۷- جنبه‌ی نوآوری تحقیق ۷
۱-۸- روش تحقیق ۷
۱-۹- محدودیت‌ها و مشکلات ۷
۱-۱۰- تعریف حجاب ۸
۱-۱۱- فلسفه حجاب ۹
۱-۱۲- آثار سوء بی حجابی و زوال امنیّت اجتماعی ۱۱
۱-۱۳- امنیّت اجتماعی، هدف اساسی وجوب حجاب ۱۲
۱-۱۴- مهمترین عوامل عدم رعایت پوشش شرعی ۱۳
۱-۱۴-۱- عوامل بیرونی ۱۴
۱-۱۴-۲- عوامل درونی ۲۰
۱-۱۵- تاریخچه حجاب ۲۴
۱-۱۶- جمع‌بندی ۲۸
فصل دوم: بررسی حجاب در فقه امامیه
۲- بررسی حجاب در فقه امامیه ۳۰
۲-۱- کتاب ۳۰
۲-۱-۱- آیه ۳۱ سوره نور ۳۱
۲-۱-۲- آیه ۵۹ سوره احزاب: آیه جلباب ۳۸
۲-۱-۳- آیه ۶۰ سوره نور ۴۰
۲-۱-۴- دلایل دیگری از کتاب خدا ۴۵
۲-۲- دلیل سنت ۴۹
۲-۲-۱- استدلال بر عدم وجوب پوشش وجه و کفین ۵۰
۲-۲-۲- استدلال بر وجوب پوشش وجه کفین ۵۲
۲-۳- دلیل اجماع ۵۷
۲-۴- سیره مسلمین ۵۹
۲-۵- عقل ۶۲
۲-۵-۱- استدلال عقل بر عدم وجوب پوشش وجه وکفین ۶۴
۲-۵-۲- استدلال بر وجوب پوشش وجه وکفین ۶۵
۲-۶- میزان و گستره پوشش در فقه امامیه ۶۶
۲-۶-۱- استدلال بر عدم وجوب پوشش وجه وکفین ۶۷
۲-۶-۲- استدلال بر وجوب پوشش وجه وکفین ۷۱
۲-۷- جمع‌بندی ۶۶
فصل سوم: حجاب در ادیان اهل کتاب
۳- حجاب در ادیان اهل کتاب ۷۸
۳-۱- تاریخچه حجاب در ادیان ۷۹
۳-۲- حجاب در ادیان اهل کتاب ۸۳
۳-۲-۱- حجاب در دین یهود ۸۳
۳-۲-۲- حجاب در مسیحیت ۸۹
۳-۲-۳- حجاب در آیین زرتشت ۹۲
۳-۳- جمع‌بندی ۹۲
بحث و نتیجه گیری ۹۳
پیشنهادات ۹۶
منابع ۱۰۴

 

 

۱- کلیات

۱-۱-مقدمه

حجاب و پوشش در تمام ادیان و مذاهب، دارای جایگاه خاصی است، و یکی از دلایل اساسی آن این است که حجاب و عفاف، یک امر فطری است.
داستان حضرت آدم و حوا نیز فطری بودن پوشش را اثبات می کند. در تورات (کتاب مقدس یهودیان که برای مسیحیان نیز مقدس است)، می خوانیم:
«و چون زن دید که آن درخت برای خوراک نیکوست و به نظر، خوش نما و درختی دلپذیر و دانش افزا، پس، از میوه‌اش گرفته بخورد و به شوهر خود نیز داد و او خورد. آنگاه چشمان هر دوی ایشان باز شد و فهمیدند که عریان اند، پس برگهای انجیر به هم دوخته، سترها برای خویشتن ساختند…».
بعد ادامه می دهد: «و آدم، زن خود را حوا نام نهاد، زیرا که او مادر جمیع زندگان است و خداوند رخت‌ها برای آدم و زنش از پوست بساخت و ایشان را پوشانید». (تورات، سفر پیدایش، باب ۳، آیات ۸-۶ و ۲۱-۲۰).
بر طبق این متن، آدم و حوا لباسی نداشتند و بعد از خوردن شجره ممنوعه چشمشان باز شد و فهمیدند که عریان اند که بلافاصله با برگ درختان خود را پوشاندند و بعدا خداوند لباسی از پوست به ایشان ارزانی داشت. در قرآن کریم در مورد داستان حضرت آدم و حوا چنین آمده است: فلما ذاقا الشجره بدت لهما سواتهما و طفقا یخصفان علیهما من ورق الجنه (اعراف، آیه ۲۲٫)؛ آن گاه که آدم و حوا از درخت ممنوعه چشیدند، پوشش خود را از دست داده (عورتشان آشکار گردید) و به سرعت، با برگ درختان بهشتی خود را پوشاندند.
طبق آیات شریفه قرآن کریم، حضرت آدم و حوا قبل از چشیدن درخت ممنوعه دارای لباس بوده اند، اما با خوردن از آن درخت ممنوعه (بر اثر اغوای شیطان) لباس خود را از دست دادند که بلافاصله به پوشاندن خود اقدام نمودند.
به هر حال، مطابق هر دو نقل، پس از احساس برهنگی (خواه طبق نقل تورات قبل از آن دارای لباس نبوده و یا طبق قران کریم دارای لباس بوده اند) بلافاصله خود را با برگهای درختان بهشتی پوشاندند. این احساس شرم از برهنگی حتی بدون حضور ناظر بیگانه، و سرعت در پوشاندن خود به وسیله برگ‌ها (ولو بطور موقت)، از آن جهت که تحت هیچ آموزش یا فرمانی از جانب خداوند یا فرشته وحی و یا تذکر هریک به دیگری صورت گرفته است، بیانگر فطری بودن پوشش در انسان است و ثابت می کند که لباس و پوشش، به تدریج و بر اثر تمدن‌ها ایجاد نشده است، بلکه انسان های نخستین، یا به تعبیر بهتر، نخستین انسان ها، به طور فطری بدان گرایش داشته اند. و بنا به گواهی متون تاریخی، در اکثر قریب به اتفاق ملت‌ها و آیین های جهان، حجاب در بین زنان، معمول بوده است. هر چند حجاب در طول تاریخ، فراز و نشیب های زیادی را طی کرده و گاهی با اعمال سلیقه حاکمان، تشدید یا تخفیف یافته است، ولی هیچ گاه بطور کامل از بین نرفته است.
اگر به لباس ملی کشورهای جهان بنگریم، به خوبی حجاب و پوشش زن را در آن می بینیم. دقت در لباس ملی کشورها ما را از ورق زدن کتب تاریخی برای یافتن ملل و اقوامی که زنان آنها دارای حجاب بوده اند، بی نیاز می سازد و به خوبی اثبات می کند که حجاب در میان اکثر ملت های جهان، معمول بوده و اختصاص به مذهب یا ملت خاصی نداشته است.
تمام ادیان آسمانی، حجاب و پوشش زن را واجب و لازم شمرده اند و جامعه بشری را به سوی آن دعوت کرده اند؛ زیرا لزوم پوشش و حجاب به طور طبیعی در فطرت زنان به ودیعت نهاده شده است و احکام و دستورهای ادیان الهی هماهنگ و همسو با فطرت انسانی تشریع شده است، پس در همه ادیان الهی پوشش و حجاب زن واجب گشته است.
در ادیان زرتشت، یهودیت، مسیحیت و اسلام، حجاب زنان امری لازم بوده است. کتاب های مقدس مذهبی، دستورها و احکام دینی، آداب و مراسم و سیره عملی پیروان این ادیان الهی، بهترین شاهد و گواه اثبات این مدعاست.
در تحقیق حاضر قصد داریم حجاب را از منظر فقه امامیه و ادیان اهل کتاب بررسی نماییم.

۱-۲- بیان مسأله

تحقیق در مورد احکام زنان در فقه امامیه و ادیان اهل کتاب، نشانگر آن است که این ادیان از اشتراکات بسیاری برخوردارند. این اشتراک نظر، نه تنها در اصول کلی اعتقادی مثل ایمان به خدا، نبوت و معاد قابل ملاحظه است، بلکه در فروع و احکام دین نیز دستورات مشابهی مانند نماز، روزه، دعا، زیارت و حتی بعضی شعائر دینی وجود دارد و البته در تعالیم اخلاقی، این تشابه در مواردی به حد اعلی می رسد. به طوری که دعوت به فضائل اخلاقی از قبیل راستی، درستکاری، صبر، گذشت، فداکاری، خدمت به دیگران و نیز رعایت عفت در مقابل هوس‌ها و نفسانیات و به طور کلی اموری که اغلب مشترکاً گناه شمرده می شوند، از ارکان زندگی اخلاقی پیروان می باشد.
از دیگر اموری که مورد توجه خاص همه ادیان الهی بوده، مسئله‌ی «پوشش زنان یا حجاب» است؛ به طوری که در سیرهی زنان مقدس آنها علاوه بر عفت پیشگی و منزه از خطا بودن، پوشش کاملی دیده می شود که زنان مؤمن این ادیان، هنوز در زمره آن می باشند.
بنابراین با توجه به اهمیت این موضوع در این مقاله به بررسی تطبیقی ضررورت پوشش زنان و حدود آن در سه آیین بزرگ یهود، مسیحیت و اسلام با توجه به نص تعالیم کتب مقدس آنان خواهیم پرداخت تا روشن شود که تا هر کدام از این سه دین بزرگ الهی، حجاب از چه جایگاه و اهمیتی برخوردار است و حدود و ثغور آن تا کجاست.

۱-۳- پرسش اصلی تحقیق

۱) حجاب در فقه امامیه و ادیان اهل کتاب چه احکامی است؟
۲) چه تفاوت و شباهت‌هایی در فقه امامیه و ادیان اهل کتاب در خصوص حجاب وجود دارد؟

۱-۴- فرضیه‌های تحقیق

۱) احکام فقه امامیه و ادیان اهل کتاب در خصوص حجاب زنان متفاوت است.
۲) در اسلام حجاب کامل‌تر از ادیان اهل کتاب بوده و احکام سخت‌گیرانه‌تری دارد.

۱-۵- اهداف تحقیق

۱) بررسی احکام زنان در فقه امامیه و ادیان اهل کتاب
۲) مقایسه احکام زنان در فقه امامیه و ادیان اهل کتاب
۳) بررسی موارد اشتراک احکام زنان در فقه امامیه و ادیان اهل کتاب
۴) بررسی موارد اختلاف احکام زنان در فقه امامیه و ادیان اهل کتاب

۱-۶- سوابق تحقیق

همان طور که در همه ادیان الهی حفظ عفت به عنوان یک فضیلت اخلاقی و اجتماعی در پاسخ به ندای طبیعت و فطرت مورد تأکید قرار گرفته، در اسلام، رعایت عفت و حریم محرم و نامحرم برای زن و مرد مسلمان از اهمیت خاصی برخوردار است تا جایی که حجاب زن در برابر مردان بیگانه از ضروریات دین شمرده شده است.
آیات حجاب در قرآن کریم
آیات حجاب در طول ده سال حکومت اسلامی در مدینه بر پیامبر نازل گردید. این آیات در ابتدا، خطاب به زنان پیامبر بود و سپس مؤمنان را در برگرفت و حکم جاری برای مسلمانان گشت. اهم این آیات از این قرار است:
الف) «یا نساء النبی لستن کاحد من النساء ان اتقتین فلا تخضعن بالقول… و لاتبرجن تبرج الجاهلیه الولی…» (احزاب، ۳۲-۳۱)‌ای زنان پیامبر شما اگر تقوا داشته باشید همانند دیگران نیستید؛ بنابراین؛ هرگز نرم و نازک با مردان سخن مگویید تا آن که دلش بیمار است به طمع افتد، بلکه متین و نیکو سخن بگویید و خانه را در منزل گاه خویش قرار دهید و هرگز مانند دوره جاهلیت نخستین، آرایش و خودآرایی نکنید و نماز را برپای دارید و زکات را بپردازید و از خدا و رسولش اطاعت نمائید.
در این آیه بر عدم آرایش و زینت و رعایت عفت در رفتار تأکید شده است.
ب) «یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوت النبی….. و اذا سألتموهن متاعاً فسئلوهن من وراء حجاب…» (احزاب، ۵۳)‌ای کسانی که ایمان آورده اید داخل خانه پیامبر نشوید مگر آنکه مگر آنکه به شما اجازه بر صرف غذا داده شود…. و هنگامی که چیزی از وسایل زندگی از همسران پیامبر می خواهید، از پشت پرده بخواهید این کار دل های شما و آنها را پاک می دارد….
ج) «یا ایهاالنبی قل لا زواجک و بناتک و نساء المؤمنین یدنین علیهن من جلابیهن…» (احزاب،۵۹)‌ای پیامبر، به همسران، دختران و بانوان مؤمن بگو روپوش های خود را برگیرند تا به عفاف و حریت شناخته شوند و مورد آزار و تعرض هوسرانان قرار نگیرند و خداوندف آمرزنده و مهربان است. در این آیه نزدیک کردن و دربرداشتن جلبات (پوشش سراسری) مورد تأکید است که اندام را حفظ نماید (مکارم شیرازی، ۱۳۷۱: ذیل آیه ۵۹ سوره احزاب).
با استفاده از آیات مذکور حدود حجاب چنین معین می گردد :
۱- «یدنین علیهن من جلابیهن»، اندام در پوشش سراسری جلبات قرار گیرد.
۲- «ولاتبرجن تبرج الجاهلیه الولی»، برهنگی و آرایش زنان جاهلیت را در پیش نگیرند.
۳- «لایبدین زینتهن الا ماظهر منها»، زینت خود را جز آنچه قهراً ظاهر می شود آشکار نکنند.
۴- «اذا سألتموهن متاعاً فسئلوهن من وراء حجاب»، وقتی چیزی رد و بدل می شود از پشت پرده و حجاب باشد (بعضی از مفسران این اشاره را تنها مخصوص همسران پیامبر می دانند) (مکارم شیرازی، ۱۳۷۱: ج۱۷، ذیل آیه ۵۳ احزاب).
حدود حجاب در روایات
بنابر تعالیم صریح قرآن کلیه فرق اسلامی علاوه بر اینکه بر ضروری بودن حجاب اتفاق نظر دارند، در ومرد حدود آن
نیز (پوشش همه بدن به جز دست‌ها تا مچ و صورت) متفق القولند (شمس الدین ،۱۳۸۲: ص ۱۶۴).
از دیگر ابعاد عفاف، پرهیز از نگاه حرام است. در کلام امام صادق علیه السلام در این باب آمده است: «زنا لعینین النظر» زنای چشم، چشم نگاه است (حر عاملی، ۱۴۱۴ق، ج ۲۰، ص ۱۹۱).

۱-۷- جنبه‌ی نوآوری تحقیق

گرچه در زمینه‌ی حجاب در کتب بحث های کوتاه و گاه مفصل آمده است ولی تا کنون کتاب و یا پایان نامه‌ای تحت عنوان بررسی تطبیقی حجاب از دیدگاه فقه امامیه و ادیان اهل کتاب به رشته‌ی تحریر درنیامده است بنابراین تحقیق مورد نظر جدید می‌باشد.

۱-۸- روش تحقیق

روش استدلالی و تحلیل منطقی و عقلانی که از ویژگی تحقیقات نظری می‌باشد در این تحقیق به کار گرفته شده است، هم‌چنین با استفاده از منابع و مطالعات کتابخانه‌ای از جمله کتب، مقالات، پایان‌نامه‌ها، کتابخانه‌ی الکترونیک و… مطالب جمع‌آوری و مورد استفاده واقع گردید.

۱-۹- محدودیت‌ها و مشکلات

جهت تهیه منابع فقهی و همچنین در خصوص تهیه منابع معتبر ادیان اهل کتاب با مشکلاتی مواجه شدم.
۱-۱۰- تعریف حجاب

حجاب را از دو بعد لغوی و اصطلاحی می توان تعریف کرد که در بعد لغوی در ساده ترین تعریف حجاب به معنی پوشش و فاصله میان دو چیز معنا شده است ؛ چنان که ابن منظور می‌نویسد: «الحجاب: الستر… و الحجاب اسم ما احتجب به وکل ما حال بین شیئین : حجاب… و کل شیء منع شیئاً فقد حجبه…» (ابن منظور، ۱۴۰۵ق، ج ۴ : ۳۶).
«حجاب به معنای پوشانیدن است و اسم چیزی است که پوشانیدن با آن انجام می گیرد و هرچیزی که میان دو چیز، جدایی می اندازد، حجاب گویند و هر چیزی که مانع از چیز دیگر شود او را حجب نموده است» و در کلامی دیگر خداوند منّان می فرماید: «و من بنینا و بینک حجاب.» (سوره فصلت: آیه ۵)؛ «میان ما و شما حاجز و فاصله‌ای در نحله و دین وجود دارد، نیز بدین معنا به کار رفته است».
شهید مطهری در مورد واژه‌ی «حجاب با تأکید بر مفهوم پوشش بیان می کنند: «کلمه‌ی حجاب هم به معنی پوشیدن است و هم به معنی پرده و حاجب. بیشتر استعمالش به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می دهد که پرده وسیله‌ی پوشش است، و شاید بتوان گفت که به حسب اصل لغت هر پوششی حجاب نیست، آن پوششی حجاب نامیده می شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد. در قرآن کریم در داستان سلیمان، غروب خورشید را این طور توصیف می کند: «حَتّی تَورات بالحجاب»، (سوره ص: آیه ۳۲ ) «تا آن وقتی که خورشید در پشت پرده مخفی شد»، پرده‌ی حاجز میان قلب و شکم را «حجاب» گویند (مطهری، ۱۳۷۳: ص۶۳).
در کتب لغت فارسی نیز برای واژه‌ی «حجاب» معنای مختلفی مانند : «پرده، ستر، نقابی که زنان چهره‌ی خود را به آن می پوشانند، روی بند، برقع، چادری که زنان سرتاپای خود را بدان می پوشانند» (معین، ۱۳۸۶، ج۱: ص۱۳۴۰؛ عمید، ۱۳۷۸، ص۵۵۷) آمده است. در کل می‌توان گفت حجاب به معنی پوشش، بدیهی ترین تعریفی است که می توان به آن اشاره کرد.
به نظر می رسد واژه «ستر» در طول زمان به «پوشش» تغییر یافته است که زن در پس پوششی مانند حجاب خود را در جامعه از گزندهای مختلف مصون می دارد. چنان که «حجاب در علومی چون عرفان و طب و شاید دیگر علوم اصطلاح خاصی دارد ؛ اما این واژه در قرآن و حدیث نیز با عنایت به همین معنای لغوی به کار رفته و معنای خاصی پیدا نکرده است. در دوران متأخر این واژه معنای اصطلاحی خاصی پیدا کرده و به پوشش خاص زنان اطلاق شده است» (بیرقی اکبری، ۱۳۷۷، ص۲).
شهید مطهری در مورد واژه «ستر» و تغییر آن به «پوشش» می نویسد: «مورد استعمال کلمه‌ی [ستر به پوشش در مفهوم] حجاب در مورد پوشش زن یک اصطلاح نسبتاً جدیدی است. در قدیم و مخصوصاً در اصطلاح فقهاء، کلمه‌ی «ستر» که به معنی پوشش است به کار رفته است. فقها چه در کتاب الصلوه و چه در کتاب النکاح که متعرض این مطلب شده اند، کلمه ستر را به کار برده اند، نه کلمه‌ی حجاب را. بهتر این بود که این کلمه عوض نمی شد و ما همیشه همان کلمه‌ی پوشش را به کار می بردیم، زیرا چنان که گفتیم معنی شایع لغت حجاب، پرده است و اگر در مورد پوشش به کار برده می شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همین امر موجب شده که عده‌ی زیادی گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود. پوشش زن در اسلام، این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد.» (مطهری، ۱۳۷۳ : ۶۴).

۱-۱۱- فلسفه حجاب

ما معتقدیم که تمام دستورات دین مقدس اسلام دارای مصالح و مفاسد واقعی و حکمت های عقلانی است؛ زیرا، این احکام از سوی خداوند حکیم نازل شده و از حکیم، معقول نیست که دستوری بیهوده و گزاف صادر می‌شود؛ بر این اساس، دستور پوشش و حجاب برای بانوان که از سوی خدای بزرگ بیان شده، ناشی از مصالح واقعی و حقیقی است.
در این جا به برخی از حکمت‌ها و فلسفه‌ی این دستور حیاتبخش اشاره می‌گردد.
۱ ـ پوشش بانوان عامل مصونیت است: قرآن کریم پس از آن که می‌فرماید زنان باید مابین خود و افراد بیگانه حریم نگهدارند و خود را بپوشانند، علت این حکم را این گونه بیان کرده است.
«ذلک أدنی یعرفن فلا یؤذین» (احزاب/۵۹٫)، یعنی دستور پوشش برای این است که زن به عفاف و پاکدامنی شناخته شود و بدین وسیله انکارناپذیر که بیماردلان به دنبال شکار زنانی هستند که با بی بند و باری به آنها چراغ سبز می‌دهند که به دنبال آنها راه بیافتند، اما اگر زن در رفتار و گفتار و راه رفتنش، سنگین و میتن و با وقار باش و خودش را در پرتو عفاف و پوشش مستور نماید، افراد فاسد جرأت مزاحم شدن به آنها را نخواهند داشت.
۲ ـ پوشش، عامل آرامش روحی و روانی است: بی حجابی و لجام گسیختگی زنان، افراد جامعه را دچار بحران اخلاقی کرده و آرامش را از آنها سلب خواهد کرد، از آن جا که غریزه‌ی جنسی، قوی ترین غریزه‌ی حیوانی است که اگر کنترل نشود و رها باشد، طغیان خواهد کرد و با طغیان غریزه‌ی جنسی آرامش از جامعه گرفته خواهد شد، انسان از نظر غریزه‌ی جنسی، سیری ناپذیر است و هر مقدار که به خواسته‌ی آن تن در دهد گرفتار خواهد شد و هرگز روی سعادت را نخواهد دید. لذا با علمی که اسلام به خطرات این غریزه‌ی مهلک دارد، پیش گیری های زیادی کرده و تأکید داشته که از نگاه به نامحرم بپرهیزید. در این راستا که فرموده: نگاه شهوت آلود، تیر مسمومی است از تیرهای شیطانی (حرعاملی، ۱۴۱۴ق، ج۱۴، باب۱۰۴، حدیث۵).
و یا فرموده: زن و مرد نباید در یک جای خلوت بمانند (همان، ص۱۴۴).
با این که اختلاط بی زن و مرد ممنوع است. در این رابطه، علی (ع) می‌فرماید:‌ای اهل عراق با خبر شدم که زنان شما در راه با مردان برخورد می‌کنند؛ آیا شرم نمی کنید؟ (حرعاملی، ۱۴۱۴ق، ج۱۴، باب۱۰۴، ص۱۷۶٫).
در یک روایت، پیامبر خدا (ص) فرموده: زنان از وسط راه عبور نکنند، بلکه از کنار راه حرکت کنند (همان، ۱۳۲).
یا فرمود: هنگامی که زن در جایی نشست سپس از ان جا برخاست، کسی در جای او ننیشند تا گرمی آن جا برطرف شود (شیخ صدوق، ۱۴۰۴ق، ج۳، ص۴۶۷).
از مجموع این تمهیدات و پیشگیری‌ها استفاده می‌شود که تا عفاف و پوشش نباشد، آرامشی نیست و با رعایت پوشش و حجاب جامعه رو به آرامش و امنیت خواهد رفت. اسلام از یک سو به زن دستور می‌دهد که با پوشش کامل در جامعه ظاهر شده و خودنمایی و خودآرایی و دلبری ننماید و از سوی دیگر به مرد سفارش می‌کند که از چشم چرانی و هرزگی به دور باشد. با رعایت این دو دستور، آرامش بر افراد جامعه حاکم خواهد شد.
۳ ـ پوشش، عامل گرمی خانواده است: از آن جا که در اسلام، هیچ بنایی محبوب تر از بنیان ازدواج و تشکیل خانواده در پیشگاه الهی ساخته نشده است (شیخ صدوق، ۱۴۰۴ق، ج۳، ص۳۸۳)، لذا هر عاملی که به تحکیم این پیوند مقدس و تقویت این بنیان محبوب، کمک کند ارزشمند است. بنابراین، پوشش و عفاف، با آن نقش حیاتی و اساسی که در این زمینه دارد، مورد سفارش اکید اسلام است.
۴ ـ پوشش، عامل محبوبیت و ارزش زن است؛ همان طور که قبلاً یادآور شد، دین اسلام نهایت احترام و کرامت را برای زن قایل است و می‌خواهد که او در جامعه، در کمال حرمت و عزت زندگی کند و به دیگران هم توصیه کرده که جایگاه والای او را پاس بدارند.
۵ ـ پوشش، عامل جدیت در کارهاست: جامعه‌ای که بانوانش دارای حجاب و عفاف باشند و با پوشش کامل در میدان کار و فعالیت ظاهر شوند، فضا و محیطی سالم برای کار و جدیت مساعد می‌گردد؛ در چنین شرایطی افراد فقط به کار و فعالیت می‌اندیشند، فکر و مغزشان به دنبال کار و پیشرفت است ؛ اما اگر به جای حجاب و عفاف بی بند وباری و بی حجابی بر جامعه حاکم باشد، چنین فضایی آلوده و بیمار است و از افراد بیمار و آلوده، انتظار کار جدی داشتن، بیجاست و لذا از آنجایی که اسلام دین کار و انضباط و جدیت است و کار حلال را بهترین عبادت معرفی کرده و از تنبلی و بیکاری و سربار دیگران شدن سرزنش نموده، طبیعی است که مشوق حجاب و پوشش باشد و آن را عاملی مؤثر در فعال کردن چرخ های اقتصاد جامعه بداند.
۶- هر چیزی که گرانبها تر است محافظت از آن نیز سخت و حساس تر و مهم تر است. زن از آنجا که گوهر گرانبهای آفرینش است و نقش انسان سازی و تربیت را بز عهده دارد، با حجاب در حقیقت از هر آنچه تهدیدی برای این گوهر ارزشمند است مستور می‌ماند و حجاب و عفت چون صدفی این در را در برگرفته است.
۷- مهمترین فلسفه حجاب این است که با حجاب آنچه که تفاوت ظاهری در جسم زن است پوشیده شده و او همانند مرد فارغ از جنسیت به تلاش خویش در عرصه‌های اجتماعی بپردازد. در حقیقت حجاب تفاوت ظاهری میان مرد و زن را برطرف کرده و آنان یکسان و مساوی به سوی ترقی گام بر می‌دارند.

۱-۱۲- آثار سوء بی حجابی و زوال امنیّت اجتماعی

بی حجابی یا حضور تحریک کننده زنان در جامعه، از آثار زیانبار اخلاقی، سیاسی، آخرتی و اجتماعی مختلفی برخوردار است که یکی از مهم ترین آن‌ها زوال امنیّت اجتماعی است. بی حجابی با اثرات مهلک خود که در ذیل آمده و شرح داده می‌شود، باعث از بین رفتن بنیه اعتقادی و امنیّت اجتماعی بشریّت می‌گردد.
۱٫ سقوط شخصیّت
حجاب، قانون فطرت است و سرپیچی از قوانین فطری، زن را از هویت او خارج می‌سازد و خروج از هویت انسانی همان و سقوط از جایگاه بلند ارزشی شخصیتی همان. با افول شخصیّت زن، بی بندوباری در جامعه رایج و نظام خانوادگی مختل می‌گردد و در نتیجه امنیّت اجتماعی از افراد جامعه، سلب می‌شود (اکبری، ۱۳۸۰، ص ۱۹۳).
سقوط شخصیت زن به دلایل زیر باعث اضمحلال امنیّت…………………….
………………

 

بلافاصله بعد از پرداخت موفق میتوانید فایل کامل این پروژه را با سرعت و امنیت دانلود کنید

قیمت اختصاصی و استثنایی این پروژه در پایان نامه دات کام : تنها , ۳۳۰۰۰ تومان

 

 

 

 

نقد وبررسی

نقد بررسی یافت نشد...

اولین نفر باشید که نقد و بررسی ارسال میکنید... “بررسی تطبیقی حجاب در فقه امامیه و ادیان دیگر”

4 × 3 =